
دانلود سریال Sword and Beloved 2025
نام ها: شمشیر و عشق
محصول: 2025 چین از شبکه iQiyi
ژانر: عاشقانه | درام | فانتزی
تاریخ پخش: Oct 25, 2025
قسمت ها: 36
روز های پخش:هر روز
مدت زمان: 45 دقیقه
وضعیت: به اتمام رسیده
بازیگران:
Cheng Yi – Li Yi Tong – Guo Jun Chen
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
خلاصه داستان: داستان سریال چینی شمشیر و عشق دربارهی «وانگچوان فوگویی»ه، پسری که از بچگی توی اتحاد “ییچی” آموزش دیده تا قویترین شکارچی اهریمن ها بشه. اما وقتی با «چینگ تونگ»، یه اهریمن عنکبوتی که بهعنوان جاسوس وارد عمارت وانگچوان شده، روبهرو میشه، همهچیز توی نگاهش نسبت به اهریمن ها تغییر میکنه. حضور چینگ تونگ باعث میشه فوگویی دنیای اطرافش رو از زاویهی تازهای ببینه و کمکم به آزادی و صلح واقعی دل ببنده. بعد از گذروندن درد و رنجهای سخت، فوگویی عمارت خانوادگیش رو ترک میکنه و همراه چینگ تونگ راهی سفری میشه که قراره مسیر خودش و سرنوشتش رو برای همیشه عوض کنه.
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز:
سازندگان سریال:
نویسندگان:
Miao Wen Jing – Wei Zai – Jian An
کارگردانان:
Du Lin
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
天地剑心
Sword and Beloved
عنوان های دیگر سریال:
Fox Spirit Matchmaker 3
Fox Spirit Matchmaker: Wang Quan
Tushan Little Matchmaker King Power
Fox Spirit Matchmaker: Sword and Beloved
.
.
نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)
.
زیرنویس سریال
.
زیرنویس فارسی
ترجمه اختصاصی پروموویز





اینم بگم تو ۸ قسمتی که دیدم
اکشنش خوبه…طراحی لباسا عالی..دکور صحنه عالی.. داستانم که خوبه هرچند چیز زیادی نداشت ۸ قسمت اول..فقط شخصیت خیلی سرد و بی روحی داره فوگویی که بعضی وقتی اذیت میشه ادم ولی خب جزو داستانه ولی بازیگرش خیلی خوبه
۸ قسمت اولو دیدم
یه ایرادی که اکثرا سریالا چینی دارن اصلا نمیتونن احساسات رو درست و منطقی نشون بدن مثلا اینجوریه که
تو قسمت ۷ چینگ تونگ برا نجات برادر کوچیکترش که برادر واقعیشم نیست تهدیدش میکنن فوگویی رو مسموم کنه که بمیره ، اونم مسمومش میکنه باوجود همه کارایی که فوگویی برای چینگ تونگ انجام داد (۱۰ سال از عمرشو برا انسان شدن و نجات چینگ تونگ داد) خب درسته بعدش خودش میاد فوگویی رو نجات میده ولی مسمومش کرده اصن، اگه یکی دو روز دیرتر میرسید فوگویی میمیرد خب عملا بهش خیانت کرده از اعتمادش سو استفاده کرده با جونش بازی کرده حالا به هر دلیلی اصلا .. واکنش فوگویی چی بود اینجا اصن به رو خودشم نیاود عصبانی هم نشد که مسمومش کرده و بهش خیانت شده ادمی که هزار اهریمن رو کشته و تا حالا کسی نتونسته بهش صدمه بزنه یه دختر از اعتمادش سو استفاده میکنه و نقشه نجات برادرشو میریزه و تو نقشش با جون فوگویی بازی میشه ۲ روز دیرتر میرسید فوگویی میمرد .. تنها واکنش فوگویی این بود که حتما دلیل داشته برا کارش بنظرم هیچ دلیلی نمیتونه اینو توجیع کنه که با جون فوگویی بازی کنه حالا این اوکی نویسنده اینو نوشت .. ری اکشن بازیگرا افتضاحه چینگ تونگ که نه معذرت خواهی کرد نه عذاب وجدان گرفت نه نگران شد هیچی فوگویی بدتر به هر دلیلی یکی بهت خیانت کنه با جونت بازی کنه اونم کسی که اینقد بهش خوبی کردی و نجاتش دادی چجوری میشه دوباره راحت بهش اعتماد کرد.. اینجا بنظرم بهتر بود فوگویی دیگه یه مدت بهش اعتماد نمیکرد نشون میداد از دسش خیلی ناراحته که به اعتمادش خیانت کرده با جونش بازی کرده یه بی اعتمادی باید بینشون پیش بیاد چرا چون واقعیت اینجوریه که فوگویی باید تو دلش از خودش بپرسه اگه یبار دیگه با داداشش تهدیدش کنن چی بازم همون کارو میکنه قطعا پس نباید مثل قبل بهش اعتماد کرد حداقل تازه حالا مثلا عاشق هم هستن یجورایی
ولی اینم مثل اکثرا سریالهای چینی دیگه احساسات درست و منطقی بخصوص بین دو شخصت اصلی رو نشون نمیدن هرکاری شخصیت زن انجام بده مرد به راحتی میبخشه و راحت اعتماد میکنه باز
تازه اینجا اخرش دختره شد قهرمان داستان که فوگویی رو نجات داد با پادزهری که خودش مسمومش کرد.
خب هنوز یه هفته هم نشده سریال رو تموم کزدم و یهکم دلم پره، دستم به عوامل که نمیرسه بذارین همینجا بگم.
صرفا غرغر یه طرفدار ناامید شدهست، نقد و … نیست.🤧
نه آخه اگه بگم پتانسیل برباد رفته یعنی چی، یعنی شمشیر و معشوقه. ده آخه لعنتیا کاپل ییتونگ و چنگ یی چیزی نبود که ازش یه عاشقانه سرد بگیریم! اصلا نمیشه اسم سکانساشون رو بذارم عاشقانه چون سریالای برومنس سکانس احساسی از اینا بیشتر دارن. درک میکنم یه بخشیش به خاطر شخصیت فوگوی هم بود اما از یه جا به بعد صرفا برام دوتا آشنای عادی شده بودن همین. حتی تو سکانس پرپر شدن کاراکتر ییتونگ هم ذرهای از احساس ندیدم…
من امید داشتم جای اون یکی سریال چنگ یی و ییتونگ که مرد محوره و زیاد عاشقانه نداره، اینجا سکانسای نازی بگیریم خصوصا که حرفای خود بازیگرا هم همین وعده رو میداد. اما کو؟ من که ندیدیم(نیمه اول سریال باز حالا یهکم حس میشد اما درکل نه)
اصلا جوری بود که از یه جا به بعد ییتونگ و چنگ یی کمیستریشون رو برام از دست دادن!
خلاصه خیلی خیلی حیفم اومد
حالا این به کنار، از یه جا به بعد انگار نه انگار فوگوی و چینگتونگ شخصیت اصلیهای داستان بودن و کمرنگترین حضور و اهمیت رو داشتن! انقدر رابطه چینگتونگ و فوگوی از هم گسیخته بود که داستان کاپل دوم و سوم مجبور بود بیننده رو با خودش همراه کنه. شخصیت فرعی بقیه سریالا موقعیتها رو برای شخصیت اصلی جوری میکنن، اینجا برعکس بود.
حداقل خوشحالم شخصیت فرعیهای سریال شیرینتر از کاپل اصلی بودن و سکانساشون خوش گذشت. بعد من خودم عاشق شخصیت فرعیهای این سریالم؛ خصوصا سکانسای سهنفری فوگوی رومو یونفی. یعنی اگر داستان کلا درباره رومو بود من هیچ شکایتی نداشتم در حدی که سر فدا شدن فوگوی ناراحت نشدم اما سر مرگ این زجه زدم😭😭😭 😭(دل دنیا رو خون کردی مرتضی پاشایی را پلی کرده و باز عر میزند)
از این سریال بیشتر از اینکه چیزی از شخصیتهای اصلی تو ذهنم بمونه(جز سکانس هزار شمشیر چون واقعا>>>) فرعیها تو ذهنم مونده و اونا سریال رو برام جلو بردن
رومو شخصیت موردعلاقمه که دوست دارم بغلش کنم و نازش کنم.
کاپ رومخترین شخصیت هم تقدیم به داداش چینگتونگ که حتی از بابای رومو هم گاااووتر بود
اصلا فلسفه وجودش رو نمیفهمیدم چی بود این عقدههاییی
تنها خوبی وجودش این بود که یونفی حرصش میداد من اینور کیف میکردم😂 (گفتم یونفی این توله روباه هم خیلی چلوندنی بود)
خلاصه که برای من تو ژانر رومنس سریال متوسطی بود اما حداقل چنگ یی خونمو تامین کرد و یه گهگه جدید یعنی رومو رو بهم معرفی کرد😂
با اختلاف یکی از بدرد نخور ترین کارکترای سریالم میرسه به چن جینگ تینگ وای مرد تو پدر نیستی ب درک انسان نیستی ب درک حیوون صفتم نیستی وای فقط دلم میخواست دو شقه بشه واقعا دست وانگ چوان فو گوی رو میبوسم حداقل از این لحاظ روحمو نجات داد.
تو چرا ادم نمیشدی هرچقد بهت رحم میکردن کل طایفه رو با خودت ب فنا دادی!!!! 🤦♀️🤦♀️🤦♀️
ولی واقعا پایانش قابل حدس نبود😂😂😂 از این احاظ که خندم گرف اصن از نویسنده و کارگردان!!!هیچ چیزی برای یاد دادنم نداشت! برای عشق نمیدونم همه چی فلان میشه.
یادمه یه سریال بود شعر عشق باستانی شوکای توش بازی میکرد… داستان سریال راجب این بود که
اینجا اصن بحثشم حتی نشد ک راه حلی چیزی پیدا کنیم…
حس میکنم هرچیز بنویسم هیت میشه دیگ.
بجز پایانش سیر داستان خیلی قشنگ بود ساختشم واقعا قوی بود اکت بازیگرا ک فوق العاده داستانم از هیجان نمیوفتاد واقعا برام. ولی خب گفتم پایان سریال خیلی فاکتور مهمیه که جالب نبود و انگار احساسات قبلی رو هم زیر سوال میبرد!
البته که این سریال دیگه از یه قسمتی کارکترای نقش اول کلن جدا شدن و هرکی زندگی خودش.
انگار همه چی بی فایده بود تو چشم من.
قشنگ ترین عشق عشق رومو و لونگ وی یو بود. اینا اصن در حد زوج دوم نبودن خیلی داستانشون عمیق ترو قشنگ تر از زوج اول بود کاش تمرکز برعکس رو اونا میشد و داستان عنوانش اصن با اونا بود.
نمیدونم میشه اینو نقطه ضعف کفت یا اصن سیر داستان اینجوری بود و نوشته شده بود ولی این چی بود اخه.
البته من خب با سریالای قبلی ای که دیده بودم ذاتن انتظار یه عاشقانه رو داشتم
ولی این اصن عاشقانه ای من ندیدم توش.
درست ترش عشق یه طرفه دختره بود!
اونقد که دختره عاشق بود واقعا یک هزارم عشق وانگ چوان فو گوی اصن حتی ارزش اشاره هم نداره! اخرشم دختررو کشت مرد حداقل یه
این فصل۱ هستش؟؟اول باید این رو ببینیم بعد عشق در عمارت رو؟
زیر نویس لطفا 🌹
وای ساب😍
وقتی که یون فی زانو زد و پاهای فوگویی گرفت درست مثل وقتی بود که تو سریال سفری به سوی عشق رن شین (مادر فوگویی) میخواست جیو آر ترک کنه، همین طوری پاهاشو گرفت التماس کرد. هر دو صحنه مثل هم بود.
خسته نباشید به تیم پروموویز عزیز
ممنون میشم این سریال زیبا رو ترجمه کنید
چرا ساب نمیزنید من هنوز منتظر سابم
سه قسمت دیدم خیلی دوستش داشتم👌
بعضی سد اند ها رو دوست دارم به دلم میشینه انگار کاملن مثل فصل دو
ولی بعضی ها رو نه اعصابم رو خورد میکنن مثل فصل سه
بی احساسی فوگوی زمان مرگ چینگ تونگ روی اعصابم بود بازی چنگ یی رو به شدت قبول دارم این بشر با چشمش هم میتونه احساسش رو نشون بده چه توی سریالای قبلی چه حتی توی همین سریال موقع مرگ رومو
ولی اینکه زمان مرگ چینگ تونگ انقدر بی احساس بود رو نمیتونم قبول کنم و حس میکنم تقصیر کارگردانه
قبول دارم داشت تله میزاشت برای اون ویلن عوضی ولی حداقل با چشمش میتونست احساسش رو نشون بده چون واقعا چنگ یی میتونست 😞
شاید کارگردان فکر میکرد اینکه فوگوی واقعا گول نخوره برای ما پلات توییسته🤦♀😬😒
سکانسی که هوای جو تو بغل هونگ یه مرد من قشنگ اشکم دراومد ولی برای سکانس مرگ چینگ تونگ فقط حرص میخوردم
در کل حس می کنم چون فصل دوم رو خیلی دوست داشتم و اینجا داشتم سرنوشت حاصل اون فصل رو می دیدم بهم چسبید.
اگرنه به عنوان سریال مستقل بنظرم یسری کمبود ها داشت خصوصا در مورد رابطه ی چینتونگ و فوگوی…اصلا اون چیزی که انتظار داشتم نشد و حتی
من قسمت اخر رو حتی ندیده بودم ولی مطمئن بودم فوگوی به این راحتی تسلیم نیمه تاریکش نمیشه
پدر رومو قشنگ ثابت کرد به ادمای بدذات فرصت ندید هر جا تونستیددکلکشونو بکنید.
الان خیلی چیزا یادم نمونده ولی در کل بنظرم توی کمتر ۳۶ قسمت میشد جمعش کرد و یسری کاراکترا نبودنشون یا کم تر از این بودنشون به داستان لطمه نمیزد یکیش داداش چینتونگ … .
اگه چنگ یی رو دوست دارید احتمالا خوشتون بیاد از سریال.
سریال قشنگ و غمگینی بود😍😭
یکی از چیزهای سریالای چینی که من رو شاکی میکرد پرداخت زیاد به زوج دوم، سوم و… بود اما تو این سریال زوج دوم و سوم خیلی شیرین بودن و دوستشون داشتم و باعث شدن کمکاری (!) زوج اول زیاد به چشمم نیاد😉
چقدر دلم میخواست عروسیشون رو میدیدم…
رفته بود تور عروس هم خریده بود طفلکم!😭
الان تراپیلازمم!😭
قسمت ۳۲
چنگ یی اهریمنی چقدر جذاب و زیبا و در عین حال ترسناک بود.
هر وقت فوگویی میگفت چینگ تونگ ذوق زده میشدم و بر عکس چینگ تونگ میگفت فوگویی شایه چشمام قلبی میشد. انگار با کلام شون بهم ابراز محبت میکردند.
(اسپویلرها حاوی مقداری اسپویل از پایان هستن)
چنگیی و ییتونگ حتی توی اون برنامهای که چند سال پیش با هم شرکت کردن کمیستری خوبی داشتن و حیف شد که اینجا ازش استفاده نشد… 😞
اما داستان دو زوج فرعی رو دوست داشتم.
برمیگردیم به انتظار برای Hero Legends 🙏🏻
تا قسمت 12 واقعا داشت خوب پیش میرفت ولی بعدش واقعا اشتباه کردن که تا قسمت 31 تمرکز رو از روی کاراکترای اصلی برداشتن…
با این حال من کاراکترای فرعی رو هم خیلی دوست داشتم و از داستانشون لذت بردم. مخصوصا سکانسای سهتایی فوگوی و رومو و یونفی واقعا بامزه بودن. 🤭
ولی نمیدونم چرا وانگ ییشو گیر داده به این نویسندههاش و هرچقدرم بهشون انتقاد میشد بازم دست ازشون بر نمیداشت🤦🏻♀️… امیدوارم این آخرین سریالی باشه که باهاشون کار میکنه چون واقعا پولایی که برای پروژهها خرج میکنه حیفن…
زیبایی بصری، بازیگرا و بازیهاشون، استایلها، گریم، سکانسهای رزمی و جلوههای ویژه همه خوب بودن.
در کل من دوستش داشتم ولی قبول دارم که از پتانسیل داستان اونجوری که باید استفاده نشد.
دلم میخواست چنگیی رو در نقش وانگ فوگوی دخترباز ببینم 😁
آخ آخ آخ قسمت آخر در راه است…..
۳۱ هم دیدم
اونجا که برمی گرده شنل میندازه روی شونه ی باباش…چشم ها غمگین اشکی پر احساس،انگار نه انگار اون همه سختی،تنبیه،تنهایی که هونگ یه مسببش بود.
ولی بعد چند ماه جدایی از چینتونگ و رسیدن بهم
مثل غریبه ها هستن،تعجب می کنم از اسم مجموعه…شمشیر و معشوقه اش …درحالی که چینتونگ کلا نیست…یعنی نه تنها شخصیت پردازیش ضعیفه که اصلا به خودشون زحمت ندادن حداقل کاراکتر فوگوی یه کاری کنه که این شخصیت به چشم بیاد،چمیدونممثلا بیشتر ابراز دلتنگی می کرد یادش می کرد یا واکنش بیشتری به حضورش نشونش میداد… .
البته به عنوان کسی که چینتونگ رو خیلی دوست نداشتم مشکلی ندارم که کمرنگه
چون اصلا بین ییتونگ و چنگ یی کمیستری خاصی حس نکردم.
یا حتی رومو و جی جیه اش هم با تمام زیبایی جفتشون،همون خواهر برادری جالب تر بودن برام.
برعکس کمیستری هواسن و ژنرال که خیلی تو دل برو بودن.
سریالش قشنگه اما اصلا انتظاراتمو براورده نکرد اخه از قسمت اول خیلی قشنگ شروع شدبعد یهو رابطشون یخ زد و اینکه کارکترچنگ یی هیچ نقشو بازی خاصی نداشت خشک و یک نواخت بدون ذره ای احساست خاصی در طول داستان ده قسمتی هم که از هم جدا بودن واقعا یخ زد برام از نظر احساسی ولی در کل جالبه از نظر معماییو ماجراجوییو داستان