
دانلود سریال Yumi’s Cells 3
با بازی کیم گو اون
نام ها: سلول های یومی فصل سوم
محصول: 2026 کره جنوبی از شبکه TVING, tvN
ژانر: کمدی | عاشقانه | زندگی | درام
تاریخ پخش: Apr 13, 2026
قسمت ها: 8
روز های پخش: دوشنبه
مدت زمان: 60 دقیقه
وضعیت: پایان یافته جایگزین بوسه سیرن
بازیگران:
Kim Go Eun – Kim Jae Won – Jeon Seok Ho
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
آهنگ های سریال اضافه شد.
خلاصه داستان: کیم یو می به رویایش برای نویسنده شدن رسیده است. او حالا یک نویسنده مشهور است، اما روزهایش یکنواخت و خسته کننده شده اند. روزی یک عشق غیرمنتظره وارد زندگی اش می شود. با ورود شین سون روک به زندگی اش، دوباره هیجان را احساس می کند، انگار حادثه ای غیرمنتظره رخ داده است. این رابطه عاشقانه، دهکده آرام سلول های او را دوباره زنده و پرجنب و جوش می کند.
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز:
.
لیست بازیگران نقشهای اصلی: نقشهای مکمل: . سازندگان سریال نویسندگان: Song Jae Jung – Kim Kyung Ran کارگردانان: Lee Sang Yeob . سایر عناوین سریال عنوان بومی سریال: 유미의 세포들 시즌3 عنوان های دیگر سریال: Yoo Mi’s Cells 3 . فصل قبل: Yumi’s Cells Season 2 (Korean prequel) . تیزر و تریلرهای سریال * پخش آنلاین (سافت ساب) WEB-DL E01: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E02: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E03: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E04: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E05: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E06: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E07: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E08: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 . زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب) WEB-DL آپلودبوی E01: 480p E02: 480p E03: 480p E04: 480p E05: 480p E06: 480p E07: 480p E08: 480p . لینک مستقیم E01: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E02: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E03: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E04: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E05: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E06: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E07: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 E08: 480p – 720p – 720p.x265 – 1080p – 1080p.x265 * نسخه بدون زیرنویس WEB-DL * * زیرنویس سریال نمایش لینک های دانلود ترجمه MiniBunny_team . ترجمه ایان تیم * آهنگ های سریال Varios Artistas – Yumi’s Cells 3 Part.1: So Soo Bin – If I Could Read Your Mind Part.2: Shin In Ryu – Spotlight Part.3: Han – Let It Show Part.4: Varios Artistas – Shooting Star, Into My Life Part.5: Anton – Close to Me * دانلود سریال Yumi’s Cells 3 *
Yoo Mi’s Cells Season 3
Yu Mi’s Cells 3
Yumi’s Cells 3
Yumieui Sepodeul 3
Yumieui Sepodeul Sijeun 3
Yumiui Sepodeul 3
Yumiui Sepodeul Sijeun 3
유미의 세포들3




ریتینگ قسمت 1 : 2.5
ریتینگ قسمت 2 : 1.7
ریتینگ قسمت 3 : 2.2
ریتینگ قسمت 4 : 1.9
ریتینگ قسمت 5 : 2.3
ریتینگ قسمت 7 : 2.1
ریتینگ قسمت 8 : 2.5
ببین سلول های یه ادم چی داره که سه فصل ازش ساختن😁کسایی که دیدن بگن چطوریاس ؟
دوستان آدرس سایتی که تست میدادیم سلول منحصر به فردمونو مشخص میکرد چی بود؟🥺
اونموقع نتا قطع بود نشد برم الانم پیداش نمیکنم
بالاخره تونستم فصل سه سریال دوس داشتنیم رو ببینم
اول دو فصل قبلی رو دوباره ریواچ کردم بعد اومدم سر وقت فصل سوم، با اینکه دو فصل قبلی هم دوس داشتم ولی این فصل حسابی به دلم نشست، دو قسمت آخر رو با یه لبخند پت و پهن روی صورتم داشتم میدیدم😍🥰 حیف که قسمتهای این فصل کم بود🫠
دلم برای سلولهای یومی تنگ میشه مخصوصا منطق و گشنگی عزیزم و همچنین سلول منطق سون لوک با اون صدای کیوتش
چقدر این فصل یومی کیوت شده😍
توی فصلهای قبل هم کیوت بود ولی این فصل، فککنم بخاطر مدل موهاش آنقدر کیوتتر شده
مصاحبه جدید جین یونگ که راجع به بابی و فصل سوم حرف زده🥺:
👩🏻 تو درامهای معروف زیادی هم بازی کردی، نه؟ Our Unwritten Seoul، Yumi’s Cells، Still Shining… بین اینا کدوم شخصیتو بیشتر دوست داری؟
🍑 اگه بخوام بین این سه تا انتخاب کنم، هنوزم شخصیت Yumi’s Cells رو انتخاب میکنم.
👩🏻 یو بابی؟
🍑 آره. چون حداقل آدمیه که برای چیزی که میخواد تلاش میکنه. بقیه شخصیتا بیشتر منفعلن، یا فقط تحمل میکنن و میسازن. ولی یو بابی اگه چیزی بخواد، خودش میره دنبالش، حرفشو میزنه، میپرسه، مثلاً میگه “میتونیم باهم غذا بخوریم؟” اینجوریه.
👩🏻 فصل ۳ رو دیدی؟
🍑 هنوز نه. داشتم یه درام دیگه فیلمبرداری میکردم.
👩🏻 اسپویل کنم؟
🍑 آره، اشکالی نداره.
👩🏻 آخرش یومی با سونروک ازدواج میکنه.
🍑 آره، اینو دیگه همه میدونن.
👩🏻 یعنی از قبل میدونستی؟
🍑 آره.
👩🏻 نظرت دربارهش چیه؟ از دید یو بابی؟
🍑 فکر میکنم چیزیه که باید به خاطرش خوشحال بود.
👩🏻 فکر میکنی یو بابی هم بهش تبریک میگفت؟
🍑 آره، صد درصد. چون فکر میکنم یو بابی واقعاً یومی رو دوست داشت. اشتباهاتی کرد، ولی اگه فعلاً اونا رو کنار بذاریم، یو بابی کسی بود که واقعاً عاشق یومی بود. برای همین فکر میکنم تا روز ازدواجش هم حمایتش میکرد.
👩🏻 یعنی حتی اگه آخرش خودش بخشی از خوشبختی یومی نباشه، تا وقتی یومی خوشحاله، یو بابی هم…
🍑 براش خوشحال میشه. و تشویقش میکنه.
سلام.این فصل رو خودتون ترجمه نمیکنید؟آخه دو فصل قبل رو با ترجمه خوب شما دیدم.
من وقتی فصل ۳ رو شروع کردم و چهار قسمت رو دیدم حس کردم که باید دو تا فصل قبلی رو که ندیده بودم ببینم. فصل اول که یومی همه تلاشش رو برای رابطه کرد ولی وونگ نه و من اصلا از شخصیت وونگ خوشم نیومد و به نظرم بالغ نبود. فصل دو با اینکه خیلی از دوستان بابی رو هول می دونستن ولی به نظرم کسی که واقعا برای رابطه تلاش کرد بابی بود و یومی با اینکه برای بابی احترام قائل بود ولی هیچ تلاشی برای رابطشون نکرد و با اولین اشتباه دوست داشتنش به بابی تموم شد در صورتی که خودشم بدون اشتباه نبود. اما سون روک توی فصل ۳ با اینکه سنش کمتر بود از اون شخصیت های بود که تکلیفش با خودش روشنه (چه احساسی و چه جنسی) و خیلی منطقی و بالغانه رفتار می کرد و اوج درکش زمانی بود که با اینکه یومی حلقه رو ازش قبول نکرده بود ولی رفتار و تصمیم درستی داشت. بخش جالب همه این سه فصل این بود که فهمیدم اونجا هم مثل ایران ماهایی که توی دهه ۳۰ زندگیمون هستیم خیلی رابطه رو برای خودمون سخت و پیچیده می کنیم در صورتی که به نظرم نسل جدید این طور نیست.
واقعا سریال خوب و آموزنده ای بود برای من. کاش توی ایران هم به جای این همه ادا و اصول و فیگور که همه توی رابطه برای هم میان ، بیایم ما هم خود واقعیمون رو با همه خوب یا بدی و بدون توهین و جبهه گیری نشون بدیم و با خودمون روراست باشیم و نریم سراغ روانشناسی های زد و تکنیک های مسخره جذب و از این مسائل و برچسب هول و هارمونی و … نزنیم و قبول کنیم که هم خودمون و هم طرف مقابل هر دو اشتباه می کنیم و به هم فرصت بدیم
من بعد از تموم شدن این سریال حالم به معنای واقعی بد شد… درد عجیبی گرفتم و گفتم شاید از قلبم باشه ولی فهمیدم دلیلش همین بوده🥲
میترسم دوباره ببینمش. نمیدونم چی داشت این سریال که تموم شدنش انقدر حالمو بد کرد
طوری شدم که منی که خیلی ریواچ نمیکنم نشستم هر دو فصل قبلی رو ریواچ کردم
حتی الان که دارم کامنتو مینویسم دوباره سینه ام درد گرفته🫠
فقط یه چیز رو مطمئنم، این که یومی و سلولاش تا آخر زندگیم همراهم میمونن🩷
خب سلول های یومی هم بعد از این همه سال تموم شد
نقطه قوت سه فصل این سریال این بود که تو فقط یه اکت از یک بازیگر نمیدید
تمام و تک تک حسایی که یه ادم اون لحظه داره تجربه میکنه رو باهاش شریک میشی دقیقا مثل وقتی که خودت داری یه موقعیتی رو تجربه میکنی پر از احساس و فکر و خیال…
به نظر من توی دو فصل اول این جزئیات احساسات یومی رو بیشتر نشون میداد و خب خوشایند تر بود ولی فصل سه با توجه به تعداد قسمتاش منطقی بود که کمتر بپردازه به این قضایا
من خودم شخصا بابی رو دوست داشتم ولی از اول یه باگ شخصیتی بزرگ داشت اونم این بود که زیادی گرم برخورد میکرد(میدونم برونگرا بود ولی بابی یه چیزی فرا تر از برون گرا بودن بود) مثلا وقتی هنوز با پارتنر قبل از یومی بود با یومی خیلی به نظرم صمیمی برخورد میکرد. و راستش من با این ادما خیلی نمیتونم ارتباط بگیرم انگار که این مهربونی اشون صرفا یه عادته و باهمه اینطوریه
اما پارتنر سوم یومی توی همین سریال اصلا این شخصیت رو نداشت و میشد بهش اطمینان کرد
خلاصه که اره بابی قلبمو شکوند و ناراحت کننده تر اینه که من اگه جای یومی بودم بابی رو میبخشیدم
فکر کنم فقط من فصل دو رو از تمام فصل ها بیشتر دوست داشتم🧍🏻♀️
وقتی تعریف ها از بابی رو میبینم و بهش میگن رویایی و بی عیب و نقص و چرا باید چشم رو خوبیاش بست و فقط چون یه کوچولو دلش لرزیده😖 باهاش کات کرد و به وونگ میگن آدم مچ کامل برای یومی که همه جوره باهاش خوشحال بود وقتی صدبارفقط ازدستش گریه میکرد و عصبانی میشد و غرورش له میشد 🤧( وقتی طرف نه غرورشوبراش کنار گذاشت و نه اولویتش بود نه حس ازدواج داشت و شخصیتو همه چیش با یومی فرق میکرد) و سونروک رو آدم بیشعور وبد و عوضی و هورنی و هَوَل میدونن وقتی همه کاری برای یومی کرد و هیچ وقت اشک یومیو درنیاورد و رابطه ای بود که یومی همه ش اعتماد به نفس داشت درحدی که داشت خودشیفته میشد 🤣هی میگفت من همیشه خوشگلم😂 و اون یبس بودناش به خاطر چهارچوبش بود که برای غریبه ها خرج نمیکرد دوست دارم جیغ بزنم و سر به بیابان بگذارممممم😭😭😭🤣🤣🤣🤣….
از کامنتای اینجا میشه فهمید این همه روابط شکست خورده وسمی تو جامعه برای چیه… برای اعتماد های دوباره به بابی ها و کش دادن رابطه های ناخوشنود و پرازنقص با وونگ ها و دست رد زدن به سینه سونروک ها بابت نشناختن درست شخصیتشون و سوتفاهم ها...
و وقتی میشنوم که میگن : (اینکه اصولتو برا هیچ کس نشکونی و یه چهارچوب سفت دورخودت داشته باشی برای همکارا و بقیه و فقط واسه عشقت بشکونی و ازاون به بعد ژنرال قلبت بشه محافظ عشق زندگیت) یعنی آدمی هستی که چون اصولتو زود و به راحتی تغییر میدی پس حس و عشقتم به اونی که دوست داری راحت از دست میدی و عوضش میکنی 🤣🤣😭😭
نشستم به در نگاه میکنم دریچه آه میکشد…😭😭😭
پینوشت: بعضی دوستان کامنتو درست بخونید مث قبلیه فک نکنید هیتره منم 🤣🤣😭😭
بچها من عاشق سلول منطق بودم و نگم براتون وقتی دیدم بلاخره اونم اندازش بزرگ و قلدر شد😍😂
یعنی همشونو دیده بودم ولی اون یه جور دیگه چسبید😂😂😂
من یه سکانس از مجموع فصل ها رو خیلی دوست داشتم، اونجا که سلول عشق بعد خیانت قاطی میکنه و همه چی رو نابود و یومی میاد به دهکده و میگه دیگه تمومش کن… تو سلول منحصر به فردم بودی فقط چون قرار بود من خوشحال باشم:))))
این سکانس تو زندگیم برام خیلی الهام بخش بوده
خلاصه تمام سریال محور یومی بود و جدای نظرات من راجب همه شخصیت ها تفاوت و شیرینی تمام سریال با بقیه سریالا برای من همین بود که دهکده ای تمام قد و فقط برای یومی… عاشق اون آی لاو یومی سلول قاضی بودم…
فقط اون لحظه که سلول عشق گفت دارم وونگ رو درک میکنم:)))))
هعی آدم درست زمان نادرست…
بچه ها الان دو هفته از وقتی آخرین قسمت رو دیدم میگذره و باید بگممممم هیچکی اندازه رونگ مناسب یومی نبود. حالا میگید موآن کرد و شما موآن نکردید. ولی انصافا یومی عاشقش بود. حالش باهاش خوب بود. مکمل همدیگه بودند. یومی سر به هوا و شلخته، اون تمیز و مرتب…همو درک میکردند.
بابی هم تکلیفش مشخصه عاشقش نبود.
سونروک اما، اصلا به نظرم آدم خوبی نیومد. اون اوایل برام جذاب بود. حتی اونوقت که تمومش کردم.
ولی کلا انسانی که از اصول خودش دست بکشه، میتونه از آدمی که عاشقشه هم دست بکشه.
ببینید آدم میتونه هر موقع که دید اصولش، یه چیزایی رو نقض میکنه، از یه سری اصولش دست بکشه. حتی وقتی پیر شد…
ولی نه همهی اصول.
قواعد شخصیت آدم ها رو شکل میدن، من میتونم تو خیابون دست بزنم جیغ بکشم هورا بکشم. چی منو از انجام این کار منع میکنه؟ اصولم. اگه شخصیتم کامل به خاطر فرد دیگه عوض بشه. اون آدم هم بعد چند سال میتونه جایگزین بشه.
اینا به کنار، یومی واقعا اونوقت که سونروک میگفت الان تو سینما هستیم، الان تو جنگل هستیم… به عمق تفاوت سنی پی برد. یعنی هر آدم دیگه بود سریع کات میکرد.
سونروک سنشم کم نبود، خیال پردازی سن و سالی داره و حدی داره.
دیگه از یه سنی به بعد، مسخره به نظر نمیرسه؟
من فصل اول و دوم رو مجددا ریواچ کردم .
چرا ؟ چون توی کامنتها به مسائلی اشاره کردین که من اصلا متوجه شون نشده بودم !! مخصوصا در رابطه با وونگ ! و اشتباهاتش ! من بارها خودم رو جای یومی میگذاشتم و نمیتونستم از وونگ یا بابی بگذرم ! تا اینکه تحلیل و بررسی شخصیت وونگ رو توسط کاربرها ، توی کامنت ها خوندم ! مرسی واقعا ازتون : )
اما در رابطه با بابی ، هنوزم نمیفهمم چطور شد که یومی اون عشق عمیق و آتشین و خوبی های بابی رو تونست کنار بگذاره ! متوجه شدم که دل بابی برای کارآموز ِجدید لرزیده بوده ، اما تا حدودی تحت کنترلش بوده و حتی یه جایی شاکی شد که چطور خودش به یومی سر قضیه پاتدول اعتماد کرده اما یومی به اون نه ! و کاراموزه رو هم جوری از خودش روند که مشخصا نشون میداد این دل لرزیدنه ، خیلی سطحی و بی مفهوم بوده . مثلا وقتی یومی با وونگ بود ، بخاطر اینکه اکسشو توی عروسی دوستش قرار بود ببینه سعی کرد توی چشم باشه ، هم خودش هم دوست پسرش و حتی به دروغ گفت قراره ازدواج کنن . . . ! حرفم اینه که بعضی وقتها میدونیم قصد و نیت جدی ای در کار نیست ، فقط حماقتهای کوچولو و بی دردسر ادمیزادیه ! و میشه ازشون گذشت !
: ( نمیفهمم یکی مثل بابی توی دنیای واقعی رو با اون حماقت کوچیک سطحی ، چطور و با چه منطقی باید کنار گذاشت ! و اینکه کنار گذاشتنش کادر درسته است یا نه برعکس بخشیدن و اصلاح کردنش !
واقعا این فصل به شدت واقعی تر و واقع گرایانه تر از فصل ۱ و ۲ بود
به خصوص فصل ۲ که بابی یک شخصیت فرا زمینی بود بدون هیچ عیب و نقصی
مشابه این داستان رو توی زندگی دوست و آشنا زیاد دیدیم
از اون سریالایی که میره یه گوشه قلبت و هروقت بهش فکر میکنی حس ارامش و گرمی میکنی
باید بگم به جز سلول های یومی ؛سلول منطق سون روک هم دوست داشتم مخصوصا صداشووووو عزیزممممم چقدر کیوت صداش میکردد🥹🥹🥹🥹سون لوکاااا😭🥹
و بالاخره انتظارها به پایان رسید و میتونم فصل ۳ رو ببینم.
من هر چقدر از علاقهام به این سریال بگم کمه. عشقه نگا، سلولهای دوستداشتنی، بازیگرهای خوب، داستان خوب، کلا همه چی.
برخلاف نظر بقیه گریم یومی رو دوست داشتم، و اینم باید در نظر گرفت که فصل اول سریال برای سال ۲۰۲۱ بود و بازیگرها هم سنشون رفته بالا و طبیعیه تغییر کرده باشن. این استایل لَش و بگ یومی رو هم به اون جلیقههای مسخره ترجیح میدم.
بازیگر پسره رو دوست دارم و شیمی بینشون رو هم پسندیدم.
شما رو نمیدونم ولی من عجیب خرذوق میشم و عر میزنم سر صحنهها، مخصوصا چون همین اواخر فصل ۱ و ۲ رو ریواچ کردم و به شدت منتظر دیدن فصل ۳ بودم، جور دیگهای بهم میچسبه.
در رابطه با شخصیتها:
یومی:
در رابطه با صحنه صحبت تو قسمت اول، اینکه یومی هعی سعی میکرد بحث رو با پسره باز کنه، یومی به عنوان یه بزرگسال و آدم بالغ لازم نیست همیشه در حال صحبت باشه و این فکر رو داشته باشه که اگر سکوت باشه پس جو خستهکنندهست، نه، اتفاقا تو این مواقع سکوت کردن خیلی خوبه. چه بسا وقتی فقط برای گرم کردن شرایط فقط یه نفر حرف بزنه، بقیه اذیت میشن و ممکنه فکر کنن که چقدر فلانی حرف میزنه و در واقع با صحبت نکردن باعث میشن طرف مقابل یه نفسی بگیره. کلا دو طرفه باید باشه اینجور چیزا.
لجبازیهاش هم برام بانمکه، هر چند اینکه همون اول میخواست مدیر برنامه رو عوض کنه خیلی بچگانهست، ولی خب خداروشکر دید دلایلش منطقی نیست و فعلا کوتاه اومد.
صحنه رانندگی هم برام از این نظر جالب بود که داشتم به این فکر میکردم که اگر به جای سون روک، یو بابی یا وونگ تو این صحنه بودن چه طور عکسالعملی نشون میدادن؟ بابی شاید جنتملن بود، ولی حس میکنم وونگ عصبی میشد یا عصبی هم نمیشد بعید میدونم انقدر خوب میتونست اوضاع رو کنترل کنه و سعی کنه یومی رو راهنمایی کنه، بدتر خودش دست و پاش رو گم میکرد.
اینکه توی قسمت ۳ احساسات یومی یهو تغییر کرد دیگه زیادی تخیلی و رمانگونهست. منطقم قبولش نمیکنه و تعجب میکنم که حتی سلول منطق هم از سون روک خوشش اومده به این زودی. البته از یه طرفم به قول سلول عشق، آدم به سلولها و یومی حق میده، چون این مدت اتفاق جذاب و شادی براشون نیفتاده و همه چی زیادی یکنواخت شده براشون، در نتیجه چنگ زدن به این اتفاق. ولی بازم میگم که توی قسمت ۳ زوده این اتفاقات بیفته، اما چون کل سریال ۸ قسمته خواستن همه چی رو سریعتر پیش ببرن…
رقابت بین سلول عشق و نویسنده هم جالبه برام. آدم به سلول نویسنده هم حق میده، یومی هر سری سر پارتنراش و عشق کلی باعث بیثباتی تو دهکده شده، طبیعیه که سلول نویسنده نخواد اون ثباتی که اخیرا بهش به سختی رسیدن رو از دست بده.
قسمت ۴، یومی چه شجاع شدههههه. البته بعد از یه سنی آدم هم تجربه و اعتماد به نفسش میره بالا و توانایی و ظرفیت این رو داره نه بشنوه.
چقدر اون تیکه که یومی حال نویسنده کیم رو گرفت خوب بود. پیشرفت سلول احساس رو میشه دید. نه تنها سلول احساس، بلکه بقیهشون هم پیشرفت کردن.
کلا رفتارهای خیلی بالغانهتری از خودش نشون میده یومی. با فصلهای قبلی خیلی فرق کرده. مثلا تو فصل ۷ دیدیم که منطق سلول احساس رو کنترل کرد.
اینکه برخلاف پارتنرهای قبلی، سلول منطق به ورود سلول عشق سون روک اجازه داد هم یه تغییر اساسی بود.
شین سون روک:
اون تیکه رانندگی هم برام جذاب بود، خوب شرایط رو کنترل کرد و همین باعث شد یومی هم آرامش داشته باشه، ولی اینکه همچین تیکهی غیرمستقیم به یومی انداخت اصلا به مذاقم خوش نیومد، بدم میاد وقتی به رانندگی خانوما توهین یا مسخرهشون میکنن. به جای اینکه بگن بیشتر تمرین کن، چرا میگن کلا بذارش کنار، موندم واقعا😑
توی قسمت ۳ که دنیاش رو نشون دادن، من واقعا لذت بردم. چه دنیای قشنگی داره، کاملا متفاوت با دنیای هوشمند وونگ و دنیای گرم و چراغونی بابی بود. آرامش خاصی داره و یه طوری انگار حس بالغانه ازش میگیری. اینکه با خودش و خلوت خودش حال میکرد رو خیلی دوست داشتم و باهاش همزادپنداری کردم. سلولهاش هم خیلی کیوت بودن تا اینجا، منطقش که اصلا یه چیز دیگهست😂
جاهایی که نیاز بود به یومی توضیح میداد و عذرخواهی میکرد. نمیذاشت سوءتفاهم ادامه پیدا کنه، مثلا اگه الان وونگ بود سرسری رد میشد یا بابی با یه لبخند و شیرینبازی جمعش میکرد.
اونجا که اول یومی بهش گفت با هم فیلم ببینیم و گفت نه، حال کردم باهاش، یذره از این توانایی نه گفتنش رو بده به یومی. تا الان که رفتارش خوب بوده. اینکه مرز میذاره و خیلی پسرخاله نمیشه مثل یو بابی واقعا برام جذابه و به دل میشینه.
اصولی که برای خودش داره واقعا عالین. پسندیدم واقعا. کاملا با پارتنرهای قبلی یومی فرق داره. چقدر هم سلول احساسات و سلول عشقش خلاقانهان.
تو قسمت ۶ اینکه اومد به اون رستوران و حال اون مرده نویسنده کیم رو گرفت خیلی جذاب بود. خودش نمیدونه ولی دلش برای یومی رفتههه. نصف شب هم که رفت استودیو به بهانه درست کردن پلیاستیشن… اونجا هم که ویراستار آن گفت بیا معذرت خواهی کن ولی اون رفت استودیو یومی قشنگ بود. هر چند نمیدونم چرا واقعیت رو توضیح نمیده و نمیگه چه اتفاقی بین اون و آقای کیم افتاده.
صحنههای عاشقانهشون هم خیلی قشنگه. قسمت ۷ کلی عرررررر زدم. وایییی. چقدر سلول شهوت سون روک باحاله. البته هیچی به سلول شهوت یومی و خلبازیاش نمیرسه😂
اونجایی که سون روک تغییر اصولش رو قبول کرد و گفت ما آدمیم و ربات نیستیم رو پسندیدم. اینکه شجاعانه با ویراستار آن روبهرو شد و جلوش خجالت نکشید و از احساساتش میگفت یه گرین فلگ بزرگه.
و اینکه از نحوه عکس العملش به قضیه دوکبوکی فروشی بابی هم تعجب کردم، یا اینکه بعد از خواستگاری به یومی فرصت داد و همه چی رو توضیح داد.
شخصیتهای دیگه:
این نویسنده آن ده یونگ هم ولی کارش اشتباه بودا، اصلا از یومی نپرسید نظرت راجع به آقای کیم چیه؟ یا اینکه یعنی از زنش یی دا نشنیده که یومی گفته از آقای کیم خوشش نمیاد. دیگه جفت کردن آدمها هم یه اصولی داره، یه حد و اندازهای داره. قیافه یومی داد میزد من از این آقای کیم خوشم نمیاد.
عکس عروسیشون همراه با سلولها عالی بود. دلم تنگ میشه براشون. کم بود واقعا. کاش بیشتر میساختن.
بچه ها شاید نامناسب باشه اینجا دربارش حرف بزنم اما شما چطوری با غم از دست دادن یه رابطه و پارتنرتون کنار میاید؟؟ انقد قلبم دردمیکنه و نمیتونم درست نفس بکشم دارم روانی میشم اگه واقعا راهکاری دارید کمکم کنید :((((((
رسالت کسایی که بعد از اتمام پخش سریال شروعش کردن : کلا شما شعورنداشتین ذوق کردین سریال با آشغال برابر بود و معلوم نبود چرا و کی و چی عاشق هم شدن فقط یومیو به یکی رسوندن چون مثل فصلای قبل لفت پیدانکرد که آخرش به کات برسه و سلول عشق یومی به جنون برسه و اشک یومی دربیاد این بار یه پسر عاقل و بالع اومد سریع دستشوگرفت بردش خونه بخت یعنی سریال مضمون نداشت مثل فصلای قبل و تمام پیام کل سه فصل کنار هم و نحوه روابط مختلف باآدمای مختلف کشک و دوغ بود
وظیفه ما گند زدن تو کل جو مثبت کامنتاست…
رسااتتون با موفقیت انجام شد دوستان !!!
بچه ها ببینید واقعیت زندگی ادما همینه
عشق و عاشقیا مثل کیدراما نیست
بعضی وقتا قشنگ تر و بعضی وقتا بدتر
گاها عاشق شدن به این معنی نیست یک سال با طرف تو رابطه باشی بعد ببوسیش یا دستشو بگیری یا تازه بفهمی عاشقشی
یه سری رابطه ها هم همین شکلی کشکی کشکی به خودت میای میبینی ای بابا دلمو دادم رفت که
اونم تو سن یومی
بعد کلی وقت که سلولاش خواب بودن یهو با لج و لج بازی از حرص از یکی خوشش اومد به خودش اومد دید دلو باخته
اتفاقا پوینت مثبت این فصل این بود که کل ۸ قسمت روی زوج اصلی تمرکز کرده بود
و به شدت برام پخته تر بودن یومی لذت بخش بود اینکه چجوری سلول منطقش قوی تر شده بود و با دقت تصمیم میگرفت
یادتون باشه سر دو فصل قبلی خیلی حرص خوردیم از دست کاراش
بدیش فقط به این بود که ۸ قسمت کم بود برا نشون دادن عمق عشق این دو نفر
این زود بوسیدنا و زود بعد شب اول رابطه داشتنا و بعد یک ماه خواستگاری کردنا اصلا رد فلگ نیست همچی بستگی به دوطرف داره
خلاصه ببینید از پخته تر شدن یومی لذت ببرید
اینکه یومی اینجوری شل کرد و اویزون بازی در اورد به قول یه سریا تو کامنتا فکر میکنم بخاطر این بود که خیلی وقت بود وارد رابطه نشده بود عشق و همه حساش از بین رفته بودن یا خاموش بودن طبق داستان
میخاست شور و اشتیاقی که به یومی برگشته رو نشون بده و اینکه بعد این همه مدت یهو یک نفر همه این حسارو توش زنده کرد طبیعیه که اینجوری رد بده اویزون طرف بشه
البته این نظر منه