
دانلود سریال Story of Kunning Palace 2023
نام ها: داستان قصر کونینگ
محصول: 2023 چین از شبکه iQiyi
ژانر: تاریخی | عاشقانه | درام | فانتزی
تاریخ پخش: Nov 7, 2023
قسمت ها: 38 + 1 ویژه
روز های پخش: چهارشنبه تا یکشنبه
مدت زمان: 45 دقیقه
وضعیت: به اتمام رسیده
بازیگران:
Bai Lu – Zhang Ling He – Wang Xing Yue
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
خلاصه داستان: ملکه سقوط کرده، جیانگ ژو نینگ که آرزو داشت بالاترین قدرت و اقتدار را در زندگی خود داشته باشد، پس از مسموم شدن پادشاه شن جی، توسط شورشیان گروگان گرفته شد. در زندگی او از همه اطرافیان خود برای رسیدن به قدرت استفاده کرد اما در پایان در حبس خانگی ماند و زی وی کل شهر را سلاخی کرد اما…
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز:
سازندگان سریال:
نویسندگان:
کارگردانان:
Chu Yui Bun – Francis Nam
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
宁安如梦
عنوان های دیگر سریال:
Peaceful as a Dream
Kun Ning
Ning An Ru Meng
坤宁
坤寧
寧安如夢
.
.
نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)
E_Special: 480p – 720p – 1080p
.
زیرنویس سریال
.
زیرنویس فارسی
ترجمه اختصاصی پروموویز
.
آهنگ های سریال
Part.1





آخ آخ نگم براتون از دیوونه بازی های شیه وی تا حالا همچین کاراکتری رو تو سریال های عاشقانه ی کره ای چینی ندیده بودم. بیشتر تو رمان های ایرانی از اینا می دیدیم شاید نویسنده هم رمان ایرانی خون بوده
بلاخره امروز تمومش کردم
یه سری ایرادات میشه گرفت از روند پیش رفتن عاشقانه اش اما…
خیلی داستان منسجم و قشنگ و تو دل برویی داشت. هرچه میرفت جلو برای من جذابتر می شد. یجورایی بهم وایب تا پایان ماه رو میداد.
ناراحتم که چرا اینقد نویسنده کشش داد واسه شکل گیری عاشقانه بینشون :(( ولی خب یجورایی هم طبق داستان باید مسائل گذشته حل می شد تا نینگ بتونه به یه آرامشی برسه. درهرصورت اگه سریال سنتی چینی قوی میخواید پیشنهاد میشه
بچه ها من از این سریال خیلی تعریف شنیدم الان هیچی ازش نمیفهمم حقیقتا، برام کسل کننده ست
یادم رفت اینو بگم که چقدر کاراکتر بای لو رو تو این سریال دوست داشتم
یکی از منطقی ترین کاراکترایی بود که من دیدم از زن ها تصویر شده، زندگیشو متکی به کسی نمیکرد و خودش کاراشو پیش میبرد گرچه محدودیت هاشو میشناخت و زمانی که لازم بود عقب نشینی میکرد… خیلی به نظر من دوست داشتنی بود
حالا که نظراتم رو گفتم، چند تا سوال ذهنمو درگیر کرده که اونا رو هم میپرسم؛
ما یه سکانس داشتیم که نینگ آر داشت از شی وی تشکر میکرد که همیشه به اسم خودش صداش کرده که خب اسمش (نینگ) بود و اون آری که اضافه میشه به خاطر زبان چینیه؛ ولیییی یان لینم نینگ نینگ صداش میکرد همیشه 🙃 و خب این نینگ دوم لقب و اینا نبود صرفا اسم خودش بود که دو بار صدا میشد
من متوجه این نشدم که چطور متوجه صدا کردنای شی وی بود ولی یان این نه
.
نینگ آر خیلییی جاها برمیگشت و واضح در حضور اطرافیان میگفت اونطوری که میخواستم نشد و من نتونستم چیزی رو تغییر بدم!!! Excuse me?! این نباید برای بقیه سوال ایجاد میکرد که خب این تغییری که این داره راجع بهش صحبت میکنه چیه؟
حتی یه جایی جلوی شی وی برگشت گفت من نتونستم آینده رو تغییر بدم که من با خودم گفتم حتما به خاطر ترجمه اینطوری اومده ولی به وضوح چندین بار اینو تکرار کرد و خب شی وی با اون هوش و ذکاوت نباید براش سوال پیش میومد که این اصلا آینده رو چطوری میدونه که میخواپ تغییرشم بده؟
.
سوالی که دارم مربوط به اون صحنه هاییه که فلش بک میخورد و زندگی گذشته رو نشون میداد؛ ما یه صحنه رو داریم که نینگ آر ملکه شده و همسر جی آره؛ جی آر مریض شده و نینگ آر میاد خودشو به شی وی تسلیم میکنه و این وسطا میگه که برای اینکه از قصر خودش فرار کنه و تا اونجا بیاد یان لین رو پشت سر گذاشته … یان لین که در تبعید بود… یعنی اینجا شورشه اتفاق افتاده؟! اگه اینجا شورش اتفاق افتاده پس اون سکانسی که تو تیزرم بود که نینگ آر میگه ژانگ ژه رو به خاطر من ببخش به شی وی داره میگه و یان لین بیرون قصر در حال شورشه و داره میاد ولی دیر میرسه و نینگ آر خودشو کشته، یعنی دو بار اینا شورش کردن؟!
نمیفهمم تقدم و تاخر اینو
اگه سری اول شورش نبوده شی وی لزوما همینطوری اونجا بوده پس یان لینی که در تبعید بوده از کجا اومده؟!
اگه سری دوم ادامه داستان همین سری اوله که… منطقی نیست! سری دوم یان لین بعد کشتن نیروها داره میاد پیش شی وی! ولی تو سری اول میبینیم همه چی به دست اینا آلردی افتاده و امن و امانه
من این سریالو از بین ۲۲ تا سریالی که قسمت اولشونو دیده بودم با تیزراشون، انتخاب کردم
چون وسط هیاهو و آشوبیم خودمون دوست نداشتم یه چیز خیلی سنگین ببینم …
حقیقتشو بگم من لینگ هه رو توی love between fairy and devil دیده بودم و اونجا اصلا از کاراکترش خوشم نیومده بود، انقدر خوشم نیومده بود که اسم کاراکترش و اکتاش توی ذهنم بولد بود و یکی از ترسام این بود که بگذره و من نتونم با این کاراکتره ارتباط بگیرم ولی باید بگمممم کههه، به نظرم کاراکتر خیلی نشسته بود روی بازیش و خیلی بهش میومد!
آهنگای سریال انقدر برام دوست داشتنی بودن چه تیتراژ اولی و اخری، چه اهنگایی که در سکانس های کیسشون پلی میشد که من واقعا میتونم بگم که نصف تیتراژارو نشستم دیدم.
راجع به سریال که بخوام صحبت کنم، من قبل از اینکه شروع کنم چند تا از کامنتارو خونده بودم و میدونستم باید به جزئیات توجه کنم، اینه که موقع دیدن سریال هی حس میکردم یه چیزیو از دست دادم میزدم عقب مبادا در اینده چیزی رو متوجه نشم… یه چند تا جا هم بود از دستم در رفت که چرا مثلا کاراکترا این دیالوگو دارن میگن و برگشتم قسمتای اولو نگاه کردم که دوباره یادم اومد
.
سریال، سریال جذابی بود؛ فیلمنامش کشش داشت و طوری بود که دوست داشتم خودم رو گول بزنم و ندونم دختره قراره به کی برسه، دوست داشتم غیر قابل پیش بینی تر پیش بره این تیکه؛
یه چیز دیگه که خیلی باهاش کنار نمیومدم، موفقیت های شی وی بود 🙂 و اینکه ته تهش وقتی اوضاع بد پیش میرفت این بود که زخمی میشد و دوباره چند روز بعدش انگار نه انگار؛ وقتی عملا داشت یه تنه با این همه آدم میجنگید من انتظار داشتم آسیب های شدیدتری رو متحمل شه و اینکه تهش همیشه یه جوری جون سالم به در میبرد انقد برام غیرطبیعی بود که وقتی توی یه سری سکانسا میخواستن با موسیقی و همه چی نشون بدن تنش بالاست، مثلا تو همون قسمت آخر که تو قصر کودتا شد و جیان شو عملا داشت از دست میرفت، این شکلی بودم که نگرانی نداره، شخصیت اصلین پس بلایی سرشون نمیاد، حالا این که قسمت آخر بود ولی جاهای دیگه ای هم وسطای سریال این حسو داشتم کاملا، مثلا اونجایی که رفت برای پس گرفتن شاهزاده مذاکره کنه و …
.
.
حقیقتش رو بگم درسته که یان لین توی زندگی گذشته با نینگ آر همچین رفتاری رو داشت بعد از دست دادن خانوادش ولی مسئله اینجاست که از کجا معلوم قرار بود تو این زندگی هم این شکلی باشه؟
به نظرم اتفاقا کاراکتر عاشق فهمیده ای داشت؛ با اینکه عاشق نینگ نینگ بود ولی وقتی فهمید موقعیت خانوادش ممکنه نینگ آرو درگیر کنه، از عشقش پا پس کشید و بهش نگفت که منتظرم بمون، خیلی منطقی و سالم بهش گفت عاشق یکی دیگه شو، اگه نشدی من همچنان خواهم بود
سعی نکرد عشقشو بهش قالب کنه و رفتارهاش رفتارهای سوییتی بودن که به نظرم کاملا از روی علاقه داشت شکل میگرفت؛ خیلی چیزها از زندگی قبلی عوض شد، به نظرم مقایسشون با کاراکترایی که ما داشتیم درست نیست.
و
باید بگم راجع به عشق شی وی و نینگ آر، من فکر میکنم توی زندگی قبلی اتفاقی که افتاده این بوده که شی وی همچینم عاشق نینگ آر نبوده، بیشتر باید بگم نظرشو جلب کرده بوده، آدمی که برای منافعش از همه چی گذشته بود و از این درخواست کمک کرده بود، با جنونی که از شی وی دیدیم هر روز داشت پر رنگ تر و پر رنگ تر میشد، منطقیه که همچین رفتارایی براش جالب به نظر اومده؛ مصطلح اینکه دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
ولی در زندگی جدید، اتفاقی که افتاد، این بود که نینگ آر سعی کرد برای منافع مشترک خودشو به شی وی نزدیک تر کنه، رفت و آمداشون بیشتر شد و شی وی بیشتر و بیشتر به درایت نینگ آر پی میبرد و خب براش جالب و جدید بود که یه بانو رو ببینه در اون عصر که خودش رو اینطوری درگیر ماجراهای مختلف کرده به خاطر اهدافش، و خب علاقش بهش پر رنگ و پر رنگ تر شد،
باید بگم که با جنونی که شی وی داشت و سکانس کیسی که با هم داشتن، و کلا رفتارایی که شی وی داشت با نینگ آر، خیلی منو یاد سندرم استکهلم مینداخت؛ البته که درسته نینگ آر خیلی هم نقش قربانی نگرفت تو این داستان ولی در نهایت همین شد؛ من فکر میکنم این رفتارهای خشونت آمیز شی وی، وقتی یه ذره روی خوش نشون میداد به نینگ آر، متوجه یه تغییری میکردش و خب تهشم که رفتن با هم
در کل باید بگم خیلی عاشقانه تمیز و این هایی نبود و تا حدی سمی بود، طبیعی نیست یکی اینطوری خشن باهات رفتار کنه، بعد ی جوری ببوس.تت ک حس ت.جا.وز بهت دست بده بعد تو پیشش بمونی همچنان بهش محبت کنی، ولی خب باید بگم که برای من خیلی هم زننده نبود، به هر حال جنون شی وی چیزی نبود که غیر قابل درمان باشه
ولیییییی شاید ازونجایی که کاراکتر یان لین منو تا حدی به یاد وی ووشیان مینداخت … خیلی درکش میکردم
.
این سریال رو خیلی دوست داشتم
از همون قسمت اول تا قسمت آخر
یکی از بهترین ویژگی هاش این بود که شخصیت اصلی، آدم کاملا خوبی نبود و همین داستان رو به واقعیت نزدیک میکرد. ادم ها سیاه و سفید نیستن؛ خاکسترین و ویژگیهای خوب و بد رو کنار هم دارن. اینکه تو اکثر سریال ها شخصیت اصلی خیلی سفیده اصلا واقعی نیست.
بخش عاشقانهی داستان هم واقعا جذاب بود. هر سه تا پسر داستان جذابیتهای خودشون رو داشتن. این که اکثر شخصیتها در رابطه با عشق، وانمود به خنگ بودن نمیکردن و قبول میکردن که کسی رو دوست دارن و یا دوست ندارن خیلی خوب بود.
سریال فقط یه عاشقانهی آبکی نبود و مسائل سیاسی و حکومت و اکشن هم داشت.
البته فیلمنامه یه ایرادی هم داشت :
فانگ یین که شب حمله به زندان ازش خبری نبود!
به نظرم باید حداقل یه اشاره ای میکردن که اون شب وضع فانگ یین تو زندان چطوره.
قشنگ بود پیشنهاد میکنم. به نسبت بقیه سریال تاریخیاشون صبغه و صیغه بازیاش کمتر بود و داستان داشت. عاشقانه زوج اصلیشم، چند همسری و این چرت وپرتا رو نداشت
فکر کنم بعد این سریال بود که دیگه از لینگه چیزی ندیدم تا الان که تعقیب یشم در حال پخشه. کاملا ارزش اون همه انتظار رو داشت
لینگه اینقدر خوشگلتر و جذابتر شده اصلا نتونستنی
سریالش خیلی باکیفیته
پارتنرشم بنظرم بیشترین شیمی رو با لینگه داره
با اینکه از این سریال متنفرم ، عاشقشم هستم
برای دیدن این سریال خیلی ذوق داشتم
من این سریالو بخاطر بایلو و تعریف هایی که ازش شده بود شروع کردم
تا قسمت ۱۵ به نظرم همه چیز سر ضرب و عالی پیش رفت و خیلی خوشحال بودم که چنین انتخابی داشتم
بازی بازیگرا خیلی خوب بود بایلو که برام ثابت شده بود و لینگههههههه واقعا عالی بود من قبل از این سریال نمیشناختمش از لحن صحبت کردن گرفته و اون جدیت و… همه عالی بود با اینکه تا جایی که دیدم ظاهرا اصلا در واقعیت شخصیت جدی نداره اما خیلی حرفهای این نقش به شدت جدی رو بازی کرد
اما
اما
اما
عشق شیه وی رو تقریباً از اول سریال خیلی زیرپوستی میشه دید اما من نشانهای از عشق نینگ ار ندیدم و حتی شاهدخت اخرای سریال اینطوری بود که توروخدا به این بدبخت یه نگاه بکن و عشق نینگ ار به نظرم بی مقدمه بود
من از شیه وی به عنوان یک شخصیت خاکستری(تقریبا) برای قسمت عاشقانه بیشتر توقع داشتم
اون اتفاق داخل غار وقتی که گربه وحشی ها حمله کردن و کاری که بعدش شیه وی بدون اجازه با نینگ ار کرد به نظرم باید توی قسمت ۲۲-۲۳ انجام میشد
تصویر کشیدن عشق وسواس گونهی شیه وی از قسمتهای ۲۰ و تقابل و دعوا های عشقی این دو نفر مغرور واقعا زیبا میشد
واقعا به اصطلاح رد فلگ بودن شیه وی رو میشد درک کرد
شاید همون زندگی قبلی رو بهمون نشون میدادن زیبا تر بود چون در عین فضا سیاسی سریال دراماتیک تر میشد
این بود غرغرای یه عاشق که ناامید شده🥲😂
سلام
میشه چندتا سریال جذاب مثل همین سریال رو بهم معرفی کنید؟
سریال قشنگی بود داستانش کشش خوبی داشت از ریتم نیوفتاد تا اخر جذاب جلو رفت شخصیت شه وی خیلی کاریزماتیک بود
عاشقانش ولی خب چیزی نبود از داستان حذف هم میکردن اتفاقی نمیوفتاد
برخلاف تعریفایی که از این سریال شنیده بودم ولی من دوسش نداشتم
برای من خیلی کسل کننده بود هرکاری کردم نتوستم باهاش ارتباط بگیرم
پشمام از قسمت 28 ریخت 🤣🤣🤣🤣
فکر میکردم کلا زمان قدیم جدید چین ازدواج فامیلی نمیکردن
آهنگای سریال هم عالی بودن اگر دوستی لینک آهنگاشو داره بفرسته ممنون 🙏🙏
سریال به شدت گیرا و جذابی بود فقط اینو بگم نیمه اول سریال با یک عالمه معما درگیر هستین که با نیمه دوم سریال کم کم براتون جا میفته و همه چی جالب و جذاب میشه داستان به شدت قوی بود من با اینکه سریالایی که سیاسی باشن نمیبینم ولی تا آخرین قسمت دیدم و چقدررررد بهم چسبید البته بگم عاشقانه سریال هم بسی گیرااااااااا بود (لینگ هه جذابمونه دیگه 😉😈❤️🔥)
بازی بازیگرا عالی بود دلیل دیدن این سریال بازی بایلو عزیزم بود و صحنه ها و جلوه های بصری عالی بودن و کلا سریال قویی بود از دست ندین من بعدا مجدد ریواچش میکنم 🥰🥰🥰
نمیدونم دست بیچاره چه هیزم تری به شیه وی فروخته بود که سر هر مسئله ای سریع میرفت سراغ دستش؟☹️😁
ولی ژانگ ژه خیلی شبیه به کارآگاه ژاور تو بی نوایان نبود؟🧐😫
این همه سریال تاریخی دیدم ولی هیچ شخصیت مردی به اندازه ی جوآن برام فوقالعاده و خاص نبوده.
خیلیی این بشر عالی و متفاوت بود.
دیوونه شدم رفت از دستش.
خیلیییی جذاب و نفس گیر بود.😍
واقعا چرا تا حالا ندیده بودمش؟
شاید چون شنیده بودم عاشقانه نداره ولی من از اول تا آخر سریال عشق رو حس کردم، تمام کار ها و رفتارهای جوآن در مقابل نینگ آر عاشقانه بود.
عاشقانه ی سریال برای من حتی متفاوت و قشنگ تر از سریال های دیگه بود.🥺❤️
لینگ هه خیلیییی عالی بازی کرده بود، فوقالعاده.👌🏻
خیلی قشنگ بود
واقعا داستان قوی ای داشت و بازی بازیگر ها هم خوب بود
سریال آبکی و چرتی نبود
سریال مثل این معرفی کنین بهم لطفا
قسمت ویژه چیه؟
با اینکه این سبک سریال و خیلی دوست دارم یعنی این حال و هوای سیاسی و کشمش هایی که بر سر قدرت هست با چاشنی عوض کردن سرنوشت ولی اونجور که باید به دلم نمیشنیه این سریال یعنی نه اینکه بخوام دراپ اش کنم و قطعا میبنیم تا آخرش ولی دلم میخواست بعد از ۱۷ قسمت بیشتر به دلم بشینه
نمیدونم خیلی وایب سریال های تاریخی کره ای رو بهم میده
امیدوارم در ادامه برام جذاب تر شه
این طبیعیه که قسمت ۶ ام ولی بازم خیلی جاهاشو متوجه نمیشم چی به چیه😂🫠