این دختر چقدر منفوره. ذرهای شرم و حیا نداره. میبینه که پسر بادبادکی برای خانوادش کلی دردسر درست کرده و در خانه سرهنگ اقدام به ترور کرده و در واقع به خودش خیانت کرده بازهم اونو رها نمیکنه. خانواده سرهنگ خیلی صبور بودند در برابر دختر. اگر بچههای خودشون اینهمه اشتباه میکردند حتما تنبیه میکردند حتی دختر خودشون رو که اونهمه لوس بار آمده بود. هر روز یک دردسر درست میکنه بعد ادعای عقل و فهم و دانش داره. اعصابم به هم ریخت. فقط حیف پسره.
ای تف
بعد با پررویی میشینه سر سفره اونها. آدم باید خودش هم شرم داشته باشه.
آتوسا
اول دیالوگ های آموزنده ☆ چیزی که دوست داری انتخاب کن و انتخابت دوست داشته باش . ☆ فقط میترسم وقتی ببینمت دلم نخواد دیگه بمیرم . ☆ بعضی وقت ها ما فقط بخاطر اینکه یک نفر خیلی دوست داریم دست به کارهای اشتباه میزنیم . ☆ یک خانواده خوب به دنبال رفاه و آسایشه . ☆ از قدیم میگن آدم اگه به کسی اهمیت نده اذیت نمیشه . بررسی سریال ☆تماشای این سریال چسبید ؟ بله واقعا به من چسبید . چون رو مودش بودم . و فکر کنم تماشای سریال بدون دانستن وضع تاریخی اون موقع درکش مشکله . ( دوره تریاک چین یا عصر تحقیر – یوتیوب بی پلاس مطالب مربوط به چین ببینید ) ☆ فیلمنامه چطور بود ؟ به نظر من خوب بود چون تا قسمت آخر پتانسیل تماشا ایجاد کرد ، مهیج بود ، فقط رو وقایع تاریخی نبود که آدم حدس بزنه تهش چی میشه ، پایان باز داشت ، ترکیب خوبی از جنگ و عشق درست کرده بود که از خشونت جنگ بکاهه . صحنه های جنگ هم به اندازه بود و زیاده روی نکردن . ☆نقد شیائو بی چن بی چن قبل از اینکه عضو ارتش بشه و راه پدرش دنبال بکنه خودش گفت عیاش ، بی کفایت و لجباز بودم اما بعد از ارتش باهوش ، مسئولیت پذیر ، وطن پرست ، درد مردم براش مهم باشه ؛ از قبل عاشق لین هانگ جینگ بود ولی عشق یه طرفه داشت چون اون موقع هانگ جینگ عاشقش نشده بود . دو تا مشکل داشت تو رابطه اش با هانگ جینگ کم صبر بود و پرخاشگری میکرد ، بعضی وقت ها مغرور و و لجباز بود ولی از اون طرف وفادار بود ، بارها از خودگذشتگی کرد . حمایت میکرد از همسرش که کار بکنه و کمک هم میکرد . اما مشکل این بود که خشت اول کج گذاشته بودن وقتی صحبت از ازدواج قراردادی و قبولش شد . عاشق بود واقعا هم عاشق هانگ جینگ بود ولی به هر حال آدمه و خطا داره و کم هم نداشت خطا در مقابل هانگ جینگ . چیزی که دلم میسوزه اینکه مسئولیتی که رو شونه هاش بود سنگین بود و وقایع داشت لهش میکرد به بدترین شکلی که هر آدمی میتونه له بشه . ☆ نقد لین هانگ جینگ هانگ جینگ در وضعیتی به خانه دوست پدرش آمد که پدرش زندانی بود و سرنوشت نامشخصی انتظار او را می کشید ، مادرم که نداشت ، واقعا تنها بود . از اون طرف مورد زورگویی بی چن قرار گرفت ، دزدیده شد ، مورد آزار جنسی قرار گرفت ، تو مدرسه اذیتش میکردن . به هر حال تنها و در جمع غریب بود . هانگ جینگ ادبی و جدی و علاقمند به امور فرهنگی و رشد دختران و خلاصه دغدغه اجتماعی داشت و از اونطرف با بی چن طرف شد که عاشقش بود ولی هانگ جینگ حسی بهش نداشت و بعدا یواش یواش عاشقش شد . لین هانگ جینگ در رابطه اش با بی چن مرتکب خطاهای یکی از یکی بدتر شد مثل فرار… Read more »
elham
یه بینگ چانگ تا پایان ماه بازی میکنه
توف
مهدی
پایانشو دوست نداشتم
میتونست بهتر تموم شه
Parya
خودمو متقاعد کردم👈 یه بینگ چانگ فقط یک نقش بود قرار نیست ادامه داشته باشه پس مهم نیست و این سریالو ببین
اسپویل کننده
نیم ساعتی میشه تمامش کردم و از ثانیه به ثانیه حضور هانگ جینگ در سریال متنفرم 🙂🙂
به یه بینگ چانگ، هانگ جینگم اضافه شد البته هانگ جینگ روی یه بینگ چانگ رو سفید کرد.
معصومه
یک کلام
این دختره هانگ جینگ لیاقت عشق پسره رو نداشت.
چقدر اذیتش کرد بیشعور
خودش یه ذره اعتماد به پسره نداشت اونوقت طلبکار هم بود.
منکه دیدم و تا آخر فحشش دادم 🤬🤣
اون مو زی ژنگ هم خیلی عوضی و پررو بود.
میگن همیشه تو عشق، یکی بیشتر عاشقه اینه، پسره عاشقتر بود و ثابت هم کرد💔
و
جنگ که همیشه دردناک و غمگینه
ادمایی که از هم جدا میشن یا کشته میشن. دوستایی که با هم میمیرن، همه تلخ و غمگین بود
حس وطن دوستی و مبارزه در راه وطن شونم قشنگ بود.
Adelaide
قرارمون توی این دوسال، هفته اول خرداد بوده
من امسال هم مرور سریع رو بهمناسبت سالگرد آشناییمون🤣 بهجا آوردم!!!!
و الان، هم سردردم بخاطر حرصخوردنهای مجدد و هم قلبم مچاله شده 🤧
دلم هم سریال جدید شان دو رو میخواد. زووووود تندددد سریییییع
یک عدد دلتنگ ایشان هستم!
در آخر هم #خیر_نبینی_موزیجنگ 🤬
s پوربخش
با خوشحالی میخواستم سریال شان دو رو ببینم که دیدم یه بینگ چانگ نکبت نقش زن اصلیه
Adelaide
من مریض این سریال شدم واقعا
کاش نویسنده یکم آروم میگرفت زمان نوشتن
فقط یکم
®️🦋
کلا دختره نقش های رو اعصاب میره اونم سریال اخیرش
®️🦋
یعنی من تو این سریال نقش دختره واقعا رو اعصابم بود به خاطره دختره دراپ کردم سریالو بیچاره پسره پیرش در اومد
مـ🌸ـاه اعظم🌙
وایی خاکبسرم میخاستم این سریالو ببینم …نقش اصلی ش سلیطه پایان ماهه چرااااااااااا😱😱😱😱😂😂
حالا چجوری ارتباط برقرار کنم
مـ🌸ـاه اعظم🌙
یه سوال فقط ایا سد انده؟!
مــ🌙ـوچـی
اسپویل کننده
ای کاش بی چن همون اپرا رو ادامه میداد… اصن سمت دنیای واقعی نمیومد :”(
اونجایی که فهمیدم خودش استاد جیو عه >>>
مــ🌙ـوچـی
من عاشق لباس نظامی شون شدم :”)
مــ🌙ـوچـی
تا حالا بین سربالایی که دیدم ، هیچ کدوم به اندازه این حرص درآر نبود…
قسمت ۲۵ ام
و واقعا کاپل و کاراکتر هارو دوست دارم
اصلا همشون قشنگ بازی میکنن
ولی واقعا دارم سر روابط و سوتفاهم های بین بی چن و هانگ جین روانی میشم…
دوتایی تخس و مغرورن…
باید وقت صرف حرف زدن کنن
یکم بیشتر صبوری کنن
همو دوست دارین
یکم باهم راه بیاین
تا اینا میخوان خوب شن و نفس راحت بکشم یهو یه چی دیگه اتفاق میفته
وای وای وای اون مو زی ژنگ
اسپویل کننده
ینی من این پسره رو خفه نکنم آروم نمیگیرم
شخصیت پستی داره واقعا…
اینو اونجایی فهمیدم که برای بچه های یتیم خونه حراج گذاشته بودن و اون فقط برای چزوندن بی چن انگار عروسکه رو آورده بود و اون حرف هارو زد
درحالی که بی چن اولین مدالشو که هممون خبر داریم چقدر پشتش غم و سختی بود و با ارزش بود رو گذاشت برا فروش… شاید اولش واقعا بی ملاحظه نسبت به بقیه مردم بود و … ولی این شخصیت مردم دوستی و … رو واقعا بدست آورد
درحالی که موزی کل کاراش انگار ادعا بود…
تا قبلش یکم تحسینش میکردم که آره داره با ظلم میجنگه با اینکه از کاراکترش خوشم نمیومد
ولی بعدش اون سواستفاده از بچه های یتیم خونه و رفتاراش واقعا حالمو بهم زد 😒😒
خلاصه هرچی بی چن خشن و گاهی احمق و عجول باشه ، ولی این مو زی واقعا حس میکنم تا حدودی سیاه دل و عوضی عع 😒😒
بره گم شه اصن 😒
Adelaide
کاپل مورد علاقه من
بانو چی و فرمانده شیائو :))
Adelaide
این پسر، وقتی
اسپویل کننده
زنشو از دست داد یه موجود دیگه شد!!
بخاطر همینه من ق ۳۲ ببعد رو خیلی دوست دارم
اکت شان دو رو اونجاها بیشتر دوست داشتم.
بهش نگاه میکردم، تیکه تیکه میشدم
.
رفته بودم صفحه سریال till the end of the moon
و اسم چن دولینگ رو دیدم. یاد این سریال افتادم
و حرصخوردنهام و خاطرهبازیهام شروع شد :):
خلاصه
برای همین اینجام
HANA
من زیاد سریال چینی نگاه نمیکنم ولی این سریال در کل بد نبود.
واسه این که بخواید وقتتون بگذره میتونید شروعش کنید ولی به عنوان یه سریال خوش ساخت بهش نگاه نکنید، میتونستن خیلی بهتر رو سریال کار کنن. کلیشه هم خوبه هم بد ولی این سریال کلا کلیشه بود.
از همون قسمت اول فهمیدم قراره چی بشه و چه اتفاقی بیافته ، بیشتر موضوع سریال سیاسی بود و حزب کمونیست.
باران🌙
درحال بخش شروع اش کردم ولی دراپ کردم داستانش جذبم نکرد
Adelaide
.
هانگجینگ:
هر کسی مسئولیت خودشو داره.
در مورد تو هم میشه گفت که پیروزی در هر نبرد و دفاع از هر شهر بزرگترین کمکیه که میتونی به این بچهها بکنی
.
اسپویل کننده
با این دیالوگ آخر سریال رو برای خودم توجیه میکنم 👩🦯
این توجیهکردنم این قانعشدنم، درد داره //:
حتی عصبیم میکنه!
Diba
اوکی
در ابتدا خواستم بگم خوشحالم به کامنتهای پر از خشمتون به سریال اهمیتی نداده و سریال رو نگاه کردم چون من سریال را حداقل تا قسمت 38 دوست داشتم
البته شاید هم به این علته که به غیر از پارتهای زوج اصلی و شخصیتهایی که دوست دارم، سکانسهای دیگرو نمیبینم و میزنم جلو واسه همین خیلی اذیت نمیشم
من واقعا از دیدن سریال و کمیستری بازیگرها راضی بودم و با اینکه نویسنده عزیز هر ایده ای داشت رو روی این دو تا پیدا کرد اما بنظرم بازیگرهای اصلی واقعا سنگ تموم گذاشتن و مثل خیلی از سریالهای دیگه مصنوعی و بدون احساس بازی نکرده بودن
واسه همین من سریال رو به شرط اینکه خیلی خودتونو درگیر حاشیه و شخصیتهای فرعی نکنید برای یکبار دیدن پیشنهاد میدم
اگر چه خودم برای بار دوم دارم از اول میبینم چون واقعا سریال فراموش نشدنی هست برام
Adelaide
نمیدونم چون حالم خرابه میام سمتت
یا چون میام سمتت حالم خراب میشه
من فقط میدونم دوستت دارم👩🦯
همین
لعنت به نویسندهت
چقدر از هانگجینگ متنفرم
چقدررررررر
خیلی وقیحی /:
بچمو خیییلللی اذیت کردی.
من خیلیییی سعی کردم بهت حق بدم اما واقعا از چشمم افتادی /:
بخاطر علاقهای که به بیچن داشتم و علاقهای که بیچن به تو داشت، ناچار بودم در کنار بیچن بپذیرمت!!!
(با چاشنی اسپویل)
حالم ازت بهم میخوره دختر 😭 ده ۱۲قسمت پایانی منو روانی کردی. پررو پررو میای به بچهم میگی گذشته تو گذشته بمونه؟ تو مسئولیت خودتو داری منم ماموریت خودمو؟ ای لعنت نشی دختر. چقدر سنگدلی تو. مگه نمیگی درد کشیدی؟ چجور تونستی جلوی بیچن بری و بیای و بهش نزدیک شی و باعث دردش شی ؟ وقتی حرفت اینه گذشته تو گذشته بمونه، وقتی میخوای فراموش شه، مرضت چیه که میای جلوش رژه میری و میرنجونیش؟ تازه تلاش کردنای بیچن برای اینکه ثابت کنه تو همون زن لعنتیش هستی رو هم میدیدی!!! چرا دست و پازدنشو میدیدی اما همچنان ادامه میدادی به کارت ؟؟؟؟ 😭🗡 لعنت به ماموریتت.
چرا انقدر خودخواه بودی تو😑
چرا من بعد از ۵ماه همچنان باید از دستتون حرص بخورم؟
چرا حتی با فکر به کارکترا باید اشک بریزم؟
چرا نمیتونم متمرکز بمونم رو عیبها و ضعفهات تا بلکه یکم از چشمم بیفتی؟
چرا من این سریالو دوست دااااارررمممممم؟؟؟؟
چرررررررااااااااا؟
لعنت به من /:
.
میخوای منو نابود کنی؟
اوکی.
یسری کارکتر خلق کن. کاری کن بهشون دل بدم. بعدا ازم بگیرشون.
زجرکش میشم اینطوری!! کاملا جوابه. صددرصد تضمینی!!!
من هنوز دارم دنبال بیچن میگردم.
میفهمی نویسندهی نقطهچین؟ خیلی بیتربیتی😭
ای تف
بعد با پررویی میشینه سر سفره اونها. آدم باید خودش هم شرم داشته باشه.
اول دیالوگ های آموزنده ☆ چیزی که دوست داری انتخاب کن و انتخابت دوست داشته باش . ☆ فقط میترسم وقتی ببینمت دلم نخواد دیگه بمیرم . ☆ بعضی وقت ها ما فقط بخاطر اینکه یک نفر خیلی دوست داریم دست به کارهای اشتباه میزنیم . ☆ یک خانواده خوب به دنبال رفاه و آسایشه . ☆ از قدیم میگن آدم اگه به کسی اهمیت نده اذیت نمیشه . بررسی سریال ☆تماشای این سریال چسبید ؟ بله واقعا به من چسبید . چون رو مودش بودم . و فکر کنم تماشای سریال بدون دانستن وضع تاریخی اون موقع درکش مشکله . ( دوره تریاک چین یا عصر تحقیر – یوتیوب بی پلاس مطالب مربوط به چین ببینید ) ☆ فیلمنامه چطور بود ؟ به نظر من خوب بود چون تا قسمت آخر پتانسیل تماشا ایجاد کرد ، مهیج بود ، فقط رو وقایع تاریخی نبود که آدم حدس بزنه تهش چی میشه ، پایان باز داشت ، ترکیب خوبی از جنگ و عشق درست کرده بود که از خشونت جنگ بکاهه . صحنه های جنگ هم به اندازه بود و زیاده روی نکردن . ☆نقد شیائو بی چن بی چن قبل از اینکه عضو ارتش بشه و راه پدرش دنبال بکنه خودش گفت عیاش ، بی کفایت و لجباز بودم اما بعد از ارتش باهوش ، مسئولیت پذیر ، وطن پرست ، درد مردم براش مهم باشه ؛ از قبل عاشق لین هانگ جینگ بود ولی عشق یه طرفه داشت چون اون موقع هانگ جینگ عاشقش نشده بود . دو تا مشکل داشت تو رابطه اش با هانگ جینگ کم صبر بود و پرخاشگری میکرد ، بعضی وقت ها مغرور و و لجباز بود ولی از اون طرف وفادار بود ، بارها از خودگذشتگی کرد . حمایت میکرد از همسرش که کار بکنه و کمک هم میکرد . اما مشکل این بود که خشت اول کج گذاشته بودن وقتی صحبت از ازدواج قراردادی و قبولش شد . عاشق بود واقعا هم عاشق هانگ جینگ بود ولی به هر حال آدمه و خطا داره و کم هم نداشت خطا در مقابل هانگ جینگ . چیزی که دلم میسوزه اینکه مسئولیتی که رو شونه هاش بود سنگین بود و وقایع داشت لهش میکرد به بدترین شکلی که هر آدمی میتونه له بشه . ☆ نقد لین هانگ جینگ هانگ جینگ در وضعیتی به خانه دوست پدرش آمد که پدرش زندانی بود و سرنوشت نامشخصی انتظار او را می کشید ، مادرم که نداشت ، واقعا تنها بود . از اون طرف مورد زورگویی بی چن قرار گرفت ، دزدیده شد ، مورد آزار جنسی قرار گرفت ، تو مدرسه اذیتش میکردن . به هر حال تنها و در جمع غریب بود . هانگ جینگ ادبی و جدی و علاقمند به امور فرهنگی و رشد دختران و خلاصه دغدغه اجتماعی داشت و از اونطرف با بی چن طرف شد که عاشقش بود ولی هانگ جینگ حسی بهش نداشت و بعدا یواش یواش عاشقش شد . لین هانگ جینگ در رابطه اش با بی چن مرتکب خطاهای یکی از یکی بدتر شد مثل فرار… Read more »
یه بینگ چانگ تا پایان ماه بازی میکنه
توف
پایانشو دوست نداشتم
میتونست بهتر تموم شه
خودمو متقاعد کردم👈 یه بینگ چانگ فقط یک نقش بود قرار نیست ادامه داشته باشه پس مهم نیست و این سریالو ببین
نیم ساعتی میشه تمامش کردم و از ثانیه به ثانیه حضور هانگ جینگ در سریال متنفرم 🙂🙂
به یه بینگ چانگ، هانگ جینگم اضافه شد البته هانگ جینگ روی یه بینگ چانگ رو سفید کرد.
یک کلام
این دختره هانگ جینگ لیاقت عشق پسره رو نداشت.
چقدر اذیتش کرد بیشعور
خودش یه ذره اعتماد به پسره نداشت اونوقت طلبکار هم بود.
منکه دیدم و تا آخر فحشش دادم 🤬🤣
اون مو زی ژنگ هم خیلی عوضی و پررو بود.
میگن همیشه تو عشق، یکی بیشتر عاشقه اینه، پسره عاشقتر بود و ثابت هم کرد💔
و
جنگ که همیشه دردناک و غمگینه
ادمایی که از هم جدا میشن یا کشته میشن. دوستایی که با هم میمیرن، همه تلخ و غمگین بود
حس وطن دوستی و مبارزه در راه وطن شونم قشنگ بود.
قرارمون توی این دوسال، هفته اول خرداد بوده
من امسال هم مرور سریع رو بهمناسبت سالگرد آشناییمون🤣 بهجا آوردم!!!!
و الان، هم سردردم بخاطر حرصخوردنهای مجدد و هم قلبم مچاله شده 🤧
دلم هم سریال جدید شان دو رو میخواد. زووووود تندددد سریییییع
یک عدد دلتنگ ایشان هستم!
در آخر هم #خیر_نبینی_موزیجنگ 🤬
با خوشحالی میخواستم سریال شان دو رو ببینم که دیدم یه بینگ چانگ نکبت نقش زن اصلیه
من مریض این سریال شدم واقعا
کاش نویسنده یکم آروم میگرفت زمان نوشتن
فقط یکم
کلا دختره نقش های رو اعصاب میره اونم سریال اخیرش
یعنی من تو این سریال نقش دختره واقعا رو اعصابم بود به خاطره دختره دراپ کردم سریالو بیچاره پسره پیرش در اومد
وایی خاکبسرم میخاستم این سریالو ببینم …نقش اصلی ش سلیطه پایان ماهه چرااااااااااا😱😱😱😱😂😂
حالا چجوری ارتباط برقرار کنم
یه سوال فقط ایا سد انده؟!
اونجایی که فهمیدم خودش استاد جیو عه >>>
من عاشق لباس نظامی شون شدم :”)
تا حالا بین سربالایی که دیدم ، هیچ کدوم به اندازه این حرص درآر نبود…
قسمت ۲۵ ام
و واقعا کاپل و کاراکتر هارو دوست دارم
اصلا همشون قشنگ بازی میکنن
ولی واقعا دارم سر روابط و سوتفاهم های بین بی چن و هانگ جین روانی میشم…
دوتایی تخس و مغرورن…
باید وقت صرف حرف زدن کنن
یکم بیشتر صبوری کنن
همو دوست دارین
یکم باهم راه بیاین
تا اینا میخوان خوب شن و نفس راحت بکشم یهو یه چی دیگه اتفاق میفته
وای وای وای اون مو زی ژنگ
شخصیت پستی داره واقعا…
اینو اونجایی فهمیدم که برای بچه های یتیم خونه حراج گذاشته بودن و اون فقط برای چزوندن بی چن انگار عروسکه رو آورده بود و اون حرف هارو زد
درحالی که بی چن اولین مدالشو که هممون خبر داریم چقدر پشتش غم و سختی بود و با ارزش بود رو گذاشت برا فروش… شاید اولش واقعا بی ملاحظه نسبت به بقیه مردم بود و … ولی این شخصیت مردم دوستی و … رو واقعا بدست آورد
درحالی که موزی کل کاراش انگار ادعا بود…
تا قبلش یکم تحسینش میکردم که آره داره با ظلم میجنگه با اینکه از کاراکترش خوشم نمیومد
ولی بعدش اون سواستفاده از بچه های یتیم خونه و رفتاراش واقعا حالمو بهم زد 😒😒
خلاصه هرچی بی چن خشن و گاهی احمق و عجول باشه ، ولی این مو زی واقعا حس میکنم تا حدودی سیاه دل و عوضی عع 😒😒
بره گم شه اصن 😒
کاپل مورد علاقه من
بانو چی و فرمانده شیائو :))
این پسر، وقتی
بخاطر همینه من ق ۳۲ ببعد رو خیلی دوست دارم
اکت شان دو رو اونجاها بیشتر دوست داشتم.
بهش نگاه میکردم، تیکه تیکه میشدم
.
رفته بودم صفحه سریال till the end of the moon
و اسم چن دولینگ رو دیدم. یاد این سریال افتادم
و حرصخوردنهام و خاطرهبازیهام شروع شد :):
خلاصه
برای همین اینجام
من زیاد سریال چینی نگاه نمیکنم ولی این سریال در کل بد نبود.
واسه این که بخواید وقتتون بگذره میتونید شروعش کنید ولی به عنوان یه سریال خوش ساخت بهش نگاه نکنید، میتونستن خیلی بهتر رو سریال کار کنن. کلیشه هم خوبه هم بد ولی این سریال کلا کلیشه بود.
از همون قسمت اول فهمیدم قراره چی بشه و چه اتفاقی بیافته ، بیشتر موضوع سریال سیاسی بود و حزب کمونیست.
درحال بخش شروع اش کردم ولی دراپ کردم داستانش جذبم نکرد
.
هانگجینگ:
هر کسی مسئولیت خودشو داره.
در مورد تو هم میشه گفت که پیروزی در هر نبرد و دفاع از هر شهر بزرگترین کمکیه که میتونی به این بچهها بکنی
.
این توجیهکردنم این قانعشدنم، درد داره //:
حتی عصبیم میکنه!
اوکی
در ابتدا خواستم بگم خوشحالم به کامنتهای پر از خشمتون به سریال اهمیتی نداده و سریال رو نگاه کردم چون من سریال را حداقل تا قسمت 38 دوست داشتم
البته شاید هم به این علته که به غیر از پارتهای زوج اصلی و شخصیتهایی که دوست دارم، سکانسهای دیگرو نمیبینم و میزنم جلو واسه همین خیلی اذیت نمیشم
من واقعا از دیدن سریال و کمیستری بازیگرها راضی بودم و با اینکه نویسنده عزیز هر ایده ای داشت رو روی این دو تا پیدا کرد اما بنظرم بازیگرهای اصلی واقعا سنگ تموم گذاشتن و مثل خیلی از سریالهای دیگه مصنوعی و بدون احساس بازی نکرده بودن
واسه همین من سریال رو به شرط اینکه خیلی خودتونو درگیر حاشیه و شخصیتهای فرعی نکنید برای یکبار دیدن پیشنهاد میدم
اگر چه خودم برای بار دوم دارم از اول میبینم چون واقعا سریال فراموش نشدنی هست برام
نمیدونم چون حالم خرابه میام سمتت
یا چون میام سمتت حالم خراب میشه
من فقط میدونم دوستت دارم👩🦯
همین
لعنت به نویسندهت
چقدر از هانگجینگ متنفرم
چقدررررررر
خیلی وقیحی /:
بچمو خیییلللی اذیت کردی.
من خیلیییی سعی کردم بهت حق بدم اما واقعا از چشمم افتادی /:
بخاطر علاقهای که به بیچن داشتم و علاقهای که بیچن به تو داشت، ناچار بودم در کنار بیچن بپذیرمت!!!
(با چاشنی اسپویل)
حالم ازت بهم میخوره دختر 😭 ده ۱۲قسمت پایانی منو روانی کردی. پررو پررو میای به بچهم میگی گذشته تو گذشته بمونه؟ تو مسئولیت خودتو داری منم ماموریت خودمو؟ ای لعنت نشی دختر. چقدر سنگدلی تو. مگه نمیگی درد کشیدی؟ چجور تونستی جلوی بیچن بری و بیای و بهش نزدیک شی و باعث دردش شی ؟ وقتی حرفت اینه گذشته تو گذشته بمونه، وقتی میخوای فراموش شه، مرضت چیه که میای جلوش رژه میری و میرنجونیش؟ تازه تلاش کردنای بیچن برای اینکه ثابت کنه تو همون زن لعنتیش هستی رو هم میدیدی!!! چرا دست و پازدنشو میدیدی اما همچنان ادامه میدادی به کارت ؟؟؟؟ 😭🗡 لعنت به ماموریتت.
چرا انقدر خودخواه بودی تو😑
چرا من بعد از ۵ماه همچنان باید از دستتون حرص بخورم؟
چرا حتی با فکر به کارکترا باید اشک بریزم؟
چرا نمیتونم متمرکز بمونم رو عیبها و ضعفهات تا بلکه یکم از چشمم بیفتی؟
چرا من این سریالو دوست دااااارررمممممم؟؟؟؟
چرررررررااااااااا؟
لعنت به من /:
.
میخوای منو نابود کنی؟
اوکی.
یسری کارکتر خلق کن. کاری کن بهشون دل بدم. بعدا ازم بگیرشون.
زجرکش میشم اینطوری!! کاملا جوابه. صددرصد تضمینی!!!
من هنوز دارم دنبال بیچن میگردم.
میفهمی نویسندهی نقطهچین؟ خیلی بیتربیتی😭
#وقتی_خوب_نیستی
#گور_بابای_عقل
#منطق_کیلو_چند
#بازی_با_احساسات
مینویسم که یادم بمونه
دراپ کردم…
از توضیحات سریال که نوشته عاشقانه دلخراش واقعا معلومه دیگه چه سریالی ساختن 😑