دانلود سریال Whispers of Fate 2025
- 2025 ، Mango TV ، ترجمه اختصاصی ، رازآلود ، فانتزی
- 31,167
- چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴

دانلود سریال چینی Whispers of Fate 2025
نام ها: نجواهای سرنوشت
محصول: 2025 چین از شبکه Mango TV
ژانر: رازآلود | فانتزی
تاریخ پخش: Oct 24, 2025
قسمت ها: 40
روز های پخش: هر روز
مدت زمان: 45 دقیقه
وضعیت: به اتمام رسیده
بازیگران:
Luo Yun Xi – Xiao Shun Yao – Ao Zi Yi
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
خلاصه داستان: در سریال چینی نجواهای سرنوشت: یه مو (Ye Mo)، رهبر فرقهی «بهشت ابدی»، که سالها باعث وحشت دنیای هنرهای رزمی شده بود، سرانجام به دست گروهی از قهرمانان رزمی کشته میشود. اما ده سال بعد، سایهی نیروهای شیطانی هنوز بر فراز جهان رزمی سنگینی میکند و در پسِ آرامش ظاهری، موجی از تاریکی و توطئه جریان دارد. تانگ لیسی (Tang Li Ci)، که در گذشته گوشهگیر و منزوی بود، بهطور اتفاقی درگیر یک پروندهی قتل میشود و به دام توطئهای مرگبار میافتد؛ توطئهای که هدفش نابودی کامل دنیای هنرهای رزمی است.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز:
سازندگان سریال:
نویسندگان:
کارگردانان:
Chen Zhou Fei – Qian Jing Wu
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
水龙吟
Whispers of Fate
عنوان های دیگر سریال:
Qian Jie Mei
Water Dragon’s Chant
.
.
نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)
.
زیرنویس فارسی
ترجمه اختصاصی پروموویز




لطفا آهنگهای سریال رو هم بذارین❤️
تو کامنتها با یکسری اطلاعات گمراه کننده از سریال برخورد کردم و دیدم یه کاربر به شکل عجیب! و اشتباهی گفته سریال شکست خورده!!! به عنوان کسی که اخبار سریال رو از صفر تا صد پوشش دادم، چکیدهای از همون اخبار رو در ادامه برای عزیزانی که به دونستن اطلاعات بیشتر درباره نجواهای سرنوشت علاقه دارن، قرار میدم💖✨️ ۱- سریال قبل از پخش به رکورد فوق العاده رزرو ۷.۲۸ میلیون رسید، که به خاطر این رکورد شکنی برج شانگهای (بلندترین آسمان خراش چین و دومین برج بلند جهان) با نورپردازی به تبلیغ سریال اختصاص پیدا کرد. ۲- طبق گزارش رسمی سازمان ملی رادیو و تلویزیون چین، سریال با ثبت رکورد 𝟺.𝟿 میلیارد بازدید در پلتفرم مانگو تیوی، پربینندهترین سریال سال 𝟸𝟶𝟸𝟻 این پلتفرم شد و سایر سریالهای این پلتفرم رو پشت سر گذاشت… در ادامهی این گزارش از ریتینگ فوق العاده سریال در شبکه ملی هونان تیوی و رشد مخاطب و بینندگان هم صحبت به میون اومده. ضمنا در گزارش گفته شده محتوای مرتبط با سریال در ویبو 𝟾.𝟸 میلیارد بازدید داشته. همچنین جالبه بدونید سریال به تنهایی در ده دقیقه ابتدایی قسمت نخست به ۲۴ میلیون بازدید در مانگو رسید و از همون اول هم رکورد شکنی کرد. ۳- سریال علاوه بر درخشش در مانگو تیوی، در پلتفرم میگو ویدیو هم با عبور از شاخص محبوبیت ۱۵ هزار برای این پلتفرم به یه رکورد تاریخی دست پیدا کرد ۴- سریال در پخش بین المللی هم به شدت موفق بود… به عنوان مثال: رتبه اول IQIYI بین المل رتبه اول مونو مکس تایلند (که درامای سال پلتفرم مونو مکس هم شد) رتبه اول FPT Play ویتنام رتبه دوم نتفلیکس تایوان و… ●بطور کلی اسم سریال در لیست سریالهای موفق در پخش بین المللی در ۲۰۲۵ دیده میشه● سریال در چارتهای روزانه و هفتگی مختلف اعم از Datawin و VLINKAGE و مائویان هم روزها و هفتههای متوالی صدرنشین بود و در مائویان هم بازدید میلیاردی داشت… حتی انتهای سال، Datawin به نجواهای سرنوشت در بخش کاستوم دراما، به خاطر زیبایی شناسی و رونق سریالهای تاریخی جایزهای اختصاص داد… ۵- به لطف لو یونشی، سریال تونست 𝟸𝟹 برند رو به عنوان اسپانسر جذب کنه و با رشد مخاطب و بینندگان، روند جذب تبلیغ و ورود سرمایهگذاران حتی تا قسمت آخر هم ادامه داشت ۶- سریال با فروش خیرهکننده کننده 𝟸𝟸 میلیون یوانیِ مرچها (محصولات جانبی سریال) اون هم با سهم 𝟿𝟶 درصدی کاراکتر تانگ لیسی، بهراحتی عنوان پرفروشترین مرچ سیدراما در سال 𝟸𝟶𝟸𝟻 رو از آنِ خودش کرد. جالبه بدونید شرکت تولید کننده مرچ هم به سود ۲۰۰ درصدی رسید و در لیست ۱۵ فروش برتر تائوبائو هم مرچهای تانگ لیسی قرار داشت. ۷- پس از اتمام سریال با توجه به استقبال بی نظیر مخاطبان، با همکاری سریال، اولین پارک فرهنگی گردشگری سینمایی چین در چنگدو افتتاح شد که اولین پارک در حوزه ادغام تجربه گردشگری و صنعت فیلمسازی به حساب میاد، این پارک با بازآفرینی فضاهای فانتزی و ووشیای سریال نجواهای سرنوشت، تجربهای تلفیقی از واقعیت و خیال رو به بازدیدکنندگان ارائه میده که بتونن وارد دنیای سریال بشن و بخشهایی… Read more »
من سریالو الان تموم کردم
پیچیدگی و فهم سختش از قسمت ۱۴ به بعد تقریبا روان تر میشه (تو کامنتا اینو دیده بودم به خاطر همین ادامه دادم)
سریال تموم شد ولی هنوز خیلی از سوالات من رو برطرف نکرده؛ جدا از چیزای دیگه به نظرم باگ فیلمنامه ای هم داشت.
به شخصه اگر فن بازیگرای سریال نیستید، خیلی پیشنهاد نمیکنم
من تمومش کردم و واقعا دوسش داشتم. از دید من کل سریال میخواست بگه وابستگی فقط به یه چیز حالا چه ادم چه اصول. و چه هر چیز دیگه باعث میشه زندگی نابود بشه. نباید به چیزی که باور داریم بیش از حد پافشاری کنیم شاید انعطاف نشون دادن راه نجات باشه.
بر خلاف بعضی دوستان که نظرشون کاملا محترمه من مبارزهها و جلوههای کامپیوتری رو دوست داشتم. مخصوصا مبارزه با حاکم شهر سرخ که با اون ربانهای سرخ جدید و تمیز بود.
با این سریال هم خندیدم و هم گریه کردم و تجربه خوبی بود. اگه از ژانر فانتزی و ووشیا خوشتون میاد میشه تو گزینههاتون باشه.
«حتما حتما از بالای کامنتها ترتیب کامنتها رو روی (پرامتیازترین) بذارید و اون کامنتایی که درباره سریال توضیح دادن رو بخونید. کمک میکنه که بهتر متوجه بشید»
برعکس کلی کامنت ک توش از سریال بد گفته بودن من کلی ازش لذت بردم و هرچی جلوتر که میره قشنگترم میشه مخصوصا ۲۰ قسمت اخر ک کاملا از هر نظری یه سریال خوب بود…ولی خب قبول دارم ک جلوه های ویژه و مبارزه های نسبتا ضعیفی داشت..ولی کلیت داستان و بازی بازیگرا و مخصوصا استایلشون رو دوست داشتم…
تا اینجا من ده قسمت دیدم از سریال ولی اصلااااا جذبم نکرده؛ با دراپ کردن فاصله کوتاهی دارم؛
اسامی ای که برای آدما به کار بردن اسامی طولانی شبیه به هم، پرونده های خیلی تو در تو، سیاستای تانگ لی سی که آدم خیلی وقتا درست متوجهشون نمیشه و هی باید بزنی عقب فکر کنی ببینی چی شد؛ یهو میبینی کاراکترای جدید وارد داستان میکنه و خب یهو همراه میشن ولی تو هیچی ازشون نمیدونی
شخصیت آشی خیلیییی برام غیر قابل تحمل و درکه؛ حس میکنم یه عروسک کاغذی گذاشتن اونجا
من به شخصه او اس تیاشم دوست نداشتم تا اینجا
و استوری لاینشم تا جایی حدس میزنم که قراره چطور پیش بره
تنها نکته ای که تا حدی برام جالب بوده، یه سری کاراکترای فرعی و شخصیت پردازیشون بوده، بازیا هم بد نیست
ولی انقدر همه چی تو در توئه که …
سریالش قشنگ نبود متاسفانه
توصیه میکنم نت هدر ندید
بازیگر ها خوبن اما هم جلوه های ویژه بده هم داستان ضعیفه
بازی بازیگرا هم در نیومده از 10 به این سریال 2 میدم مخصوصا هرچی میره جلوتر بدتر میشه باز اولاش خوبه فقط
به جاش سریال blood river رو ببینید شاهکار امسال شده تو همین ژانر وو شیا و حسابی سر و صدا به پا کرده
پیشنهاد میکنم اونو ببینید به جای این
بازیگر های اون سریال هم رده بالا هستن سایمون و هواسن
سریال رود خونین رو ببینید خیلی قشنگه
همون چند قسمت اول دراپ کردم و هر چی سسعی میکنم ادامه بدم نمیتونم
داستانش واقعا حوصله سربره
مثلا رازالوده ولی اصلا حس کنجکاوی بهم نداد
با تمام عشقی که به فانگ یی لون دارم از سریالش خوشم نیومد😢
فیلمنامه بشدت ضعیف بود
متاسفانه سریال جز بزرگترین شکست های سال ۲۰۲۵ بود و تو چین فلاپ حسابش میکنن و کلی هم به بازیگرها انتقاد شد اما بیشتر از اینکه تقصیر بازیگرها باشه تقصیر نویسنده ها و کارگردان هست چطور نتونستن یه سناریو از قبل نوشته شده رو حداقل یک درجه بهبود بدن که هیچ از ناولش هم بیشتر گند زدن
نتونستم ارتباط بگیرم تا ۱۰ هم دیدم.
فقط یونشی و شون یائو رو دوست داشتم… .
جلوه های ویژه اش ضعیف کار شده …خیلی هم کاراکتر داشت.
نقش مکمل خانم جلوی یونشی هم خیلی معمولی بود بهم نمی اومدن،روایتو دوست داشتم ولی مابقی چیزا نه.
خلاصه که دلم تنگ شده بود برای یونشی ولی دراپ😭
پروموت سریالها با برنامههای مختلف خیلی خوبهها ولی بدی هم داره…
اینکه تصوراتت از اون شخصیت و بازیگر خرد و خاکشیر میشه!
حس میکردم دیوونگی لیویان به منم سرایت کرده…
از یهسمت برای تانگ لیسی عر میزدم، از اونسمت برای یونشیای که داشت برای کاپل شیفانگ تائو و پوژو ذوق میکرد، از خنده رودهبر میشدم. 😂😂
فکر کنم خود یونشی هم فنشون بود!
اینجا اینقدر ابهت داشت که چییون روی حرفش حرف نمیزد، اونجا اینقدر کوچولو موچولو بود که حتی زییی کشون کشون اینور اونور میبردش.
خلاصه در وضع وحشتناکی به سر میبردم… 🫠😅
بیشک ستارههای این سریال، لو یونشی و فانگ ییلون بودن.
یونشی که کافیه بهش بگی قراره اشک مخاطب رو دربیاری، keyi، keyi راه میاندازه… 🤣🤣
ییلون هم یه تنه نیمی از بار سریال رو به دوش کشید.
دیوانگی، عشق و نفرت، خوشحالی و غم؛ هربار که نگاهم به چشمهاش میافتاد، چندین حس مختلف رو از تیلههای سیاه غوطهور در دریای خونیناش، درک میکردم.
سریال، در حد و انتظار بازیگران بنام و ستارهاش ظاهر شد!
سرنوشت همیشه بازیهای خودشرو داره…
حتی وقتی که متوجه اشتباهات و لغزشهاش شد، زندگی روی خوش بهش نشون نداد!
شاید تموم شدن رنگ سرخ تانگ لیسی و رنگین شدن لوح یادبودش با خون بهترین دوستش، نشونه قهر فانگژو بود…
انگار که حتی بعد از مرگش هم آرام نگرفت و آسایش نداشت…
قسمت ۳۹:
تانگ لیسی وقتی داشت به
چییون: نگاهش پر از دلتنگی و حسرت بود…
شاید اگه بگیم که بعد فانگژو بزرگترین اثر رو روی زندگی تانگ لیسی داشت، پر بیراه نگفتیم!
“به نظرم چشمها و موهای طلاییات خیلی هم باحاله!”
چییون دقیقا وقتی پا به زندگیاش گذاشت که سخت از آیان، آسیب دیده و داغدار فانگژو بود.
این پسرک شاد و همیشه خندون، به زندگی تیره و تارش، رنگ و لعاب دوبارهای داد.
چه حیف که هیچ وقت فرصت همپیاله شدن باهاش نصیبش شد…
شائو یانپینگ: پر از ناامیدی…
تانگ لیسی یه روی شیطون هم داشت، مثل یه پسر بچه کوچولو که مدام پی شیطنت و بازیگوشی بود…
و دقیقا این روی تانگ لیسی، فقط در مقابل شائو یانپینگ خودش رو نشون میداد.
“وقتی شیطنت میکنی که میدونی پشتت به یه فرد قدرتمند گرمه!”
و لیویان: غم و درد بیانتها…
“حق نداری بمیری!”
سرسختانه به تنها فرد باقی مونده از بهترین دوران زندگیاش چنگ زد اما سرنوشت برنامههای خودش رو داشت…
تانگ لیسی فقط دوبار توی زندگیاش، اون روی بیمنطق و وحشیاش رو نشون داد، مثل یه حیوون درمونده و زخمی که جایی رو برای پناه بردن بهش نداره…
اولین بار،
با چنگ و دندان میجنگید و روی خوش نشون نمیداد.
و دومین بار،
من عاشق و شیفته این سریال شدم! جدی میگم، برخلاف همیشه، قراره به شدت با هر نظر ناجوری، متعصبانه برخورد کنم!
ولی منطقی نگاه کنیم، این سریال واقعا یکی از شاهکارهای چین بود.
چه از نظر بازیگر، کاستوم و گریم، و چه دکور و جلوههای ویژه و بصری، حتی موسیقی، یه شاهکار به تمام معنا بود.
البته که هیچ چیزی بدون ایراد نیست چون ساخته دست بشر پر از اشتباه، قرار نیست بدون ایراد در بیاد.
این سریال از خودی ضربه خورد.
باید این سریال هم با وجود تمام مخالفتها و تبلیغات پر هزینه، افت و کاهش بیننده، دو فصل میکرد.
محدودیت ۴۰ قسمت به خودی خود بد نیست، چون از شر داستانهایی که الکی کش پیدا میکردن و سودطلبی شبکهها راحت شدیم ولی برای داستانهایی از این قبیل، یه ضرر به تمام معناست.
تکتک شخصیتها، داستان مهمی پشت سرشون بود.
درسته که عملا این سریال فقط یه شخصیت اصلی داشت، ولی تمامی شخصیتها در روند داستان، تاثیر کوچک که نه، یه تاثیر بزرگ و قابل توجه داشتند.
نمونه واضحش، همین کاتهای مشخص بود که گروه تدوین هرکاری هم که میکردن، قابل جبران نبود.
کاتهایی که از داستان زده بود.
بعضا نشونههایی مشخص میشد و با توجه به اونها، توقع بیان سرگذشت اون شخصیت هم در مخاطب به وجود میاومد که بیپاسخ میموند.
مهمترین شخصیتی که باید بهش پرداخته میشد، شیفانگ تائو بود که علارغم پیچیدگی شخصیتش، نشد که بهتر افکارش رو بفهمیم.
اگه میشد که سریال دو فصلی بشه و محدودیت ۴۰ قسمتی رو دور بزنه، انسجام داستان بیشتر حفظ میشد.
بین نظرات بیشتر راجع به داستان خوندم و معمولی بودن داستان با کمال احترام، ولی یکی از نظرات ناجور بود.
درسته که داستان ایده جدیدی نداشت، ولی ما رو با پرمعناترین داستان سیدراما آشنا کرد.
سبک سریال مشخصه، عشق و فداکاری، دوری و دوستی و تقابل خوب و بد.
مسئله اینجاست که این سریال مطلقا تقابل خوبی و بدی، سفیدی و سیاهی رو نشون نداد.
در قالب یه سریال فانتزی، درس زندگی داد.
همچنین میتونن به راه درست برگردن و جبران بکنن و همین نشونه وجود انسانیت واقعیای بود که سریال سعی در نشونش داشت.
با فداکاری و عشقی پاک طرف نبودیم، با یه خدا یا بودا که احساسات انسانی و ماهیت اونرو نادیده میگیرن، روبهرو نبودیم.
با مطلقا شر و مطلقا نیکی روبهرو نبودیم!
با ذات انسان روبهرو بودیم!
تکتک شخصیتها و دیالوگها، حتی معمولیترینها و رندومترینها، پر از معنا و مفهوم بود.
نه صرفا محدود به شخصیت اصلی داستان بشه، بلکه تمام شخصیتها، به نوبه خودشون، با شخصیت پردازی قویشون، تفکرات و آرمانهاشون رو به تصویر کشیدن.
خلاصه بگم، آره، داستان جدید نبود ولی معنای واقعی زندگی رو در خودش گنجانده بود.
* صحبتهام اسپویلی ندارن، صرفا برای کوتاهتر شدن کامنت توی تگ اسپویل قرار دادم.
آشی یکی از بدترین شخصیتهایی بود که سیدراما به خودش دید!
دلیل وجودش مشخص بود اما مخاطب رو با خودش همراه نمیکرد.
نه تنها شخصیت پردازی مناسبی نداشت، بلکه وجودش صرفا دلیلی بر عشق بود، و بازیگر خوبی هم نداشت.
صحنههای زیادی بودن که میتونست این نقش رو پررنگتر کنه، ولی نشد.
هویت مهمی داشت
اما از خودش هویتی نداشت.
به قول تانگ لیسی، صرفا دنبال خوشحال کردن دیگران بود؛ شایدم حق با شن لانگهون باشه و همین براش راضی کننده باشه، ولی وجودیت عشقی پررنگ در کالبد این شخصیت بعید بود.
آشی وجود داشت تا صرفا تانگ لیسی عشق رو تجربه کنه و بتونه به کسانی که هم میتونن دشمن بالقوهاش باشن، اعتماد بکنه.
ولی عشق، کلمه پرباریه.
کلمهای که مفاهیم و انواع زیادی رو به دوش میکشه.
تانگ لیسی عشق رو به طرق مختلف تجربه کرد و به نظرم تاکید بر این نوع عشق، بیخود بود.
عشق رو از طرقی مثل:
دوستی (چی یون و لائو شن)
برادری (آیان)
مهر پدرانه (فانگ ژو)
مهر مادرانه (مادرش)
و غیره، تجربه کرد.
حتی اگه مبنی بر عشقی بین زن و مرد هم بود، واقعا دلیلی وجود داشت که این دو شخصیت عاشق هم بشن؟!
در مقابل، شخصیت چونجی خیلی بهتر تونست عواطف و احساساتش رو منتقل کنه.
وجود لیسی نور امیدی توی دنیای تاریکش بود؛ نه تنها راهشرو روشن کرد، بلکه رشد شخصیتی بزرگیرو براش به ارمغان آورد، پس عشق چونجی به لیسی خیلی طبیعیتر و قابل درکتر از عشق آشی به لیسی بود.
البته که لغزشهایی هم داشت و همین شخصیتش رو دوست داشتنیتر میکرد.
اینکه خبری از خوب و بد مطلق نبود.
درسته که هیچ چیزی کارهای اشتباه مارو توجیه نمیکنه، ولی همین مسئله وجودشون، دلیلی بر اهمیت انسانیت بود.
و تصمیم نهایی آشی…
میدونست که عاشق تانگ لیسیه (عشقی که هیچ دلیلی بر وجودش ندیدم) با این حال، میدونست که برادرش هم به دست تانگ لیسی مرده.
درسته که تانگ لیسی هیچ وقت خواهان این اتفاق نبود و حتی حاضر بود جون خودش رو فدای فانگ ژو بکنه، ولی با وسواس چنگ زدنهای تانگ لیسی بود که مرگ در آرامش فانگ ژو رو به یه تراژدی و قتل عام بزرگ و روابطی پر از سوءتفاهم تبدیل کرد.
اشتباه نکنین، دقیقا همین موضوع ظرافت فیلمنامه و داستان رو نشون میده.
تقابل خوبی و بدی، سفیدی و سیاهی…
و آشی این موضوع رو به خوبی میدونست برای همین هیچ وقت واقعا به تانگ لیسی خیانت نکرد.
و رفتنش، بهترین تصمیم ممکن بود.
بزرگترین نقطه ضعف تانگ لیسی، آشی بود.
کسی که بر خلاف بقیه اطرافیانش، حتی قدرت درونی نداشت.
میدونست که صرفا باری روی دوش تانگ لیسیه، و همچنین بالاخره یه روزی به خاطر بیماری قدیمیش هم میمرد.
علاوه بر تقابل احساسات ضد و نقیض درونش، باید خودش رو هم آماده مرگ میکرد.
برای همین این تصمیم، بهترین و قابل احترامترین کاری بود که کرد.
یونشی برای پروموت این سریال دلی از عزا در آورد…
جدا حس میکنم از قحطی فرار کرده بود 🤣🤣
جدا علاقه یونشی به شخصیتهایی مثل تانگ لیسیرو درک نمیکنم…
اون از واننینگ و تانتای جین، اینم از تانگ لیسی…
فکر کنم به خاطر سادیسم وحشتناکیه که داره، به گریه انداختن مخاطب عادتش شده 😅
هیچکس روحهای مهربونرو به یاد نمییاره، چون نیازی به تجدید دیدار نیست…
فکر میکنم بدترین حسی که یه طرفدار میتونه تجربه کنه، دیدن آثار گذر زمان روی صورت و ظاهر بازیگر مورد علاقهاش باشه…
در کنارههای نگاههای یونشی و چن یائو، با هر خنده نقشهایی میافتاد که دلم رو شرحه شرحه میکرد.
انگار همین دیروز بود که شیمی دل به شیزونش بسته بود…
انگار همین دیروز بود که سولو، شینبایرو گهگه صدا میزد…
چقدر زود گذشت…
بزرگترین نقطه قوت این سریال، طراحی صحنههای اکشن و مبارزه بود!
برای تانگ لیسی، ظرافت و زیبایی موج میزد.
از مهارتهای بالرین سابق به نحو احسن استفاده کردن.
هوش و خلاقیت تیم زمانی به اوج رسید که حرکات بالهرو در ترکیب حرکات مبارزات یونشی گنجاند.
برای چییون، آزادی بود.
بدون وابستگی و رها…
پر از شور جوانی و غرور ذاتی…
بهترین سبک مبارزهای که ممکن بود برای چییون به تصویر کشیده بشه.
برای شن لانگهون، قدرت بود.
ترکیبی از مردانگی و ابهت…
برای لیو یان، دیوانگی بود.
بینظم و آشفته ولی کارآمد و پر از حس نفرت…
برای شیفانگ تائو زیبایی و برای تکتک شخصیتها، هویتی که داشتن، در تمام لحظات سریال نمود پیدا کرد.
اگر شیفته فنون رزمی و یا فیلم و سریالهای رزمی باشین، یا حتی کمی اطلاعات داشته باشین، میفهمین که سبک مبارزه در واقعیت هم خیلی مهمه و این نقطه قوت بزرگ این سریال بود!
حقیقتا هیچکس نمیتونه منکر این بشه، لو یونشی تانتای جینرو زندگی کرد.
بهش جون داد و بذر عشقشرو توی دلهای همه کاشت…
تانتای جین بدون یونشی، معنی پیدا نمیکرد و یونشی بدون تانتای جین، فداکاری و عشقرو نمایان نمیکرد.
یونشی تانتای جین رو مال خودش کرد…
به اسم خودش ثبتش کرد…
و یه بار دیگه، هنر زیبای خودشرو در غالب تانگ لیسی، به اثبات رسوند.
شاید همه بگن نسخه مشابهای بود، ولی…
تانگ لیسی مهربون و متظاهر با خندههای دلرباش، فقط گوشهای از سبک متفاوت یونشی برای خلق این شخصیترو نشون داد.
لو یونشی یهبار دیگه ثابت کرد که، امکان نداره از پس نقشی برنیاد…
یهبار دیگه ثابت کرد که، هر دفعه، با هر سریال، دوباره زندگی میکنه.
بماند که برای من، بزرگترین و بهترین نقشش، شیزون مظلوم و عاشقم بود…
دراماهایی که از یونشی میگیره محض لباسای اجق وجق شونه😂