دانلود سریال Twelve Letters 2025
- 2025 ، Tencent ، ترجمه اختصاصی ، رازآلود ، عاشقانه ، فانتزی ، هیجان انگیز
- 12,571
- جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴

دانلود سریال چینی دوازده نامه Twelve Letters 2025
نام ها: دوازده نامه
محصول: 2025 چین از شبکه Tencent Video
ژانر: هیجانی | رازآلود | عاشقانه | فانتزی
تاریخ پخش: Aug 29, 2025
قسمت ها: 12
روز های پخش: هر روز
مدت زمان: 45 دقیقه
وضعیت: به اتمام رسیده
بازیگران:
Zhou Yi Ran – Wang Ying Lu – Zheng He Hui Zi
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
خلاصه داستان: دوازده نامه مرموز و سیوپنج سال انتظار بیپایان. دنیای تانگ ییشون زمانی دگرگون میشود که معشوقهاش ناپدید میگردد و به دنبال آن، پیامهای رمزآلودی از زمانی دیگر به دستش میرسد. او که مصمم به کشف حقیقت است، خود را درگیر معمایی پیچیده مییابد؛ معمایی میان دو خط زمانی که باید رازهای پنهان در نامهها را آشکار کند تا پرده از سرنوشت ناپدید شدن او بردارد.
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز: 8.3 از 10 (میزان آراء: 97 نفر)
سازندگان سریال:
نویسندگان:
Cheng Xiao Mao – Cheng Meng Yan
کارگردانان:
Sha Wei Qi
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
Twelve Letters
十二封信
عنوان های دیگر سریال:
Hou Hui You Qi
Shi Er Feng Xin
后会有期
后會有期
.
.
نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)
.
زیرنویس فارسی
ترجمه اختصاصی پروموویز





الان ۲۰۲۶ هستش و ییران هم برای سالگرد سریال پست گذاشته، اشون الان خوبی؟😭😭😭
یک سال از پخش گذشت و همچنان به یاد و دلتنگشونم 🥺
این سریال یه بخش از قلبم رو برای همیشه گرفته ❤️
نقد کلی سریال(حاوی اسپویل):
دو نفر، توی چاه و باتلاق زندگیگرفتار شده، اسیر یه دنیای خفه کننده و کوچیک که اجازه نمیده نفس راحتی بکشن و برای خودشون زندگی کنن، همدیگه رو پیدا میکنن. یه ژانر پر از مفهوم و معنا که دیدنش شاید سخت باشه، دردناک باشه اما میتونه بهت خیلی چیزا رو نشون بده.
آشون و های تانگ توی دنیای کوچیک خودشون با چیزایی سر و کله میزدن که انداژه سنشون نبود. چیزایی که تجربهاش برای یه فرد بالای سی سال هم سخته چه برسه دوتا بچه ۱۷ ۱۸ ساله که سعی میکنن گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشن. تنهایی که مجبور به تحملش بودن، از درون اونا رو خورده بود و حالا فکر کنین این دوتا بعد یه عالمه عذاب و تنهایی کشیدن، بالاخره خانواده هم رو پیدا کردن، یه خانواده شدن و این شیرینی لحظهای بود.
مثل اینه که کل عمرت چیزای تلخ به خوردنت بدن و یهو شروع به خوردن دوتا کیک شیرین بکنی بعد یهو دوباره از دستت بگیرن و محکم چیزای تلخ رو بکنن توی حلقت. دقیقا داستان این دوتاست.
چیزی که تا اخر برام سوال موند، اینه این صندوق پستی از کجا اومده؟ چرا فقط برای این دوتا بود؟ چرا فقط نامه های های تانگ و آشون به اینده فرستاده میشد و مخصوصا طوری نامه ها میرسید که انگار فقط یه پل ارتباطی بین آینده و زمان حال این دوتا باشه؟ یه تئوری هم داشتم قبل از تیکه آخر قسمت آخر. تئوریم این بود که شن چنگ که بعد تغییر گذشته پاک میشه، این سری روحش به عنوان اون گربه دنیا میاد و چون خودش هم گفت دوست داشت پستچی بشه، نامه رسان میشه تا این دوتا رو بهم برسونه. مثل یه بعد سوم این وسط میمونه که از همه چیز خبر داره و سعی میکنه اون رو درست کنه.
قبل اینکه وارد قسمت آخر پایانی و جمع بندی پایانش بشیم، بنظرم باید یکم در مورد هر کاراکتر صحبت کنیم. واقعیتش خیلی فکر میکردم که چطوری باید نقدم رو برای این سریال بنویسم و توی ذهنم انقدر چیز هست یکم الان نظم نداره افکارم و تا بهش نظم بدم میترسم یادم بره حرفام رو پس دیگه هر چه بادا باد😂
خب اول بریم سراغ های تانگ و آشون، گفتم که این دوتا به زور شیرینی زندگیشون رو پیدا کرده بودن که ازشون گرفته شد. جفتشون شخصیت های بالغی داشتن. کسایی که بیشتر از سنشون باتجربه بودن و چون میدونستن چقدر با هم تفاهم دارن و روحشون به هم نزدیکه، میخواستن برای مراقبت از اون یکی تمام هست و نیستشون رو وسط بذارن. چیزای مادی یه روزی دوباره بدست میان اما پیدا کردن کسی که تو رو بفهمه، قلبت رو گرم میکنه و بهت حس زندگی و زنده بودن بده، چیزیه که بعد از از دست دادنش دیگه بدست نمیاد. شاید برای همین وقتی اون دختره توی کارخونه میخواست به آشون نزدیک بشه، برگشت گفت من قصدی برای ازدواج مجدد ندارم. رابطه این دوتا، خانواده شدنشون کمتر از ازدواج براشون نبود.
وقتی میگم ازدواج حالا یه رابطه زنا شویی از نگاه جنسی رو نمیگم. یه نگاه کلی و مفهومی از خود ازدواج منظورمه. اینکه خانواده همدیگه میشی. خانواده همدیگه شدن خیلی چیز خاصیه. با همدیگه زندگیکردن، برای همدیگه زندگیکردن، برای همدیگه از خود گذشتگی کردن بدون انتظار خاص یا جواب خاصی، برای هم در هر لحظه پشت و پناه بودن و… خانواده واقعی همینه و ازدواج اساسیه که کمکت میکنه یه خانواده برای خودت بسازی. برای همینم چیز خیلی مهمیه با اینکه خیلی ها بهش توجه زیادی نشون نمیدن و یا با درک نگردن فلسفهاش هر کس و ناکسی رو وارد این اساس مهم و حیاتی زندگی میکنن.
چیز دیگهای که در مورد این دوتا بنظرم خیلی مهمه، اینه که نویسنده سعی نکرد به ما دوتا کاراکتر کامل رو نشون بده. یادش نرفته که در هر صورت، این دوتا بچهان. وقتی فشار بهشون وارد میشد، تصمیماتی که میگرفتن، ممکن بود عجولانه و لحظه ای باشه که تاثیر منفی زیادی هم برای بعدا میذاره اما خب گاها انگار نمیشد هیچ چارهای رو پیدا کنن. مثل وقتی که آشون موقع دعوا یهویی جنی میشد و به قصد کشت عمل میکرد یا های تانگ بدون برنامه دوید دنبال باباش تا بفهمه چه بلایی سر مامانش آورده. یا حتی وقتی که آشون تصمیم گرفت خودش رو از زندگی های تانگ بکشه بیرون…
بریم سراغ دختر و پسرشون. وقتی این بار جای پدر و مادرت، بخاطر اونا از خودگذشتگی میکنی. حاضری از اینده پاک بشی یا اون از اینده تو پاک بشه اما حداقل زندگی اونا خوب بشه. شاد باشن و به چیزی که میخوان برسن. البته سرنوشت انقدر باهاشون ظالم نبود. یونیان پدرش رو از دست داد اما خاطراتش رو نه و شن چنگ هم همچنان توی این دنیا وجود داشت. چون این نامه به دست کسایی که مربوط به های تانگ و اشون بود میرسید، پس یعنی کسی که اون نامه آخر رو گرفت، به احتمال خیلی زیاد خود شن چنگه.
یه جا خوندم که احتمالا شن چنگ فرزندخوانده های تانگ بوده نه بچه واقعیش. برای همینم هنوز وجود داره. نوشته بود شن چنگ یکی از بچه هایی بود که وقتی توی یتیم خونه درس میداد به فرزندی گرفته. با اینگه اون تئوری گربه رو بیشتر دوست دارن به شخصه، اما برای اینکه یونیان و شن چنگ یه ایندهای باهم داشته باشن، این تئوری بنظرم بهتره. حداقل بعدا یه روزی ممکنه دوباره هم رو ببینن و بیاین خیال کنیم شن چنگ این سری تانگ چنگه🤞احتمالش هم زیاده چون موقع نشون دادن عکسای پولاروید مربوط به آینده های تانگ و آشون، یه سری عکس بود که یه میز رو نسون میداد که روش عکس فارغ التحصیلی یه پسر بود.
چون عکسا نشون میداد این دوتا که هنوز باهمن، پنجاه سال گذشته و دارن سالگردش توی ۲۰۲۶ رو جشن میگیرن، اون وسطا یه سری عکس از سالن بیلبورد هم نشون داد که دورش کاغذرنگی اینا بود، و آخرش هم یه سری عکس از جلوی کتابفروشی. با جمع کردن این عکسا کنار هم میخوام تصور کنم این دوتا تا پنجاه سالگی رفتن گشتن، سفر کردن بعد برگشتن به می وان. آشون همونطوری که قبلا گفته بود، سالن بیلیارد رو اجاره میکنه و با بقیه دوباره راش میندازه. موش صحرایی و زنشم که فکر نکنم چیزی درموردشون عوض شده باشه. احتمالا باز سه نفری سالن بیلیارد رو اداره میکنن و چون عکس جلوی کتابفروشی هنوز هست، پس میخوام تصور کنم بعد اینکه بازنشسته شده های تانگ، اون کتابفروشی رو گرفته و داره ادارهاش میکنه.
اصلا همچین چیزی در مورد سریال بنظرم جذابترش میکنه. ما گذشته رو دیدیم و آیندهای که نتیجهاش اشتباهات گذشته بود رو هم دیدیم اما حالا چه اینده ای رقم خورده؟ آیا واقعا همه چیز خوب و خوش تموم شده؟ بنظرم اگه بهمون یه آینده خوش و خرم نشون میدادن، اونوقت اون داستان رئال و واقعی که از زندگیشون دیدیم رو خراب میکردن. اینکه این آینده جدید خوب یا بد باشه، چیزیه که دیگه به خودشون بستگی داره…
در کل،
این سریال یه فیلمنامه کامل و بدون یه ثانیه و یه خط اضافهست که لحظه به لحظهاش پر حسه. ببینید زیاد نمیخوام کشش بدم، اگه عاشقانه میخواین، یکی از قشنگترین عاشقانه ها رو داره، اگه معمایی میخواین، تا اخرش میخکوبتون میکنه، اگه هیجان میخواین،یه جاهایی واقعا نفستون رو بند میاره، اگه میخواین گریه گنین، قشنگ چند بسته دستمال باید بذارین کنار. دیگه آدم از یه سریال کامل و شاهکار چی میخواد؟
بازیگرا هم که رسما شاهکار کردن. سریال یه دونه کیس نداشت اما یجوری عاشق بودن و از چشماشون عشق میریخت که یه ثانیه نمیتونستی محوشون نشی😩 آهنگ هاش هم که قشنگ آتیش سریال رو بیشتر میکردن. چه ost هایی، چه اهنگ متنی…
کیفیت درجه یک، بازیگرا درجه یک، این سریال باید توی جشنواره ها جایزه درو میکرد خاک تو سرا🙄
خلاصه بشینین نگاه کنین که با یه شاهکار طرفین.
ممنون که کامنتم رو خوندین
پایان
#پیشنهادی
قسمت یازده اخرش جیگرم رو سوزوند… انصافا وسط امتحانای ترم تابستون انتخاب سریالم عالیه…
قسمت هشتم اینطوری بودم که تا اخر یه بغضی به گلوم چسبیده بود تا آخرین سکانس قسمت هشت و من یه جوری عر زدم… یه جوری زار زدم… دیدم سرم داره درد میکنه دیگه…
ولی موهای بلند آشون خیلی خوشگلتر بودن😭😭😭😭😭
چرا حس میکنم
بابای های تانگ سر مامانش رو یه جا زیر آب کرده و اپن کسیه که پولا رو دزدیده؟ خیلی رفتارش به عنوان کسی که زنش فرار کرده معمولیه… بماند حتی اون آتیش سوزی هم مشکوک میزنه
عجیب قشنگ بود و خیلی عمیق اما نیاز دارم حداقل چند بار دیگه ببینم تا اون معنا و مفهومش کامل برام جا بیفته .
توصیه میکنم با تایم خالی و خیلیی دقیق نگاه کنید.
چقدر پسر های تانگ شبیه جو یی لونگه و چقدر دختر اشون شبیه یانگزیه😂😂😂😂
ولی من برعکس های تانگ به معلمام از خونه میگفتم. الان هم راحت ازش میگم. مامان و بابام بده چه ربطی به خودم داره؟ درسته هیچ تاثیری نمیذاشت و حتی بیشتر اذیت میشدم توی خونه بخاطر اینگه ذات خوبشون رو برای همه میگفتم و میگم، ولی حداقل دلم خنک میشه… وقتی توی خودت بریزی روانی میشی…
اوس کریم نوکرتم، به سطحی از مشکلات خانوادگی، مامی و ددی ایشوز فت و فراوان رسیدم که قشنگگگگگ دیدن مصیبت این دوتا برام مثل دیدن خاطراتی میمونه که انقدر تکرار شدن اذیت هم نمیشم… فقط گاهی یه اشکی از گوشه چشم غلط میزنه که با پوزخند و سر تکون دادن تمومه… هی…
کثافت ولی چه صدای کلفتی هم داره… وایسا قبل اینکه اینجا رو با منحرف بازیام پر کنم ببینم دقیقا چند سالشه. پیر شدم دیگه منم باید سن چک کنم بعد کراش بزنم🤦🏻♀️😂
خوبه کسی توی خونه نیست آشون آشون گفتنای پرعشوه من رو بشنوه که یجوری دارم از ته دل میگم انگار الان از پشت مانیتور صدام رو میشنوه میگه جانم؟😔
با اینکه اولین باره میبینمش اما با تجربهای که از این داستانا دارم
بنظرم کاش با اون نامه آشون آینده به های تانگ گذشته، باید مهربونتر میبودن… خیلی مهربونتر…
اعتراف میکنم این اولین سریالم از ییرانه و جالبه از ۲۰۲۳ میشناسمش اما اولین باره ازش سریال میبینم😂😂😂 لعنتی آشون… وخخخخ جذاب کثافت…
من رو یاد یکی از بازی هام میندازه. اسمش will بود. تو یه جور نقش خدا رو بازی میکردی که نامه هایی که برات فرستاده بودن رو میخوندی و با عوض کردن یه سری قسمت های نامه، باعث میشدی سرنوشت اون افراد تغییر کنه. یکی از قشنگترین و احساسی ترین بازی هایی بود که بازی کرده بودم. تیتراژش مخصوصا من رو یاد اون انداخت…
Ost این سریال رو از کجا پیدا کنم کسی میدونه
من سریال رو خوب و با دقت دیدما ولی متوجه نشدم
کی توی گونی بود ؟ مامان های تانگ ؟
مگه یی بو مامان های تانگ رو تو همون بچگی( وفتی های تانگ تو اسکله منتظرش موند ولی نیومد) نکشت
اون قسمتی که تانگییشون و دخترش نیان توی دشت بودن و اون بچه در حال راه رفتن میپرید، خیلی ناز بودش ^^
درباره شنچنگ و نیان هم خیلی ناراحتم
نمیتونم بگم این پایان، خوش نبود و نمیتونمم بگم که خوش بود.
شاید اصلا پایانِ خوشِ مطلقی تو دنیا وجود نداشته باشه.
ما فقط از یک زاویه خاصی خوب میبینیمش
با اینکه تصمیم خودش در نبودش دخیل بود اما میخواست که باشه و بیاد آورده بشه
و صد حیف..
همه جا دیدیم و شنیدیم گذشتگان برای آیندگان از خودگذشتگی کردن
اما این سریال نشون داد آیندگان برای گذشتگان از خودگذشتگی میکنن …
یکی از بهترین سریالای چینی بود که دیدم
هم بازی دختره قشنگ بود هم پسره …
بازیگر نقش اصلی زن بد نبود
ولی بازی پسر نقش اصلی خیلی یخ بود
خیلی قشنگ بود
من فک کردم قسمت اشتباهی رو دانلود کردممممم
شون عزیزم🥺اونجا که سر قبر خودش از کیک خورد و گریه میکرد
واقعا غم انگیز بود اوججج دردددددد کاراکتر رو نشون میداد
نمیتونم بپذیر هپی انده😭
تموم شد خیلی خیلی زیبا بود💕
کاپل این سریال قند و عسل بودن مخصوصا تانگ یی شون که نگم واقعا عثللللللل خالص بود🤌🏻🤌🏻🤌🏻🤌🏻🤌🏻
میرم که قسمت آخر و داشته باشم🤧
آشن توروخدا یکم کمتر با اون لبخندات دلبری کن :))))))