دانلود سریال The White Olive Tree 2025

 

نام ها: درخت زیتون سفید

محصول: 2025 چین از شبکه iQiyi

ژانر: نظامی | عاشقانه | درام

تاریخ پخش: Feb 1, 2025

قسمت ها: 38

روز های پخش: هر روز

مدت زمان: 45 دقیقه

وضعیت: به اتمام رسیده

بازیگران:

Chen Zhe Yuan – Liang Jie – Wang Tian Chen

قسمت آخر + پشت صحنه اضافه شد.

زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.

خلاصه داستان: در جریان یک مأموریت مصاحبه در کشور ناآرام شرق، سونگ ران، خبرنگار زن شبکه ماهواره‌ای شهر لیانگ، با خطری جدی روبه‌رو می‌شود. خوشبختانه، او توسط لی زان، مهندس مواد منفجره چینی که به‌صورت داوطلبانه در این کشور فعالیت می‌کند، نجات می‌یابد. مهربانی و روحیه کودکانه لی زان، سونگ ران را عمیقاً مجذوب خود می‌کند. در پی دیدارهای مکرر، لی زان درمی‌یابد که سونگ ران با وجود ظاهر شکننده‌اش، زنی شجاع و قوی است که قلبی سرشار از عدالت و مهربانی دارد. اشتراک در آرمان‌ها و هم‌نوایی روح‌هایشان، جرقه‌های عشقی ناب را میان آن دو شعله‌ور می‌کند. اما وقوع یک حمله انفجاری ناگهانی، این رابطه تازه‌شکفته را ناتمام می‌گذارد. پس از بازگشت به چین، هر دوی آن‌ها دوران سختی را پشت سر می‌گذارند و حتی ارتباطشان قطع می‌شود. لی زان از عذاب وجدان و احساس گناه به‌خاطر مرگ دوستی که جانش را برای نجات او فدا کرد، رنج می‌برد. از سوی دیگر نیز، سونگ ران به دلیل عکسی که در جریان همان حمله انفجاری گرفته بود، درگیر حاشیه‌ها و جنجال‌های رسانه‌ای می‌شود. ولی…

.

.

اطلاعات بیشتر سریال

امتیاز: 8.2 از 10 (میزان آراء: 109 نفر)

 

سازندگان سریال:

نویسندگان:

Han Hao

 

کارگردانان:

Huang Chun

 

سایر عناوین سریال:

عنوان بومی سریال:

白色橄榄树

 

عنوان های دیگر سریال:

Bai Se Gan Lan Shu
白色橄欖樹

.

دانلود تریلر

.

نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)

E01: 480p720p1080p

E02: 480p720p1080p

E03: 480p720p1080p

E04: 480p720p1080p

E05: 480p720p1080p

E06: 480p720p1080p

E07: 480p720p1080p

E08: 480p720p1080p

E09: 480p720p1080p

E10: 480p720p1080p

E11: 480p720p1080p

E12: 480p720p1080p

E13: 480p720p1080p

E14: 480p720p1080p

E15: 480p720p1080p

E16: 480p720p1080p

E17: 480p720p1080p

E18: 480p720p1080p

E19: 480p720p1080p

E20: 480p720p1080p

E21: 480p720p1080p

E22: 480p720p1080p

E23: 480p720p1080p

E24: 480p720p1080p

E25: 480p720p1080p

E26: 480p720p1080p

E27: 480p720p1080p

E28: 480p720p1080p

E29: 480p720p1080p

E30: 480p720p1080p

E31: 480p720p1080p

E32: 480p720p1080p

E33: 480p720p1080p

E34: 480p720p1080p

E35: 480p720p1080p

E36: 480p720p1080p

E37: 480p720p1080p

E38: 480p720p1080p

 

.

 

پشت صحنه

E01: 480p720p1080p

E02: 480p720p1080p

E03: 480p720p1080p

E04: 480p720p1080p

E05: 480p720p1080p

E06: 480p720p1080p

.

 

زیرنویس فارسی

ترجمه اختصاصی پروموویز

تمام قسمت ها لینک VIP

تمام قسمت ها لینک رایگان


آموزش خرید اشتراک VIP

چند نکته که قبل از خرید اشتراک باید رعایت کنید

1. در هنگام خرید حتما از آخرین نسخه مروگر فایرفاکس یا کروم استفاده کنید.

2. از ایمیل معتبر برای ثبت نام استفاده کنید.

3. در صورت بروز هرگونه مشکل در خرید، ابتدا سوالات متداول را مطالعه کنید و اگر مشکلتان حل نشد، از طریق ارسال تیکت در پنل خود، باما در ارتباط باشید.

مطالب مشابه

این مطلب بدون برچسب می باشد.

1260
دیدگاه

690 دیدگاه ها
570 پاسخ ها
2 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنش
بیشترین پاسخ
259 ارسال کنندگان دیدگاه
تازه ترین قدیمی ترین پر امتیازترین
ماه نیلوفری🌘🪷

دوست دارم این سریالو پیشنهاد بدم و قبلش بگم لطفا به روحیه‌ی خودتون توجه کنید ، این داستان همونطور که می بینید فقط عاشقانه نیست و به مسائل جنگ
و رنج افراد می پردازه

اسپویل کننده
قلبم با داستان این سریال شکست💔 با همه‌ی وجودم مزه‌ی تلخی رو حس کردم
حتی در لحظات شادشون هم منتظر یک واقعه‌ی بد بودم ، کاملا حس میکردم اصلا شاد نیستند و با عشق می خواستند زخمهاشونو ترمیم کنند اما نمیشد ، درد چیزهایی که دیدند و لمس کردند عمیق تر از عشق و توانشون بود 😭😭😭

🌻𝘀𝘂𝗻𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿

بچه ها 😭
به مناسبت یکسالگی پخش این سریال، یه ویدیوی ویژه ازش پخش شده که انگار توی دنیای موازی، ران ران و آ زان دوباره با هم رو به رو میشن: [ البته اسپویل دار نیست ولی بهرجهت زدم تگشو]

اسپویل کننده
آ زان: ران ران..
سونگ ران: تو اسم من رو از کجا می‌دونی؟
آ زان: پس من رو یادت نمیاد..
سونگ ران: تو شال من رو پیدا کردی!
آ زان: توام کلیدهای من رو پیدا کردی!
سونگ ران: مال توئن؟ پس قسمت بوده همدیگه رو ببینیم.. [😭]
آ زان: حالا که قسمت بوده همدیگه رو ببینیم، بیشتر با هم آشنا نشیم؟ من لی زانم
سونگ ران: منم سونگ رانم
[ لی زان: اشکالی نداره اگر من رو یادت نیاد، من همه عمرم رو صبر می‌کنم تا تو آروم آروم من رو به یاد بیاری، توی دنیایی که درخت‌های زیتون سفید آروم رشد می‌کنن گذشته سختشون رو رها می‌کنن و از همونجا، صلح و خوشحالی و آزادی در زندگی اون‌ها جاری هست… 😭]

فرنگیس🌙

دانلود آهنگ‌های این سریال👇
لینک

Angel

ای کاش ادمین محترم سایت زحمت بکشن اهنگ هارو آپلود کنن تو این شرایط چطور میشه از تلگرام دانلود کرد؟
🥲🥲🥲🥲🤝🏻

Angel

چیزی که من رو جذب این سریال کرد شخصیت لی زان کاراکتر اصلی مرد بود تا به حال هیچ کسی این تاثیر رو من نذاشته بود به حدی قوی نقشش بازی کرده بود و احساساتش خوب رسونده بود که آدم جذب شخصیتش میشد و میشه گفت با اینکه ریز نقشه فوق العاده کاریزماتیکه.
عاشقش شدم 😭

asal🌘

گفتن اینکه سریال خوبی بود کمه، خیلی کمه
حتی کلمه‌ی فوق العاده هم کمه
انسانی ترین سریالی بود که دیدم

اسپویل کننده
من به واقعی ترین شکل درد شخصیتها رو حس کردم، قسمت های آخر که مردم، مقایسه هم میکنم با خیلیها که در همین چند وقت تروما شدن
و به چشمشون کشتار دیدن😭💔 بمیرم واقعن بمیرم برای دلشون
به امید اینکه جهان همیشه در صلح باشه

🌻𝘀𝘂𝗻𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿

لعنت بهش 😭
از دیشب تا حالا این صحنه هزار بار توی ذهنم پلی شد که

اسپویل کننده
آ زان اومد سر ران ران رو نوازش کنه اما دستش و آورد پایین، و وقتی ران ران گفت:”چرا؟”، چقدر مظلومانه به دو تا انگشت قطع شده‌ش اشاره کرد و گفت:”زشته.” 😭

ایکاش واقعا نیت‌های خوب، به نتایج خوب منجر می‌شدن 😭

asal🌘

آزان ممتازترین شخصیتی بود که دیدم و شناختم
نیست انقدر خوب😭

🌻𝘀𝘂𝗻𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿

درسته آ زان با ران ران سرسنگینه، ولی دلیل نمیشه چاقو رو از دستش نگیره چون “چاقو خطرناکه ‌و برای دختربچه هام مناسب نیست” 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
If you know, you know 😭😭😭😭😭😭

Yasmine1998

من به سختی در مورد فیلم و سریال نظر میدم ولی این سریال برخلاف این همه تعریف و تمجیدبود، که یکیش بازیگر های نقش اول زیاد جالب نبودن اصلا شیمی خوبی با هم ندارن دوم اینکه این سریال اصلا فرصت نشون دادن بقیه کاپل ها رو نمیداد و از اول قسمت تا آخر قسمت فقط عشق و عاشقی سونگ و لی زان بود که واقعا از نظر خودم که فیلم عاشقانه هم دوست دارم حالم بهم خورد چون خیلی یکنواخت بود نه دعوایی نه قهری نه زهرماری ..! و به جز چرت پرت های دیگه که حین حادثه آسیب دیده بودن و دوباره برگشتن جنگ😐 خلاصه من که دراپش کردم فقط صحنه هایی که بنجامین بود نگاه میکردم چون خیلی خفن بود کاش بیشتر رو کاپل بنجامین و دکتر پی تمرکز میکردن! با اینکه ژانر هر سریال سلیقه ایه ولی خب گویا انگار دوست داشتن شبیه سریال نسل خورشید کنن که موفقیت آمیز نبود!

rhn

حتی اومدن با این صفحه هم غمیگنم میکنه. نمیدونم کی تو خودم میبینم ادامه‌ی سریالو ببینم ولی تا اینجا چون اسپویل شدم واقعا توانایی دیدنشو ندارم. و فراموشمم نمیشه انگار‌.

Kaira

Sad ending 2X

اسپویل کننده

Ace👽

و اینکه یه جمله‌ توی سریال چندین بار تکرار شد که به نظرم کل سریال رو یجورایی توضیح میده:

«نیت‌های خوب همیشه به نتایج خوب منجر نمیشن.»

Ace👽

خب سریال رو تموم کردم و با اینکه عاشقانه‌ش پسندم نبود و روی دور تند دیدم ولی

3 قسمت آخر
3 قسمت آخر رسما نابودم کرد! این دیگه سد اند نبود خیییلی فراتر بود… فوق تراژدی بود دیگه. با اینکه اسپویل شده بودم و می‌دونستم سد هست، در طول سریال با خودم می‌گفتم این همه فیلم و سریال با پایان غمگین دیدم مگه چقدر میتونه غمگین باشه؟؟ و باید بگم رکب خوردم!😐 جنس غمش فرق داره طوری که میره زیر پوست آدم.
یعنی جوری بود با خودم می‌گفتم کاش همون قسمت 36 که داشتن اسیرش می‌کردن هر دو رو همونجا کشته بودن خیلی خیلی بهتر بود. با افتخار می‌مردن و هم آزانِ بدبخت این همه شکنجه نمیشد و زجر نمی‌کشید و آخرشم اون طوری روح و روانش نابود نمیشد و هم بنجامین زنده می‌موند.
ازون طرف بنجامین بدبخت که تازه می‌خواست بره دانشگاه جونش رو گذاشت آزان رو نجات داد ولی نمی‌دونست این آزان دیگه اون آزان قبلی نیست و آزانی که قبلش از مرگ جیانگ لین ضربه خورده بود دیگه کاملا له شد و می‌گفت من بنجامین رو هم به کشتن دادم😢
فقط می‌سوزم از اینکه آزان بعد از اولین بار که برگشت و دچار PTSD شد می‌گفت می‌خوام برگردم جنگ تا دوباره به خودِ قدیمم برگردم و زندگی عادی داشته باشم ولی نمی‌دونست اندفعه قراره هزاران برابر شکسته‌تر بشه و برگرده. می‌تونم بگم نصفش تقصیر روانشناسش بود که نه تنها اوکی داد به رفتنش و تشویقش کرد بلکه اومد با بقیه هم حرف زد و راضیشون کرد تا بذارن بره.😐 پشمام واقعا!
خلاصه دو قسمت آخر مثل شکنجه بود برام و قشنگ سوهان کشید روی روح و روانم. بدتر اینکه بعدش فهمیدم رمانش از شخصیت‌های واقعی الهام گرفته و پایان واقعی حتی تلخ‌تر از سریال هست دیگه ضربه آخرو بهم زد.
فکرشو بکن یه نفر با شخصیت قوی، مستقل و کاریزماتیکی مثل آزان به روزی بیفته که کاملا ناتوان بشه و وابسته به دیگران و عشق زندگیش باشه. خیییلی ناراحت کننده هست خیییلی بیشتر از مردن.😭
و چقدرر دلم برای بابای آزان سوخت… اونم یکی از بدبخت‌ترین‌ها بود به نظرم. کل زندگیش رو گذاشت پای پسر دسته گلش و حتی ازدواج نکرد تا پسرش یه وقت اذیت نشه و آخرش پسرش اینطوری شد.😭
و اینکه کاااااش قسمت 35 آخرین قسمت بود. نمی‌فهمم وقتی بعد از این همه تلاش و بدبختی تازه آزان تقریبا داشت به آسیب‌هاش غلبه می‌کرد و همه چیز رو پشت سر می‌گذاشت و می‌خواستن برگردن با سونگ ران یه زندگی شاد رو شروع کنن باید همچین چیزی اتفاق میفتاد؟؟ می‌خواستن مارو بسوزونن یا چی واقعا؟ یهویی همه‌ چیز پوچ شد و همه‌ی تلاش‌های قبلی و… معنای خودش رو از دست داد.
غم‌انگیزترین جمله‌ی سریال:
“آزان دیگه هیچ وقت خوب نمیشه”

خلاصه باید بگم بازی چن ژه یوان واقعا خوب بود و فک کنم 100 خودش رو گذاشته بود. نقش فرعی‌ها هم خوب بودن مثل بنجامین و… فقط در مورد رابطه بنجامین و ساشین نمیدونم کارگردان چرا یدونه به نعل میزد یدونه به میخ! این دو رابطه‌شون قشنگ bl طور بود و قشنگ حس عاشقانه میداد ولی توی لحظه‌های به خصوصی یهو اسم دکتر پی آورده میشد تا مارو گول بزنن😂😂

در کل اگر ازم بپرسن دیدنش رو پیشنهاد می‌کنی و اگر برگردی عقب دوباره می‌بینی؟
قاطع باید بگم نه! دوست ندارم سریالی ببینم که روح و روانم رو خراش میده و تا مدت‌ها حالم به خاطرش خرابه… حتی به نظرم اصلا ساختن این سریال اشتباه بوده چون شنیدم ژه یوان هم حالش تا مدت‌ها بد بوده به خاطر این سریال. معلومه دیگه ما که فقط بیننده‌ایم به این روز افتادیم اون که آزان رو زندگی کرده.
من اعتقاد دارم هر کتاب و محتوایی قابلیت تبدیل شدن به سریال رو ندارن و وقتی فیلم یا سریال هم به مخاطب آسیب میزنه و هم به بازیگر نباید ساخته بشه و اینم یکی از هموناست.

Ace👽

و اصلا امکان نداره به کسی که PTSD شدید داره اجازه بدن دوباره به جنگ برگرده!! روانشناس هیچ وقت نمیگه براش خوبه بره با اون محیط روبرو بشه… ودف واقعا

Ace👽

سریال به طرز دیوونه کننده‌ای کندههههههههههه… درواقع یه سریال فوق ملودرامه. هر چی سرعتو زیاد می‌کنم، جلو میزنم بازم کنده. برای مثال حتی اگر از قسمت 15 بری قسمت 22 رو ببینی هم چیز زیادی رو از دست نمیدی!! تقریبا 1 قسمت کامل سوار ماشین بودن حرف میزدن، یه ربع بعد از منفجر شدن بمب درازکشیده بودن حرف میزدن… یه اتفاق بزرگ میفته بعدش تا 15 قسمت بعد هییییچی نداره و فقط زوج اصلی حرف حرف حرف. حتی 1 درصد هم شیمی ندارن و عاشقانه به شدت رومخ و بی‌مزه و تکراری.
تنها چیزی که باعث شد ادامه بدم شخصیت بنجامین بود که اونم خیلی حضورش کمه مثلا یهو 15 قسمت نیست کلا!

Ace👽

الآن قسمت 20 هستم و به بازی دختره عادت کردم دیگه!
ولی معتقدم تصمیمی که لی زان داره می‌گیره:

تصمیم لی زان
برای بازگشت به جنگ به شدتتتت اشتباهه!! رسما داره میره برای مردن… داره خودکشی می‌کنه یجورایی. اون روانشناسه فازش چیه میگه بذار بره؟😐😐

Ace👽

5 قسمت دیدم و باید بگم نقش اصلی زن واقعا بد بازی میکنه… متاسفانه با پسره شیمی هم ندارن!😐 حالا چند قسمت دیگه نگاه میکنم ببینم چی میشه.

رویا

بسیار عالی بود. این عالی بودن روبه بازی زیبای هنر پیشه ها میدم وگرنه داستان جنگی اصلا دوست ندارم. بخصوص مدلی که کشوری توسط دشمن ویران بشه و دیگران بیان کمک.

الی نونا هستم...

من میخوام ببینم، میشه بگید شخصیتهای اصلی آخر سریال قراره بمیرن یا بهم میرسن ؟؟؟

matoshka

شبیه سریال کره‌ای نوادگان خورشید یا همون از نسل خورشید که سونگ‌جونگ‌کی بازی میکرد فقط فرق‌ش اینکه اونجا دختر دکتر بود و اینجا دختر خبر نگار و کنار موضوع عاشقی از خودگذشتگی ادم‌ها و سربازانی که از کشورشون دفاع میکنن و برای صلح می‌جنگند .( برای صلح می‌جنگند 🤔🤔🤔)

F.S

سلامی مجدد بعد از یک هفته😅👋🏻
امروز میخوام بیشتر درباره ی آ زان و ران ران حرف بزنم

درباره سونگ ران
در کامنت ها میخوندم، گفته شد بود که از ران ران یا بازی لیانگ جی خوششون نیومده بود
راستش منم یک ذره سخت با بازی لیانگ جی ارتباط گرفتم یعنی قسمتی میگفتم چقدر قشنگ بازی میکنه قسمتی میدیدم باهاش ارتباط نمیگیرم مخصوصا سر گریه کردن ها ولی خب رفته رفته بازیش بهتر شد
(البته که کلا صدای گریه گاهی رو مخم میرفت)
خود شخصیت ران ران خیلی شخصیت قابل درکی بود
درسته که زمانی که رسما با آ زان رابطشون رو شروع کردن احساس می‌کردم خیلی خودشو لوس میکنه😂
یا زمانی که سر دوتا دانش آموز و موضوع قلدری رو حرف خودش پافشاری میکرد
یا حتی زمانی که فهمید آ زان قصد برگشت به سرزمین شرقی داره بهش گفت دیگه بهم نده
ولی بعد که خودمو میذاشتم جاش میدیدم منم احتمالا تصمیماتم همین میبود
لوس کردن و ناز کردن ذات یک زن هست(اتفاقا به نظرم چقدر خوبه یک خانم اینطوری باشه) و ذات مرد هم تکیه گاه و ناز کشنده
سر دانش آموزان هم از اونجایی که طرف دیگه ی ماجرا رو با چشم خودش دیده بود و دوست برادر لیانگ جین هم با اون چهره خودش اومده بهش گفته بود حق داشت طرف اون دانش آموز رو بگیره و فکر کنه آ زان به خاطر لیانگ جین داره اشتباه میکنه و واقعا سعی داشت حقیقت رو بفهمه
واسه برگشت آ زان و پیامش هم شاید یه خورده زیاده روی باشه ولی قابل درک بود و منم بودم ممکن بود تا این حد واکنش بدم با اینکه در اعماق وجودم اصلا منظورم این نباشه و پشیمون باشم دقیقا مثل ران ران
یکی هم گفته بود تقصیر سونگ ران شد که چند روز بیشتر موندن و باعث شدن آ زان اسیر شه و این بلاها سرش بیاد ولی به نظر من هیچکس از آینده اش خبر نداره و ران ران هم گفت دو روز بذارن سر سفرشون و توی افتتاحیه ی یتیم خانه حضور داشته باشن اتفاقی نمیوفته که خب متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاد
کلا شخصیت سونگ ران
یک دختر قوی، مستقل و بسیار عاشق و در نهایت بهترین تکیه گاه و حامی بود که در زمانی که متوجه زخم های عزیزش شد، شد بهترین مرهم❤️

و اما لی زان
همونطور که کامنت قبلیم گفتم، بازی چن جه(ژه) یوان اصلا جای حرف نذاشت از بس که فوق العاده و حرفه ایی بود
با اینکه کامنت های قبلیم تماما تعریف از آ زان بود ولی باز هم میگم، خود شخصیت لی زان فوق العاده و کم نظیر بود
قوی، آرام، با اراده، با احساس، عاشق حقیقی، تکیه گاه و ….
بدون‌اغراق هرچی از کمالات آ زان بگم کم گفتم
در کل یک مرد واقعی❤️‍🔥

البته که مثل ران ران گاهی تصمیم اشتباه گرفت مثل بازگشتش به سرزمین شرقی که کامنت های پایین تر یکی گفته بود (یا درمیون نذاشتن آسیب هایی که دیده بود با ران ران، هرچند میخواست بگه ولی شرایطش پیش نمیومد) ولی حق داشت و کاملا قابل درک بود
همچنین در کامنت ها گفته شده بود آ زان با این شخصیت با احساسی که داشت کلا از همون ابتدا رفتنش به کشور شرقی اشتباه بود
قطعا برداشت ها متفاوته ولی من لی زان رو با وجود احساسات زیادش انقدر قدرتمند دیدم که به نظرم رفتنش به کشور شرقی کاملا درخور شخصیتش بود
از طرفی آ زان، لیانگ جین رو از زمان های خیلی قبل تر(برادرش کوچک بوده) میشناخته و دوست بودن باهم و درسته ران ران فقط سه بار رفت کشور شرقی و همون دفعه ی اولش با آ زان روبه رو شد ولی خود آ زان از قبل تر به کشور شرقی اومده بوده و داوطلب شده بوده(طبق قسمت های اول و صحبتش با آقای گو که آقای گو گفت فقط همین یک بار رو به خاطرت داوطلب شدم و این یعنی چندبار قبل از باری که با سونگ ران اولین دیدار رو داشته باشه هم اومده بوده) و اطلاعاتش حتی در بعضی جاها(طبق توضیحی که درباره ی یک مکان در مستند ران ران بهش داد میگم) از سونگ ران بالاتر و شناختش بیشتر بود و یه جورایی کشور شرقی حس خونه ی دومش رو داشت و اتفاقا همین شخصیت با احساسش محرکش بوده
بازهم میگم که از نظر من اومدن لی زان به کشور شرقی کاملا درخور شخصیتش بود

آ زان و ران ران شخصیت هایی کاملا واقعی با تصمیمات درست و غلط که واقعا عاشق هم و واقعا نیمه ی گمشده ی هم بودند.
جوری که دوتاشون بهم میومدن🔥
حجب و حیاها و خجالت های اولیه‌شون، احساسات عمیقشون، عشق پاک و ساده‌شون بهم، احترام و محبتی که بینشون برقرار بود، اتقدر زیبا بود که وصفشون در کلمات نمیگنجه🥺❤️
این سریال شخصیت های زیبا و واقعی زیادی داشت👏🏻

مایا the one & only

اسم این سریالو توی کامنت سریالای دیگه دیدم، الانم دیدم جز پرکامنت ترین سریالای سال گذشته بوده. دوس دارم ببینمش چون هم خیلی تعریف شنیدم ازش, هم به خاطر چن ژه یوان(که با بازیش توی سریال fated hearts غوغا کرده)
اماااا هیچ جوره با بازیگر خانمش نمیتونم کنار بیام -ـ-
نه بازیشو دوس دارم نه خودشو🤦🏻‍♀️ حیف…

F.S

سلااااام😃👋🏻
بالاخره سریال عزیزم تمام شد🥲
البته ۵ شب پیش یعنی ساعت ۴ و ۴۶ یا ۴۷ دقیقه صبح روز ۲۰ مهر تمامش کردم…
بماند به یادگار
بریم سراغ خود سریال😃
این سریال در قلبم صدرنشین شد❤️ و نشست کنار دوتا سریال تاپ موردعلاقه ی دیگم…
چقدر از دیدنش لذت بردم
کامنت ها رو در حدی که واسم اسپویل نشه خونده بودم و میدونستم

اسپویل کننده
غم زیادی داره آخراش، خودمم آماده کرده بودم ولی باورم نمیشد واقعا باهاش اشک بریزم🥲

آخ آخ قلبم
اسپویل کننده
هنوزم وقتی به آ زان بعد از اسارت فکر میکنم قلبم سنگین میشه و چهره ام اینطوری 🥺

الهی بگردم
آ زان با اون همه کاریزماتیکی، خفنیت، قدرت و دقت چه کشید تو اسارت که بعدش انقد طفلی و حساس و رنجور شد😓
تا حدی که حتی یادش میرفت لیوانش کدوم بود😞

وای خدا
نگاه هاش بعد اسارت💔
اون چشمهای فوق مهربون و قوی، اون نگاه ها عاشق که هر بار انگار به ران ران میگفت قربونت برم من…. همه و همه‌اش بعد از اسارت تبدیل شد به چشم ها و نگاه های خجل و دردکشیده و غمناک😢

تک به تک لحظه های
بعد از اسارت آ زان دردناک بود💔 جگر سوز بود😭
-زمانی که تازه چشماش رو باز کرد و تو بیمارستان کشور شرقی و با وجود این همه نور به ران ران گفت چقد اینجا تاریکه
-زمانی که دکتر گفت آ زان هیچ وقت دیگه خوب نمیشه(من خودم اون موقع اصن باورم نمیشد ولی الآن به نظرم جمله فوق العاده غم انگیزیه)
-زمانی که خواست با دست آسیب دیدش که دوتا انگشت نداشت ران ران رو نوازش کنه ولی خجالت کشید و دستش رو پشتش قایم کرد و با خجالت زیاد گفت: زشته!
-زمانی که رفتند بیمارستان و حمله عصبی بهش دست داد و ران ران مدام عذرخواهی میکرد و میگفت بیماره و آخرش نگاه های شرمنده و غم انگیز آ زان درآغوش کشید شده و روی زمین بیمارستان به ران ران که درحال عذرخواهی بود
-بعد از حمله و تو خونه که بودن و مکالماتشون باهم
-زمانی که ران ران، آ زان رو که فرار کرده بود دوباره پیدا میکنه و دفتری که آ زان از لحظه ی دیدن ران ران نوشته بود رو واسش می‌خونه و میگه هنوز هم میخواییم باهم ازدواج کنیم و جواب آ زان بهش

خدای من
چقدر آ زان عاشق بود❤️
و چقدر ران ران عاشق بود❤️
و چقدر عشقشون پاک و زیبا بود❤️
ران ران با صبر و حوصله و عشق بی حد و مرز هوای آ زان رو داشت و فوق العاده زیبا مرهم زخم ها و دردهای هم بودند
تک تک حرف هاشون قشنگ و عاشقانه بود
جوری که لی زان فقط با ران ران آروم بود و حال دلش خوش🥺💖>>>>

چه کردی چن ژه(جه) یوان🔥
کلمه ی فوق‌العاده دربرابر این بازیت کم میاره
بازی لحظه به لحظه ی سکانس ها محشر ولی سکانس های بعد از

اسپویل کننده
اسارت
اصن یه چیز دیگه بودن
تک تک حرکات سر، بدن، نوع نگاه ها، دستان و ….
اصن حرفی باقی نذاشته
فقط خواستم بگم
حتی شب عروسیشون، موقعی که کلمه فرار رو نشون دادن و رو به آسمون نگاه کردن لی زان اونجا هم سرش به حالت بیماری لرزش داشت و به آسمون نگاه کرد

نمیدونم منظورمو متوجه شدین یا نه🫠
(یعنی تا آخرین ثانیه جایی که دقت خیلی زیاد میخواد ببینی هم جزئیات و حس نقشش رو حفظ کرده بود)
واسه ی من بازی لیانگ جی به اندازه ی چن ژه(جه) یوان به چشم نیومد. البته که سونگ ران به اندازه ی لی زان فوق العاده بود شخصیتش، و همچنین قشنگ بازی شده بود خیلی ولی واسه من بازی لی زان خیلی بیشتر به چشمم اومد(البته فکر کنم واسه همه اینطور شده باشه)
بازی بقیه هم به نسبت نقششون عالی و درجه یک بود
با اینکه که از بازی چینی ها هیچ شناختی نداشتم ولی فکرش رو نمیکردم انقدر خفن باشن
.
خب دیگه این کامنتم خیلی طولانی شد😆
باز هم حرف دارم واسه همین موکولش میکنم به کامنت بعدی😊
البته از اونجایی که الآن ساعت نزدیک به ۶ صبح هست و شب قبلش هم نخوابیدم😂
کامنت بعدیم رو به شرط حیات میذارم واسه یه وقت دیگه😅
پس فعلا خدانگهدار👋🏻😅

F.S

قسمت ۳۳ ❤️‍🔥

اسپویل کننده
صحنه ی خنثی سازی بمب🔥
ما اینجا آ زانی را داریم که بعد از آسیب شدیدش و تلاش های زیاد ولی ناموفقش برای غلبه بر اختلالش حالا در دنیای واقعی مجبور به خنثی سازی بمب میشه
سخت ترین جنگ زندگیش🥺
و چه خوشحالم که بالاخره ران ران هم متوجه وخامت حالش شد و با وجود خطر بسیار زیاد کنارش موند
نحوه ی آروم کردنش خیلی قشنگ بود🥹
آغوشی که تسکین دهنده بود و قطره ایی که چکید روی دست آ زان و در ثانیه های آخر آ زان رو به خودش آورد❤️
چقدر قشنگ نشون دادن به ظاهر تنها کات کردن یک سیم بود ولی در اصل ماجرا جنگی چنان طاقت فرسا رو آ زان با خود داشت به طوریکه پس از تمام شدن ماجرا دیگه توانی در وجود آ زان نموند و در زیر درخت بر خلاف چند لحظه پیشش اینبار آ زان خسته، کم حال در آغوش ران ران بود💔 و بعد هم در راه بازگشت خواب بود و حتی در تخت واسه یک شب تا صبح، به خاطر این جنگ سخت، مریض شد
چقدر خوشحالم که ایندفعه آ زان تونست از درد درونش با ران ران صحبت کنه و حمایت های بی دریغ ران ران را داشت.
این تقابل در عشق و حمایت گری های دو طرفه حس فوق‌العاده ایی داره….❤️‍🔥

و در آخر هم بگم بازی هردوشون چقدر بی نظیر بود👌🏻🔥 چقدر فوق‌العاده بود🔥