خلاصه داستان: شن جیالان که زمانی نوهی یک خاندان اشرافی بود، پس از اینکه خانوادهاش به دروغ به خیانت متهم میشوند، جایگاه و زندگیش را از دست میدهد. نامزدش، لین جینچی، او را رها میکند و جیالان ناچار میشود با هویتی جعلی بهعنوان خدمتکار وارد خانهی او شود. اما با وجود تمام سختیها، تسلیم سرنوشت نمیشود و…
.
.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز:
سازندگان سریال:
نویسندگان:
Tong Hua
کارگردانان:
Huang Ying Xiang
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
兰香如故
عنوان های دیگر سریال:
Lan Xiang Ru Gu
Orchid Fragrance Remains
The Story of Xiang Lan
蘭香如故
واقعا دوستش داشتم و لذت بردم از دیدنش توجه به جزییات و نماد سازی سینماتوگرافیش ،همه چی عالی بود، خیلی لذت میبردم که آنقدر زیبا فرهنگشونو به تصویر میکشن، کاش ماهم میتونستیم،انگار داشتم یه زندگی واقعی به دور از اغراق و با جزییات میدیدم (با چاشنی خوش شانسی گه گاهی)
مثل بقیه سریال های زن محور سعی نکرده بود شعار های الکی بده که خانوم ها همه فن حریفن یا می تونن مثل مردها یا حتی بالاتر تو میدون جنگ باشن، بلکه خانوم ها هم می تونن با حفظ ظرافت و ذکاوت در جای خودشون کم از مردها نداشته باشن و مکمل راه همدیگه باشن لزومی نداره که حتما یک خانم ژنرال زن باشه یا امپراتو باشه یا وزیر فلان که خفن بشه😃
آب نبات منشی یو🫒
ادمین جان و دوستان سریال چینی مثل این سریال یا ی سریال قوی احتیاج دارم میشه لطفا معرفی کنید
نیرا
بر خلاف جریان اولین سریال بود که عاشق ost ها یا همون آهنگ هاش شدم اونقدر که چند بار می زدم عقب و دوباره گوش میدادم به نظرم خیلیی به سکانس هاش می یومد در مورد لوکیشن باید بگم خیلی روش کار شده بود و واقعا هم عالی از آب در اومد. اینکه فضای نسبتا زیادی رو نشون می داد باعث می شد بیشتر درکش کرد. و سومین مورد فیلم برداری بود که خیلی حرفه ای انجام شده بود. در نهایت برخلاف جریان یک سریال فوقالعاده و پیشنهادی از اون سریال هایی که وقتی بهش می رسی با خودت میگی چرا زودتر ندیدمش.
نیرا
به نظر من عشق بین جین چی و لان شیانگ فوقالعاده بود یکی از واقعی ترین عشق هایی بود که میشد در یک سریال دید نه اونقدر بهش پرداخته بود که غیر واقعی به نظر برسه و نه اونقدر کم اهمیت نشونش داده بود بلکه دقیقا مثل اکثر زندگی های موفق با زوج های عاشق بود. ( البته به نظرم لان شیانگ فقط جین چی رو دوست داشت و این جین چی بود که به این زندگی واژه عاشقانه رو تقدیم کرد ).
اسپویل کننده
اون لحظه ای که جین چی توی بغل لان شیانگ نخ های قرمز رو دور خودشون پیچید خیلیی غم انگیز بود و عشق جین چی زیاد از حد تحت تاثیر قرار داد و یاد این آهنگ افتادم { به لحظه ی دیدار قسم می خورم / دوباره با تکرار قسم می خورم / به عهدی که بستیم قسم می خورم / تا روزی که قلبم هنوز می زنه / تا وقتی که جونی توي اين تنه / تو روزای خوب تو روزای بد / همیشه باهاتم قسم می خورم / همیشه باهاتم قسم می خورم 😭
نیرا
در مورد لان شیانگ عزیزم.
اسپویل کننده
لان شیانگ با وجود از دست دادن تمام خاندانش اما هیچ وقت راهش رو گم نکرد بلکه همون طور که مادرش بهش گفت : تو نه تنها خوب زندگی کردی بلکه به بقیه هم کمک کردی. و این درست ترین جمله در مورد لان شیانگ بود اون علاوه اینکه تلاش کرد تا با وجود سختی های اون دوران برای یک زن ، محکم برای خواسته هاش بجنگه و از حقش کوتاه نیاد بلکه به زنان دیگه هم یاد داد و خیلی جاها پشتشون بود و کمکشون می کرد و در نهایت هر چند زمان زیادی سپری شد اما تلاش های اون و نوشته های اون به سرانجام رسید و بی گناهی خاندان شن ثابت شد. لان شیانگ می تونه الگوی فوقالعاده ای برای تمام دختران و زنان باشه امیدوارم همه ی ما ار اون یاد بگیریم و به زیبایی زنده بمانیم و زندگی کنیم
نیرا
دوست دارم اول از همه از جین چی شروع کنم
اسپویل کننده
شخصتی که وقتی مرد بی اختیار گریه کردم همون طور که قبلا گفتم جین چی یک شوهر خیلی عاشق بود و چه حیف که سرنوشت اجازه نداد بیشتر در کنار لان شیانگ و بچه هاشون بمونه و خیلی زود از دنیا رفت . دوست داشتم حالا که آخر سریال اینقدر غم زیاد بود حداقل مراسم خاکسپاری جین چی رو نشون بده و آدم های اطرافش رو وقتی که جین چی دیگه پیششون نیست و ناراحتی شون رو اما متاسفانه نشون نداد و من تصور کردم که اون ها وقتی که براش پول کاغذی می سوزونند چقدر غمگین اند. جین چی عزیز تو به عنوان یک همسر، یک پدر ، یک برادر ، یک مرزبان، یک انسان به خوبی زندگی کردی امیدوارم در زندگی بعدی از تمام بند ها رها باشی نیاز نباشه برای خاندانی زندگی زندگی ، نیازی نباشه راهی رو در پیش بگیری که خون ریزی های زیادی داشته باشه و همون طور که آرزو کردی لان شیانگ رو دوباره ملاقات کنی و این بار اون با تمام وجود عاشقت باشه.
نیرا
این سریال پر از شخصیت هایی هست که هر کدوم داستان زندگی خودشون رو دارند دوست داشتم به همه بیشتر پرداخته بشه اما حیف قسمت های سریال کافی نبود.
اسپویل کننده
لین جین چی و لان شیانگ => شخصیت های اصلی .
لین جین لان و تان سو هوا => جین لان بیماری قلبی داشت و زود مرد.
لین جین چیائو و چنگ فنگ شیان => جین چیائو واقعا حیف بود برای داشتن همچین زنی.
لین جین سن => بچه که بود بانمک بود به نظرم در آینده شخصیتی شبیه جین چی می شد.
لین شیورو و مرزبان یوان => حیف که این دوتا آخرش به مشکل خوردند و مرزبان یوان هم مرگ غم انگیزی داشت .
لین شیووان و شیه جائو => شیو وان دختری بود که اگرچه اولش به مشکل خورد و راه اشتباهی رو رفت اما همین اشتباه باعث شد در آینده راهش رو پیدا کنه و آدم بهتری بشه.
لین شیو لای => در نهایت در کنار خانواده اش خوشبخت شد.
لین شیو شو و یانگ سان یه => شیو شو از معدود دخترای خاندان لین بود که ازدواج آرومی داشت.
جیو گائو و یوچان => جیو گائو وقتی با یوچان ازدواج کرد مرد زندگی شد.
نان که و شائو لیان => این یکی از زوج هایی بود که دوست داشتم بیشتر در موردشون ببینم .
گان تانگ و دو دا سونگ => گان تانگ خودش شوهرش رو انتخاب کرد و در مورد این هام زیاد نشون نداد.
بائو گای => تا آخر ازدواج نکرد و در کنار لان شیانگ موند.
محقق هان و همسرش => با اینکه نظر های مختلفی مجود داشت که بعضی ها از جمله خودم احتمال می دادند محقق هان اونقدر ها هم آدم خوبی نباشه اما تا آخر خوب موند و در نهایت به خاطر آرمان ها و کشورش و ظلم و بی کفایتی امپراطور جونش رو از دست داد.دوست داشتم در مورد این زوج هم بیشتر نشون بده.
این سریال یک عالمه شخصیت های دیگه هم داشت از جمله ژائو شینگ تانگ => همسر اول جین چی که به نظرم یکی از غم انگیز ترین مرگ ها رو داشت.
و یک عالمه شخصیت دیگه که تک تک شون فوقالعاده بودند.
مایا the one & only
در مجموع، ۴۷ قسمت همراه این سریال بودیم و درحال پخش دیدیمش، هرروز شوق دیدنش رو داشتم، ماجراهاش برام جالب بود. متفاوت بود با بقیه سریالا و تفاوتش توی «هنر زندگی کردن» بود.
حقیقتا به قهرمانای واقعی زندگی خیلی نزدیکتر بود.
قهرمانای واقعی زندگی کیان؟ کسایی که توی دوران سخت زندگی و روزگاران تیره، کم نمیارن، ادامه میدن و آدمای بدی هم نمیشن، برای نجات زندگی بقیه هم تلاش میکنن.
دختر داستان باهوش بود ولی ابرقهرمان نبود که از ناکجاآباد همه چیو حل کنه، اتفاقا مث یه آدم نرمال، زندگیش پستی بلندی داشت. حتی یه جاهایی هیچ کاری از دستش بر نمیومد. ولی قدرتش از اطلاعات میومد(این میتونه الهام بخش باشه، اینکه بدونی آگاهی میتونه کلید موفقیت باشه، مث تموم دفعاتی که به خاطر دونستن قوانین میتونست ایده بده). ولی این واقعیت هم نشون میداد که قدرت قدرته و نمیشه در برابرش بی پروا بود…
۸ قسمت اخر خیلی روی دور تند بود، جاهای قشنگ هم زیاد داشت ولی شاید جا داشت خیلی چیزا باز بشه.
درباره دختر و پسر داستان هم
اسپویل کننده
شخصا میتونم قبول کنم عشق بینشون رو، یکیشون کلامی همه چیو ابراز میکرد یکیشون هم در عمل نشون میداد، فقط دلم میخواست یه کم بیشتر به خودشون پرداخته میشد، بیشتر انگار در حال رفع مشکلات بقیه بودن و کمتر به مسایل خودشون پرداخته شد ولی بازم سلیقه ایه.
حین دیدنش خیلی لذت بردم، نمره خوبی هم بهش میدم ولی بعدها دوباره نمیبینمش. ازیناس که یه بار دیدم و بسه.
نمره ۸ رو بهش میدم.
Hanilii
واقعا سریال قشنگی بود ازش لذت بردم 💙
فرزانه
47 قسمت سریالی که بنظرم هیچ سکانس اضافهای نداشت، اصلا حس نمیکردی جایی کش اومده یا بیخود طولانی شده. 👌🏼👌🏼👌🏼 ارزش تمام رکوردشکنیها رو داشت.
اسپویل کننده
نویسنده از اصلیترین تا فرعیترین کارکترهاش رو روایت کرد هیچکس رو نصفه کاره یا بی دلیل رها نکرد.
ما حتی بطور غیر مستقیم شاهد داستان زندگی اون دختر سبزی فروش هم بودیم، از نوجوانی تا وقتی دوتا بچه بزرگ داشت و انگار خودش دیگه نبود. (شاید همه تا اواسط داستان منتظر نقش گرفتن این دختر بودیم ولی نقشش انگار نشون دادن گذر زمان به ما بود.)
شن جیالان با جریان زندگیش همراه شد و شو لان شیانگ شد و به قولی که به مادرش داد عمل کرد و زندگی کرد و حتی به بقیه هم زندگی داد. ❤️
نکته جالب دیگه بنظر من سیاه نبودن پدر بزرگ جین چی بود، شاید هرکسی با دیدن قسمت اول این برداشت رو میکرد این مرد قراره بعدا نقش منفی باشه و اذیت کنه ولی این آدم فقط یه برههای از زمان بخاطر نجات خانواده خودش مجبور شد به دوستش پشت کنه ولی عذاب وجدان این تصمیم همیشه باهاش مونده بود.
جین چی عزیزم که تمام فکر و قلب و ذهنش همسرش بود و در کنار عشقش حس شرمندگی و تاسف هم داشت. ❤️💔
شاید این چند قسمت مرگ خیلیهارو دیدیم ولی این به معنی سد اند بودنش نیست. صرفا شاهد زندگی هر کارکتر بودیم در طی سالهای طولانی که داستان روایت شد.
اگر بخوام یه ایراد بگیرم، بازه قسمت های 35 تا 39 بود فکر کنم که بنظرم نویسنده نه تنها روی زوج اصلی که حتی لان شیانگ و جین چی رو هم یادش رفته بود یه سری پرش زمانی چندماه چندماه میذاشت با مکالمات 30 ثانیهای وسطش باز چندماه بعد.
bone
یکی از بهترین سریال های امسال و کلا یکی از بهترین سریال های چین با فیلمنامه و کارگردانی و بازی های خیلی قوی بود
سراب
پایانش خیلی باز بود؟
اخه میگفتن یک ادمه داره بعدا میاد
ایلینگ لائوزو
بچهها میشه بگین بین این سریال و قمار شاهدخت کدومشون قشنگتره؟
کدومشون غمگینتره؟
تازه نمیخوام عاشقانهشون زود شروع بشه…
اگه بشه هم بهتره اعترافشون دیر باشه.
و اینکه تو کدومش کرکتر شوئهیی ردفلگه؟
فقط از اون ردفلگها نباشه که یهو جنگل سبز بشه😂
اسپویل کننده
مثل سریال کیل می لاو می
نغمه
ترجمه تا چند اومده ایا بقیه هم ترجمه میشه
Dordaneh پیونته🌙
اسپویل کننده
اون صحنهای که قطرههای شبنم روی گلبرگها بودن، مربوط به قسمت ۳۹ سریال و صحنهٔ زفاف (圆房) «لان شیانگ» و «لین جینکی»ه. این صحنه از هیچ دیالوگی استفاده نمیکنه و کاملاً از طریق تصاویر استعاری روایت میشه. کارگردان با چند نماد کلیدی، کل مفهوم «یکی شدن»، «بچهدار شدن» و «خوشبختی» رو بدون نشون دادن هیچ صحنهٔ مستقیمی، به تصویر کشیده.
🕊️ نمادهای اصلی و معنای اونها
· قطرههای شبنم روی گلبرگها: دو قطره شبنم که روی گلبرگها بودن، به هم نزدیک شده و با هم یکی میشدند. این قویترین نماد صحنه بود که به معنی «یکی شدن» (合二为一) و پیوند جسمی و روحی این دو شخصیت بود.
· لانهٔ پرنده با دو تخم: بعد از نمایش قطرهها، تصویر لانهٔ پرندهای با دو تخم نشون داده میشه. این نماد بهطور مستقیم به باردار شدن «لان شیانگ» و در نهایت صاحب دو فرزند (دختر و پسر) شدنشون اشاره داره.
· شکوفههای انار (石榴花): شکوفههای انار در فرهنگ چینی نماد فرزندان زیاد و خوشبختی هستن. این تصویر هم تکمیلکنندهٔ مفهوم باروری و خانوادهست.
· مجسمههای برنزی درنا (铜鹤) و شمع قرمز (红烛): یک جفت درنای برنزی که روبهروی هم قرار دارن و وسطشون شمع قرمز روشنه. درنا نماد وفاداری و زندگی طولانیه و جفت بودنشون یعنی زوج شدن و با هم پیر شدن. شمع قرمز هم مستقیماً فضای «شب زفاف» (洞房花烛夜) رو به وجود میاره.
· شکوفهٔ بنفش ماگنولیا (紫玉兰): باز شدن شکوفهٔ ماگنولیا نماد تغییر جایگاه «لان شیانگ» از یک دختر به یک زن هستش.
🎬 چرا این صحنه اینقدر معروف شد؟
این صحنه رو با اصطلاح «زیباییشناسی سفید چینی» (中式留白美学) یا «جریان سیال ذهن» (意识流) توصیف کردن. یعنی کارگردان به جای نشون دادن صحنههای مستقیم، با گلبرگ، شبنم، لونه پرنده و شکوفه انار، تمام مفهوم عشق، رابطه و بچهدار شدن رو روایت کرده. بینندگان هم این صحنه رو «شاهکار زیباییشناسی چینی» و «صحنهٔ زفاف به سبک جریان سیال ذهن» نامیدن.
دامن یو ایجو
خیلیییی ناز بوووود 🥹🥹🥹😭😭😭😭
لین جین چی سافت ترین مرد سی دراما بود برام
از همه بازیگرای سریال خوشم اومد
عاشق دو تا شخصیتهای اصلی و خواهر دوم شدم.
با افسردگی بعد پایان سریال چ کنم
با اینکه تو زندگیم لین جین چی ندارم چ کنم 😭🤧
آب نبات منشی یو🫒
حس مادری رو دارم که باید با بچه ای که بزرگ کرده و بزرگ و بالغ شدنش رو دیده خداحافظی کنم
دلم برای هان لیانگ و زه چنگ سوخت
برای لین جین چی هم
دلم برای اون سر در عمارت لین تنگ میشه دلم برای شهر جی لینگ ، حتی اون خانمه که از اول سریال سبزیجات می فروخت تنگ میشه
نمیدونم حسم ب سریال رو چطور بگم انگار اونجا زندگی کردم خیلی خوب بود هعی
خداحافظ لان شیانگ
Soliii
این سریال واقعا برخلاف سریال های کلیشه ای زن محور حق خودش رو برای حمایت از زنان نشون داد..من اولا فکر میکردم لان شیانگ براساس پیش زمینه ای ک از سریالا داشتم
اسپویل کننده
دنبال انتقام یا پاک کردن نام خاندانش کاری کنه اما دیدیم ک فقط ب حرف مادرش گوش کرد ک زنده بمونه و خوب زندگی کنه و گذشته رو رها کنه بهترین کار هم همینه باید با جریان زندگی پیش رفت برای بدست اوردن اتفاقات بهتر..
سریالو دوست داشتم فقط سرنوشت محقق هان و مرگ لین جین چی ناراحتم کرد درسته زن محور بود اما نیاز نبود این نقشارو حذف کنن
😅
Sara568
میخوام تصنیف پاییزی رو ببینم از اونجا که تو اون صفحه کسی نیس اینجا میپرسم
پایانش شاده؟ خوبه ببینم؟
حسنا
این سریالم تموم شد و واقعا از دیدنش لذت بردم. سریال زن محوری بود ولی مثل بعضی از سریالایی که امسال اومدن با همین مضمون ( مثل نامزدی سلطنتی ) اصلا تو ذوق نمیزد و همه چیزش به اندازه بود.
اسپویل کننده
من اونجایی که پسره هویت واقعی دختره رو فهمید توقع داشتم پسره یکم ازش فاصله بگیره به خاطر اینکه هویتشو نگفته بود ولی این طوری نشد. اینکه وزیر هان خیلی راحت موو آن کرد از دختره و با لین جی چی به مشکل نخورد و کدورت الکی پیش نیاورد برام جذاب بود …. یا وقتی بچه ها اومدن که بگن که فلانی دستور داده یشم رو قایم کنن و … خیلی خوشم اومد ..
خیلی چالشای الکی اد نمیکردن به داستان … کارما همونجا جواب ادم بد و خوب رو میداد. این سریال خیلی از کلیشه هایی که بقیه سریالا داشتن رو نداشت. سو تفاهم الکی نداشت. انتقام الکی نداشت. طرفین مشکلاتشون رو با گفت و گو حل میکردن. به یه ثبات عاطفی رسیده بودن … اینجوری نبود که دختره تو خطر باشه پسره یهو از ناکجا آباد بیاد نجاتش بده .. دختره خودش ناجی خودش بود تو مواقع حساس …
به نظرم سریال عالی بودش.
نمره بخوام بدم بهش ۹.۵ از ده رو میدم چون به نظرم همه چیزش به اندازه بود.
حسنا
اسپویل کننده
اونجا که خدمتکارش گفت از وقتی با خانم بزرگ بودم فهمیدم که من خیلیم به پسرت میام و کافی هستم…
خیلی خوب بود واقعا
نشون دهنده اثرات همنشینه.. و چه قدر خوبه که آدم ارزش خودشو بدونه و به خودش احترام بذاره
کوکولاو
اسپویل کننده
فقط تاثیری که لان شیانگ روی اعضای خانواده و خدمتکار های خاندان لین داشت
وقتی هم مشکلی واسشون پیش میاد، تا لان شیانگ قبول میکنه کمک کنه دیگه خیالشون راحت میشه
کوکولاو
اسپویل کننده
چهره جین چی وقتی بالا سر لان شیانگ موقع زایمان، نشسته بود خیلی فان بود
لپ هاشو پر هوا میکرد نفس عمیق میکشید به لان شیانگ هم میگفت نفس بکش 😂😂
انگاری بهش لقب جین چی غشی هم دادن😂😂کلکسیون افتخاراتش تکمیل شد
Soliii
الان هویت واقعی لان شیانگ رو لین جی چی فهمید دیگه؟؟انقد رمزی رفتارکردن با اون صندوقی ک لین جی چی با خودش اینورو اونور برد😂
تاتا
چه شاهکاری
واقعا اینکه عوامل این سریال همه زن هستن در نشون دادن جایکاه زن نه بعنوان ابزار جنسی و .. خیلی تاثیر گذار بوده
واقعا دوستش داشتم و لذت بردم از دیدنش توجه به جزییات و نماد سازی سینماتوگرافیش ،همه چی عالی بود، خیلی لذت میبردم که آنقدر زیبا فرهنگشونو به تصویر میکشن، کاش ماهم میتونستیم،انگار داشتم یه زندگی واقعی به دور از اغراق و با جزییات میدیدم (با چاشنی خوش شانسی گه گاهی)
مثل بقیه سریال های زن محور سعی نکرده بود شعار های الکی بده که خانوم ها همه فن حریفن یا می تونن مثل مردها یا حتی بالاتر تو میدون جنگ باشن، بلکه خانوم ها هم می تونن با حفظ ظرافت و ذکاوت در جای خودشون کم از مردها نداشته باشن و مکمل راه همدیگه باشن لزومی نداره که حتما یک خانم ژنرال زن باشه یا امپراتو باشه یا وزیر فلان که خفن بشه😃
ادمین جان و دوستان سریال چینی مثل این سریال یا ی سریال قوی احتیاج دارم میشه لطفا معرفی کنید
بر خلاف جریان اولین سریال بود که عاشق ost ها یا همون آهنگ هاش شدم اونقدر که چند بار می زدم عقب و دوباره گوش میدادم به نظرم خیلیی به سکانس هاش می یومد در مورد لوکیشن باید بگم خیلی روش کار شده بود و واقعا هم عالی از آب در اومد. اینکه فضای نسبتا زیادی رو نشون می داد باعث می شد بیشتر درکش کرد. و سومین مورد فیلم برداری بود که خیلی حرفه ای انجام شده بود. در نهایت برخلاف جریان یک سریال فوقالعاده و پیشنهادی از اون سریال هایی که وقتی بهش می رسی با خودت میگی چرا زودتر ندیدمش.
به نظر من عشق بین جین چی و لان شیانگ فوقالعاده بود یکی از واقعی ترین عشق هایی بود که میشد در یک سریال دید نه اونقدر بهش پرداخته بود که غیر واقعی به نظر برسه و نه اونقدر کم اهمیت نشونش داده بود بلکه دقیقا مثل اکثر زندگی های موفق با زوج های عاشق بود. ( البته به نظرم لان شیانگ فقط جین چی رو دوست داشت و این جین چی بود که به این زندگی واژه عاشقانه رو تقدیم کرد ).
در مورد لان شیانگ عزیزم.
دوست دارم اول از همه از جین چی شروع کنم
این سریال پر از شخصیت هایی هست که هر کدوم داستان زندگی خودشون رو دارند دوست داشتم به همه بیشتر پرداخته بشه اما حیف قسمت های سریال کافی نبود.
لین جین لان و تان سو هوا => جین لان بیماری قلبی داشت و زود مرد.
لین جین چیائو و چنگ فنگ شیان => جین چیائو واقعا حیف بود برای داشتن همچین زنی.
لین جین سن => بچه که بود بانمک بود به نظرم در آینده شخصیتی شبیه جین چی می شد.
لین شیورو و مرزبان یوان => حیف که این دوتا آخرش به مشکل خوردند و مرزبان یوان هم مرگ غم انگیزی داشت .
لین شیووان و شیه جائو => شیو وان دختری بود که اگرچه اولش به مشکل خورد و راه اشتباهی رو رفت اما همین اشتباه باعث شد در آینده راهش رو پیدا کنه و آدم بهتری بشه.
لین شیو لای => در نهایت در کنار خانواده اش خوشبخت شد.
لین شیو شو و یانگ سان یه => شیو شو از معدود دخترای خاندان لین بود که ازدواج آرومی داشت.
جیو گائو و یوچان => جیو گائو وقتی با یوچان ازدواج کرد مرد زندگی شد.
نان که و شائو لیان => این یکی از زوج هایی بود که دوست داشتم بیشتر در موردشون ببینم .
گان تانگ و دو دا سونگ => گان تانگ خودش شوهرش رو انتخاب کرد و در مورد این هام زیاد نشون نداد.
بائو گای => تا آخر ازدواج نکرد و در کنار لان شیانگ موند.
محقق هان و همسرش => با اینکه نظر های مختلفی مجود داشت که بعضی ها از جمله خودم احتمال می دادند محقق هان اونقدر ها هم آدم خوبی نباشه اما تا آخر خوب موند و در نهایت به خاطر آرمان ها و کشورش و ظلم و بی کفایتی امپراطور جونش رو از دست داد.دوست داشتم در مورد این زوج هم بیشتر نشون بده.
این سریال یک عالمه شخصیت های دیگه هم داشت از جمله ژائو شینگ تانگ => همسر اول جین چی که به نظرم یکی از غم انگیز ترین مرگ ها رو داشت.
و یک عالمه شخصیت دیگه که تک تک شون فوقالعاده بودند.
در مجموع، ۴۷ قسمت همراه این سریال بودیم و درحال پخش دیدیمش، هرروز شوق دیدنش رو داشتم، ماجراهاش برام جالب بود. متفاوت بود با بقیه سریالا و تفاوتش توی «هنر زندگی کردن» بود.
حقیقتا به قهرمانای واقعی زندگی خیلی نزدیکتر بود.
قهرمانای واقعی زندگی کیان؟ کسایی که توی دوران سخت زندگی و روزگاران تیره، کم نمیارن، ادامه میدن و آدمای بدی هم نمیشن، برای نجات زندگی بقیه هم تلاش میکنن.
دختر داستان باهوش بود ولی ابرقهرمان نبود که از ناکجاآباد همه چیو حل کنه، اتفاقا مث یه آدم نرمال، زندگیش پستی بلندی داشت. حتی یه جاهایی هیچ کاری از دستش بر نمیومد. ولی قدرتش از اطلاعات میومد(این میتونه الهام بخش باشه، اینکه بدونی آگاهی میتونه کلید موفقیت باشه، مث تموم دفعاتی که به خاطر دونستن قوانین میتونست ایده بده). ولی این واقعیت هم نشون میداد که قدرت قدرته و نمیشه در برابرش بی پروا بود…
۸ قسمت اخر خیلی روی دور تند بود، جاهای قشنگ هم زیاد داشت ولی شاید جا داشت خیلی چیزا باز بشه.
درباره دختر و پسر داستان هم
حین دیدنش خیلی لذت بردم، نمره خوبی هم بهش میدم ولی بعدها دوباره نمیبینمش. ازیناس که یه بار دیدم و بسه.
نمره ۸ رو بهش میدم.
واقعا سریال قشنگی بود ازش لذت بردم 💙
47 قسمت سریالی که بنظرم هیچ سکانس اضافهای نداشت، اصلا حس نمیکردی جایی کش اومده یا بیخود طولانی شده. 👌🏼👌🏼👌🏼 ارزش تمام رکوردشکنیها رو داشت.
ما حتی بطور غیر مستقیم شاهد داستان زندگی اون دختر سبزی فروش هم بودیم، از نوجوانی تا وقتی دوتا بچه بزرگ داشت و انگار خودش دیگه نبود. (شاید همه تا اواسط داستان منتظر نقش گرفتن این دختر بودیم ولی نقشش انگار نشون دادن گذر زمان به ما بود.)
شن جیالان با جریان زندگیش همراه شد و شو لان شیانگ شد و به قولی که به مادرش داد عمل کرد و زندگی کرد و حتی به بقیه هم زندگی داد. ❤️
نکته جالب دیگه بنظر من سیاه نبودن پدر بزرگ جین چی بود، شاید هرکسی با دیدن قسمت اول این برداشت رو میکرد این مرد قراره بعدا نقش منفی باشه و اذیت کنه ولی این آدم فقط یه برههای از زمان بخاطر نجات خانواده خودش مجبور شد به دوستش پشت کنه ولی عذاب وجدان این تصمیم همیشه باهاش مونده بود.
جین چی عزیزم که تمام فکر و قلب و ذهنش همسرش بود و در کنار عشقش حس شرمندگی و تاسف هم داشت. ❤️💔
شاید این چند قسمت مرگ خیلیهارو دیدیم ولی این به معنی سد اند بودنش نیست. صرفا شاهد زندگی هر کارکتر بودیم در طی سالهای طولانی که داستان روایت شد.
اگر بخوام یه ایراد بگیرم، بازه قسمت های 35 تا 39 بود فکر کنم که بنظرم نویسنده نه تنها روی زوج اصلی که حتی لان شیانگ و جین چی رو هم یادش رفته بود یه سری پرش زمانی چندماه چندماه میذاشت با مکالمات 30 ثانیهای وسطش باز چندماه بعد.
یکی از بهترین سریال های امسال و کلا یکی از بهترین سریال های چین با فیلمنامه و کارگردانی و بازی های خیلی قوی بود
پایانش خیلی باز بود؟
اخه میگفتن یک ادمه داره بعدا میاد
بچهها میشه بگین بین این سریال و قمار شاهدخت کدومشون قشنگتره؟
کدومشون غمگینتره؟
تازه نمیخوام عاشقانهشون زود شروع بشه…
اگه بشه هم بهتره اعترافشون دیر باشه.
و اینکه تو کدومش کرکتر شوئهیی ردفلگه؟
فقط از اون ردفلگها نباشه که یهو جنگل سبز بشه😂
ترجمه تا چند اومده ایا بقیه هم ترجمه میشه
اون صحنهای که قطرههای شبنم روی گلبرگها بودن، مربوط به قسمت ۳۹ سریال و صحنهٔ زفاف (圆房) «لان شیانگ» و «لین جینکی»ه. این صحنه از هیچ دیالوگی استفاده نمیکنه و کاملاً از طریق تصاویر استعاری روایت میشه. کارگردان با چند نماد کلیدی، کل مفهوم «یکی شدن»، «بچهدار شدن» و «خوشبختی» رو بدون نشون دادن هیچ صحنهٔ مستقیمی، به تصویر کشیده.
🕊️ نمادهای اصلی و معنای اونها
· قطرههای شبنم روی گلبرگها: دو قطره شبنم که روی گلبرگها بودن، به هم نزدیک شده و با هم یکی میشدند. این قویترین نماد صحنه بود که به معنی «یکی شدن» (合二为一) و پیوند جسمی و روحی این دو شخصیت بود.
· لانهٔ پرنده با دو تخم: بعد از نمایش قطرهها، تصویر لانهٔ پرندهای با دو تخم نشون داده میشه. این نماد بهطور مستقیم به باردار شدن «لان شیانگ» و در نهایت صاحب دو فرزند (دختر و پسر) شدنشون اشاره داره.
· شکوفههای انار (石榴花): شکوفههای انار در فرهنگ چینی نماد فرزندان زیاد و خوشبختی هستن. این تصویر هم تکمیلکنندهٔ مفهوم باروری و خانوادهست.
· مجسمههای برنزی درنا (铜鹤) و شمع قرمز (红烛): یک جفت درنای برنزی که روبهروی هم قرار دارن و وسطشون شمع قرمز روشنه. درنا نماد وفاداری و زندگی طولانیه و جفت بودنشون یعنی زوج شدن و با هم پیر شدن. شمع قرمز هم مستقیماً فضای «شب زفاف» (洞房花烛夜) رو به وجود میاره.
· شکوفهٔ بنفش ماگنولیا (紫玉兰): باز شدن شکوفهٔ ماگنولیا نماد تغییر جایگاه «لان شیانگ» از یک دختر به یک زن هستش.
🎬 چرا این صحنه اینقدر معروف شد؟
این صحنه رو با اصطلاح «زیباییشناسی سفید چینی» (中式留白美学) یا «جریان سیال ذهن» (意识流) توصیف کردن. یعنی کارگردان به جای نشون دادن صحنههای مستقیم، با گلبرگ، شبنم، لونه پرنده و شکوفه انار، تمام مفهوم عشق، رابطه و بچهدار شدن رو روایت کرده. بینندگان هم این صحنه رو «شاهکار زیباییشناسی چینی» و «صحنهٔ زفاف به سبک جریان سیال ذهن» نامیدن.
خیلیییی ناز بوووود 🥹🥹🥹😭😭😭😭
لین جین چی سافت ترین مرد سی دراما بود برام
از همه بازیگرای سریال خوشم اومد
عاشق دو تا شخصیتهای اصلی و خواهر دوم شدم.
با افسردگی بعد پایان سریال چ کنم
با اینکه تو زندگیم لین جین چی ندارم چ کنم 😭🤧
حس مادری رو دارم که باید با بچه ای که بزرگ کرده و بزرگ و بالغ شدنش رو دیده خداحافظی کنم
دلم برای هان لیانگ و زه چنگ سوخت
برای لین جین چی هم
دلم برای اون سر در عمارت لین تنگ میشه دلم برای شهر جی لینگ ، حتی اون خانمه که از اول سریال سبزیجات می فروخت تنگ میشه
نمیدونم حسم ب سریال رو چطور بگم انگار اونجا زندگی کردم خیلی خوب بود هعی
خداحافظ لان شیانگ
این سریال واقعا برخلاف سریال های کلیشه ای زن محور حق خودش رو برای حمایت از زنان نشون داد..من اولا فکر میکردم لان شیانگ براساس پیش زمینه ای ک از سریالا داشتم
سریالو دوست داشتم فقط سرنوشت محقق هان و مرگ لین جین چی ناراحتم کرد درسته زن محور بود اما نیاز نبود این نقشارو حذف کنن
میخوام تصنیف پاییزی رو ببینم از اونجا که تو اون صفحه کسی نیس اینجا میپرسم
پایانش شاده؟ خوبه ببینم؟
این سریالم تموم شد و واقعا از دیدنش لذت بردم. سریال زن محوری بود ولی مثل بعضی از سریالایی که امسال اومدن با همین مضمون ( مثل نامزدی سلطنتی ) اصلا تو ذوق نمیزد و همه چیزش به اندازه بود.
به نظرم سریال عالی بودش.
نمره بخوام بدم بهش ۹.۵ از ده رو میدم چون به نظرم همه چیزش به اندازه بود.
خیلی خوب بود واقعا
نشون دهنده اثرات همنشینه.. و چه قدر خوبه که آدم ارزش خودشو بدونه و به خودش احترام بذاره
وقتی هم مشکلی واسشون پیش میاد، تا لان شیانگ قبول میکنه کمک کنه دیگه خیالشون راحت میشه
لپ هاشو پر هوا میکرد نفس عمیق میکشید به لان شیانگ هم میگفت نفس بکش 😂😂
انگاری بهش لقب جین چی غشی هم دادن😂😂کلکسیون افتخاراتش تکمیل شد
الان هویت واقعی لان شیانگ رو لین جی چی فهمید دیگه؟؟انقد رمزی رفتارکردن با اون صندوقی ک لین جی چی با خودش اینورو اونور برد😂
چه شاهکاری
واقعا اینکه عوامل این سریال همه زن هستن در نشون دادن جایکاه زن نه بعنوان ابزار جنسی و .. خیلی تاثیر گذار بوده