دیالوگای بی فایده زیاد سر صحبتای دو نفرشون دیگه انگار جلسه تراپی نگاه میکردی خیلی هم صحنه اهسته داشت عوضش جاهای مهم جنگی رو زود راوی میامد میخوند رد میشد تصمیماشونم غیر منطقی بود الکی خودشونو به طرف مرگ هل میدادن حالا همه اینا هیچی نویسنده با این کاراش کل گروهانو کشت که چی داستانی که اخرش کسی نمونه میخوایم چیکار اخرشم یه تیکه حداقل از بازمانده ها نشون نداد نفهمیدم اون دختر قبیله تو بهشت بود اونا رو میدید توهم میزد
آناهیتا
خوب بود ولی قسمتای آخر کامل رینگید
Aysoo
تازه شروعش کردم
از سریالی که آلن فنگ و یونینگ و هواسان توش بازی کردند نمی شه ساده گذشت
پلیز خوب باش
۱۰۰۱
اسپویل کننده
این همه زنده کردن شخصیت اصلی و کشتن شخصیت های فرعی ، خیلی رو اعصاب بود
۱۰۰۱
بد نبود
باگ زیاد داشت ، کل داستان منطق لنگی داشت
نینگ یک ژووان ، چرا اینقدر زود ما داد
نمیفهمم ، این نویسنده های چینی ، چرا اینقدر مشتاق کشتار و فاز غم ان ، اونم گل درشت و زورکی
اسپویل کننده
نویسنده برای به هم رسوندن لی تونگ و شاهدخت ، لی یوان رو از سر راه برداشت 😂 ، با یو سی شان از شر چو یوئه راحت شد ، بعد هم به فناش داد ، مریضی مگه
Arina
اسپویل کننده
بخش زیادی از زندگیم رو توی سایههایی گذروندم که نور خورشید بهش نمیرسه، اینا رازهایین که با بقیه نمیشه درمیونشون گذاشت، نمیتونن واقعا درکم کنن ولی تو میتونی. من و تو موقعیت مشترکی داریم. همون افکار همون گذشته و همون نگرانیها، من درد تو رو میفهمم و تو هم ناتوانی منو درک میکنی. پس جلوی تو، میتونم کاملا خودم باشم.
و البته این دیالوگ یوان ژو>>>
Arina
به معنای واقعی خیلی قشنگ بود!
یجوری موندگار شدن تو ذهنم و قلبم که سالیان سال هم فکر نکنم حتی بشه فراموششون کرد…
رسما یه مدت طولانی باهاشون زندگی کردم.
کلی سکانس داشت که خیلی دوستشون داشتم مخصوصا اکیپ باحالشون همگی فوقالعاده ناز بودن و مومنتهای یوان ژو و رن شین، دیالوگهایی که داشتن!!!
اسپویل کننده
یه زمانی، منم فکر میکردم که به تنها بودن عادت کردم، عادت کردم از همه کس و همه چیز فاصله بگیرم و با آرامش اوضاع و احوال رو تماشا کنم؛ اما تو طول سفرمون متوجه شدم که شلوغ پلوغی شهرهای این دنیا هم حس فوقالعادهای داره. اونقدر شگفتانگیز بود که باعث شد به خودم شک کنم که آیا قبل از این زندگی میکردم یا نه. خوشم میاد که یه پشت گرمی دارم، خوشم میاد که همراهتون تو گروه حرفهای چرت و پرت میزنم، خوشم میاد هرجا که میریم. یوان ژو راستش تو کسی بودی که همه اینا رو در اختیارم گذاشتی
این حرف رن شین دیگه خاصتر تو قلبم حک شد🤍
جوری که بخاطر دوست داشتن یوان ژو تغییر کرد و خودِ واقعیش رو پیدا کرد :,)
دلم برای خودشون و اکیپشون، تک به تک خیلی تنگ میشه…
Amir
سریال خیلی خوبی بود. واقعا تاریخی های چین نه تنها از کره چیزی کم ندارن که حتی سرترن و خلاقیت بالاتری دارن از فانتزی هاشون بگیر تا همینا…
اکشن خیلی خوبی داشت. ایرادات منطقی هم زیاد داشت مخصوصا قسمتای آخر ولی در کل ریتم و شخصیت پردازی به همراه پایان تاثیرگذارش جبران کرد. تو بحث سکانس های عاشقانه ترجیح خودم اینه کمتر ولی تاثیرگذار تر تو سریال باشه. (اینو فقط درباره این سریال نمیگم کلا حتی تو ژانر عاشقانه به نظرم زیاد از حد باشه عمق و تاثیرش هم کمرنگ تر میشه). به شخصه اون سکانس های عاشقانه چو یوئه رو خیلی دوست داشتم.
اسپویل کننده
در رابطه با پایانش به نظرم باید همینطور غم انگیز میبود چون با توجه به اکشن های اغراق آمیزی که داشت باید یجا جبران میکرد و خب سر همین رسما قسمتای آخر انگار از پایان مختارنامه الگو گرفته بودن :))
یادی کنیم از قشنگترین سکانس غمگین سریال :
اسپویل کننده
چو یوئه : یو شی سان! یوشی سان!
یو شی سان : من اینجام. حالت خوبه ؟ آسیب دیدی؟
چو یوئه : چشمام چش شده ؟ نمیتونم چشمام رو باز کنم.
یو شی سان : چیزی نیست، بخاطر باروت توپه. دست به چشمات نزن. وقتی با روغن تمیزش کنی میتونی ببینی.
چو یوئه : اگه کور بشم چی ؟؟!
یو شی سان : نمیشی. اگه کور شدی، بازم توی زندگیت دختربازترین مرد دنیا رو دیدی!
چو یوئه : تو حالت خوبه؟
یو شی سان ( در حالیکه خودش خون از چشماش میاد و چیزی نمیبینه) : من یو شی سانم. چطور ممکنه اتفاقی برام بیفته؟! 💔
Whiterose
اسپویل کننده
حالا واسه محض تنوع یه دونفر رو هم زنده نگه میداشتی شاید خوشت میومد نویسنده نامحترم //
:
یکی از زیباترین رشد شخصیت ها رو تو سریال داشتیم بسیار لذت بردم کمدی هاشون واقعا خنده دار بود .من دقیقا همه کامنت های اسپویل دار رو خوندم تا شروع کنم به خاطر همون خودمو آماده کرده بودم که
اسپویل کننده
همه بدون استثنا میمیرن از قسمت ۳۲ به بعد هی با خودم مرور کردم که غم یهوییش سراغم نیاد
بااین ترفند تونستم سریالو به انتها برسونم چون ابدا با سریال های سد اند کنار نمیام ولی زیبا بود .
IREL
یک چیزی بین شخصیت اصلی زن و مرد کمه ولی نمیدونم چی. اون شیمی جیغ درارو ندارن. کیس هاشون حتی چیزی در من روشن نکرد شخصیت پردازی دوتاشون خیلی خوبه ولی یجورایی به هم نمیان؟
Mango
وای عالیه😂
تو این چند روز هر سریالی دیدم یه چانگ هواسن داشت
بلاد ریور، رمز و راز مهتاب، شمشیر و معشوقه و حالا هم این
انقدر دیدمش که فکر کردم اینجا توهم زدم و دارم اونو میبینم😂 البته نمیگم ناراضیام، فقط حس میکنم تسخیرم کرده🤧
سرندیپیتی
خیلی خوشگل بود سریالش، خیلی به دلم نشست
Sama🌙
من تو صفحات سریالای دیگه یونینگ دیدم که گفته بودن این سریال بهترین سریال یونینگ هست. پس شروعش کردم
از نظر من ۳۳ قسمت اول واقعا عالی بود. همه چی به جا و بی نقص بود و من واقعا از همچنین سریال خوش ساختی لذت بردم.
فکر میکنم اینکه ۷ قسمت آخر باگ سریال زیاد شد این بود که خیلی سریع خواستن جمعش کنن و این باعث شد کیفیت قسمتای آخر بیاد پایین
اسپویل کننده
و موردی هم که خیلی اذیتم کرد اینه که از قسمت اول هر کدوم از کارکتر ها همه فن حریف نشون داده شدن. هیچکسی نمیتونه بهشون آسیب بزنه و اصلا نمیمیرن. تازه یه نفره صد نفر رو میکشن. بعد قسمتای آخر همین کارکترها به راحتی آب خوردن با یه ضربه شمشیر میمیرن. این برای من قابل قبول نبود چون انگار نویسنده میخواسته به هر طریقی کارکتر هاشو بکشه. خصوصاً مرگ یو شی سان واقعا واقعاااااا بی رحمانه و غیرضروری بود. شی سان به راحتی میتونست زنده بمونه!!!
بنظرم اصلا نیازی نبود که نویسنده و کارگردان اینقدر یزید باشن و همچین پایانی رقم بزنن…
فقط میتونم بگم جز جیگر بگیری نویسنده، امیدوارم بری زیر تریلی…
در کل از دیدنش لذت بردم 👌🏻❤️
Zizi
از میزان قشنگی سریال که اکلیلی میشید بخوایم بگذریم
سخنی با نویسنده دارم😤😠
Aniya
من بخاطر یونینگ این سریال رو دانلود کردم اون اول اونم ۱۷ قسمت ولی بازیگره زنش جزب ام نکرد قسمت سوم دراپ کردم
متاسفانه نتونستم فقط بخاطر یونینگ ببینم🙁
Z.S.
اميدوارم نویسنده و کارگردان این سریال باهم برن زیر کامیون سفید 🥲
babo
دلم تنگه ❤️🩹
دوباره می ببینمش.
haniye
خیلی خوب بود
اگه تو این ژانرا سریال خوب میشناسین لطفا معرفی کنیدد:)
مهدیه 🗡🗡☂️
لی تونگ گوانگ و نینگ یوان ژو مصداق بارز عشق در بیست سالگی و عشق در بالای سی سالگی هستن
لونا
هپی انده؟
کیم سابو هستم.
قسمت ۳۷ رو تموم کردم و هنوز
اسپویل کننده
تصمیم شاهدخت رو درک نکردم. وقتی تصمیم گرفت بره به “آن” بخاطر این بود که توی دربار دیده بشه (دلایله دیگه هم داشته البته) ولی وقتی خب موفق شد چرا برنگشت؟
کیم سابو هستم.
اسپویل کننده
اولاش خندیدم و اخراش گریه کردم ممنون از نویسدهی محترم 🙏🏻
مهدیه 🗡🗡☂️
هرچقدرم قوی باشی گاهی نیاز داری یکی ازت مواظبت کنه
من خوشم نیامد روند داستان کند بود
خوب بود ولی قسمتای آخر کامل رینگید
تازه شروعش کردم
از سریالی که آلن فنگ و یونینگ و هواسان توش بازی کردند نمی شه ساده گذشت
پلیز خوب باش
بد نبود
باگ زیاد داشت ، کل داستان منطق لنگی داشت
نینگ یک ژووان ، چرا اینقدر زود ما داد
نمیفهمم ، این نویسنده های چینی ، چرا اینقدر مشتاق کشتار و فاز غم ان ، اونم گل درشت و زورکی
و البته این دیالوگ یوان ژو>>>
به معنای واقعی خیلی قشنگ بود!
یجوری موندگار شدن تو ذهنم و قلبم که سالیان سال هم فکر نکنم حتی بشه فراموششون کرد…
رسما یه مدت طولانی باهاشون زندگی کردم.
کلی سکانس داشت که خیلی دوستشون داشتم مخصوصا اکیپ باحالشون همگی فوقالعاده ناز بودن و مومنتهای یوان ژو و رن شین، دیالوگهایی که داشتن!!!
این حرف رن شین دیگه خاصتر تو قلبم حک شد🤍
جوری که بخاطر دوست داشتن یوان ژو تغییر کرد و خودِ واقعیش رو پیدا کرد :,)
دلم برای خودشون و اکیپشون، تک به تک خیلی تنگ میشه…
سریال خیلی خوبی بود. واقعا تاریخی های چین نه تنها از کره چیزی کم ندارن که حتی سرترن و خلاقیت بالاتری دارن از فانتزی هاشون بگیر تا همینا…
اکشن خیلی خوبی داشت. ایرادات منطقی هم زیاد داشت مخصوصا قسمتای آخر ولی در کل ریتم و شخصیت پردازی به همراه پایان تاثیرگذارش جبران کرد. تو بحث سکانس های عاشقانه ترجیح خودم اینه کمتر ولی تاثیرگذار تر تو سریال باشه. (اینو فقط درباره این سریال نمیگم کلا حتی تو ژانر عاشقانه به نظرم زیاد از حد باشه عمق و تاثیرش هم کمرنگ تر میشه). به شخصه اون سکانس های عاشقانه چو یوئه رو خیلی دوست داشتم.
یادی کنیم از قشنگترین سکانس غمگین سریال :
چو یوئه : یو شی سان! یوشی سان!
یو شی سان : من اینجام. حالت خوبه ؟ آسیب دیدی؟
چو یوئه : چشمام چش شده ؟ نمیتونم چشمام رو باز کنم.
یو شی سان : چیزی نیست، بخاطر باروت توپه. دست به چشمات نزن. وقتی با روغن تمیزش کنی میتونی ببینی.
چو یوئه : اگه کور بشم چی ؟؟!
یو شی سان : نمیشی. اگه کور شدی، بازم توی زندگیت دختربازترین مرد دنیا رو دیدی!
چو یوئه : تو حالت خوبه؟
یو شی سان ( در حالیکه خودش خون از چشماش میاد و چیزی نمیبینه) : من یو شی سانم. چطور ممکنه اتفاقی برام بیفته؟! 💔
یکی از زیباترین رشد شخصیت ها رو تو سریال داشتیم بسیار لذت بردم کمدی هاشون واقعا خنده دار بود .من دقیقا همه کامنت های اسپویل دار رو خوندم تا شروع کنم به خاطر همون خودمو آماده کرده بودم که
یک چیزی بین شخصیت اصلی زن و مرد کمه ولی نمیدونم چی. اون شیمی جیغ درارو ندارن. کیس هاشون حتی چیزی در من روشن نکرد شخصیت پردازی دوتاشون خیلی خوبه ولی یجورایی به هم نمیان؟
وای عالیه😂
تو این چند روز هر سریالی دیدم یه چانگ هواسن داشت
بلاد ریور، رمز و راز مهتاب، شمشیر و معشوقه و حالا هم این
انقدر دیدمش که فکر کردم اینجا توهم زدم و دارم اونو میبینم😂 البته نمیگم ناراضیام، فقط حس میکنم تسخیرم کرده🤧
خیلی خوشگل بود سریالش، خیلی به دلم نشست
من تو صفحات سریالای دیگه یونینگ دیدم که گفته بودن این سریال بهترین سریال یونینگ هست. پس شروعش کردم
از نظر من ۳۳ قسمت اول واقعا عالی بود. همه چی به جا و بی نقص بود و من واقعا از همچنین سریال خوش ساختی لذت بردم.
فکر میکنم اینکه ۷ قسمت آخر باگ سریال زیاد شد این بود که خیلی سریع خواستن جمعش کنن و این باعث شد کیفیت قسمتای آخر بیاد پایین
بنظرم اصلا نیازی نبود که نویسنده و کارگردان اینقدر یزید باشن و همچین پایانی رقم بزنن…
فقط میتونم بگم جز جیگر بگیری نویسنده، امیدوارم بری زیر تریلی…
در کل از دیدنش لذت بردم 👌🏻❤️
از میزان قشنگی سریال که اکلیلی میشید بخوایم بگذریم
سخنی با نویسنده دارم😤😠
من بخاطر یونینگ این سریال رو دانلود کردم اون اول اونم ۱۷ قسمت ولی بازیگره زنش جزب ام نکرد قسمت سوم دراپ کردم
متاسفانه نتونستم فقط بخاطر یونینگ ببینم🙁
اميدوارم نویسنده و کارگردان این سریال باهم برن زیر کامیون سفید 🥲
دلم تنگه ❤️🩹
دوباره می ببینمش.
خیلی خوب بود
اگه تو این ژانرا سریال خوب میشناسین لطفا معرفی کنیدد:)
لی تونگ گوانگ و نینگ یوان ژو مصداق بارز عشق در بیست سالگی و عشق در بالای سی سالگی هستن
هپی انده؟
قسمت ۳۷ رو تموم کردم و هنوز
هرچقدرم قوی باشی گاهی نیاز داری یکی ازت مواظبت کنهالان اولای سریالم
حلالشون نمیکنم اگه
یونینگ چقدر خوبه🫠🫠