دانلود سریال Yumi’s Cells 2021
- 2021 ، tvN ، پیشنهادی ، ترجمه اختصاصی ، درام ، روان شناختی ، عاشقانه ، کمدی
- 162,651
- شنبه ۸ آبان ۱۴۰۰

دانلود سریال Yumi’s Cells 2021
با بازی کیم گو اون و جین یونگ عضو Got7
نویسنده خاطرات الحمرا و دبلیو
نام ها: سلول های یومی
محصول: 2021 کره جنوبی از شبکه tvN
ژانر: روان شناختی | کمدی | عاشقانه | درام
تاریخ پخش: Sep 17, 2021
قسمت ها: 14
روز های پخش: جمعه و شنبه
مدت زمان: 1 ساعت و 10 دقیقه
وضعیت: پایان یافته
بازیگران:
Kim Go Eun – Ahn Bo Hyun – Lee Yoo Bi
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
آهنگ های سریال اضافه شد.
خلاصه داستان: یومی (Kim Go Eun) یک کارمند معمولی است. داستان اغلب بین زندگی واقعی یومی و درون ذهن او جایی که سلول ها مشغول فعالیتند، در جریان است. هر کدام از سلول ها نشان دهنده احساسات مختلف مانند عشق، خشونت، عقلانیت، خوب و بد است…
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز: 8.5 از 10 (میزان آراء: 10,917 نفر)
ساخته شده بر اساس وبتونی با همین نام اثر Lee Dong-Gun.
.
لیست بازیگران Kim Go Eun در نقش Kim Yu Mi . سازندگان سریال نویسندگان: Song Jae Jung – Kim Yoon Joo کارگردانان: Lee Sang Yeob . سایر عناوین سریال عنوان بومی سریال: 유미의 세포들 عنوان های دیگر سریال: Yumiui Sepodeul . سریال مرتبط: Yumi’s Cells 2 (Korean sequel) . * زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب) HDTV آپلودبوی E01: 540p E02: 540p E03: 540p E04: 540p E05: 540p E06: 540p E07: 540p E08: 540p E09: 540p E10: 540p E11: 540p E12: 540p E13: 540p E14: 540p . لینک مستقیم E01: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E02: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E03: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E04: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E05: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E06: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E07: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E08: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E09: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E10: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E11: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 E12: 360p – 480p – 540p – 720p – 720p.x265 * نسخه بدون زیرنویس WEB-DL AppleTor * نسخه بدون زیرنویس WEB-DL IQ E01: 1080p E02: 1080p E03: 1080p E04: 1080p E05: 1080p E06: 1080p E07: 1080p E08: 1080p E09: 1080p E10: 1080p E11: 1080p E12: 1080p E13: 1080p E14: 1080p * * زیرنویس سریال نمایش لینک های دانلود ترجمه اختصاصی پروموویز همه قسمت ها: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 01: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 02: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 03: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 04: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 05: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 06: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 07: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 08: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 09: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 10: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 11: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 12: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 13: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ قسمت 14: نسخه HDTV – نسخه AppleTor – نسخه IQ . ترجمه آیرِن HDTV + WEB-DL قسمت 01: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 02: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 03: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 04: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 05: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 06: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 07: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 08: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 09: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 10: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 11: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 12: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 13: لینک مترجم – لینک مستقیم قسمت 14: لینک مترجم – لینک مستقیم . ترجمه دینگو قسمت 01: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 02: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 03: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 04: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 05: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 06: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 07: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 08: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 09: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 10: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 11: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 12: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 13: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL قسمت 14: نسخه HDTV – نسخه WEB-DL * آهنگ های سریال Part.1: Wendy (Red Velvet) – Do You Care About Me Part.2: John Park – Nightfalling Part.3: The Black Skirts – Ling Ling Part.4: Do Young (NCT) – Like a Star Part.5: Say Sue Me – My Heart, Spotlight Part.6: J.UNA – My Day Part.7: Jung Seung Hwan – Belief Part.8: MeloMance – Our Story Part.9: Dvwn – I’m in Paris Part.10: Je Hwi – Holiday Part.11: Sunwoo Jung A – Timing *
Ahn Bo Hyun در نقش Ku Woong
Lee Yoo Bi در نقش Ruby
Park Ji Hyun در نقش Seo Sae Yi
Park Jin Young در نقش Yoo Babi
Jung Soon Won در نقش Chief Nam
Choi Min Ho در نقش Wook
Yumieui Sepodeul





کاش سلول اعلانات منم درست کار میکرد و این نظرات منفی و چرت و پرت رو از بالای تخته میکند و مینداخت داخل سطل زباله:)
منم به خاطر فصل سه اومدم😁
البته برای دومین بار
یااااااااااااااااااااااااا….
شخصیت های کارتون مولان رسماً از روی بومی و وونگ اقتباس شدن…. آخرین اپیزود رو ببینید….
بالاخره شروعش کردم
آروم آروم میبینمش
از زمانی که پخش شد همه خیلی تعریفش رو کردن ولی من چون بازیگرها رو خیلی دوست نداشتم مقاومت کردم، امسال که فصل آخر اومد تصمیم گرفتم ببینمش و پشیمون نیستم
داستانش جالبه
سلولها کیوت و بامزهان
فقط اینکه من استایل وونگ رو دوست ندارن): نمیتونم درک کنم چینش و ترکیب استایلش رو (میدونم نیازی به درک من نداره فقط خواستم نظرمو بگم : )
آخر قسمت سوم یومی زیر بارون داشت سر روبی غر میزد و موهاش خیس شده بود، وونگ که با چترش اومد موهاش خشک شد 😭😂 قدرت چتر
تصور میکنم آخر قسمت ۱۱ [spoiler title=” تولد وونگ برای منی که طرفدار وونگ هستم پایان سریاله 😭✨️❤️واقعا بعد دوبار ریواچ سریال الان که بعد دیدن فصل ۱ دارم دوباره از اول سریال و میبینم متوجه میشم که هیچچ کدوم از رابطه های یومی انقدر وایب واقعیت و نمیداد واقعا رابطه یومی و وونگ فوق العاده بود شاید اگر سنشون بیشتر بود و وونگ بدشانسی نمیاوردن صد درصد به ازدواج میرسیدن “]
حقیقتا فصل سوم این سریال ، بنده رو مجاب کرد که شروع کنم.
اولش حس میکردم برای یه سریال که روزمره ی یومی هستش سه فصل قطعا برام حوصله سربر میشه ، مخصوصا وقتی هر فصل با یکی وارد رابطه میشد.
اما شروعش کردم و برعکس انتظاراتم بود.
یکم حوصله سربر بود اما باهاش بهم خوشگذشت.
رابطه ی بین یومی و وونگ کاملا شبیه به واقعیت بود.
اول از همه ، واقعا رابطه ی خوبی داشتن اما یه مشکلی که بود ، توی زندگی خیلی از ماها هم هست
اینه که صحبت نمیکنیم ، جمع میشه میشه میشه و یهو به یه اتفاق بد ختم میشه.
نه وونگ و نه یومی صحبت نمیکردن.
وونگ واقعا پارتنر بدی نبود اما یومی رو بخشی از خودش نمیدید ، مشکلات کاریشو بیان نمیکرد و از یومی کمک نمیخواست.
مگه ما قراره جلوی پارتنرمون عشقمون ایدهآل خودمونو نشون بدیم؟
اصلا قشنگیش به اینه تو مشکلاتتو نشونش بدیو اون بمونه!
و راجب سهیی.
وونگ کاملا مشخص بود حسی به سهیی نداره و اولویتش یومیه و بخاطر ناراحت نکردن و صحبت نکردن راجبش پنهان کاری میکرد اما درک نکردم چرا آدمی به خونسردی و صادقیه وونگ کاملا رک نگفت که حد خودشو نگه داره.
و خب 🙂
بابی ، توی فصل اول هیچ مشکلی باهاش نداشتم حقیقتا.
اون رفتار مهربانانه رو با همه ی دخترا داشت فقط مختص به یومی نبود که بخوایم لاس زدن حسابش کنیم.
وونگ و یومی رو در کنار هم خیلی دوس داشتم 🙂
اما معتقدم اگه شما عاشقِ هم و رابطهتون باشین هیچ وقت نمیذارین وقتی مسائل مهمی اتفاق نیوفتاده داستان به جدایی ختم بشه.
و در آخر سریال کمکم کرد با سلول هام دوست شم.
به تک تک شون اجازه ی تخلیه بدم و باهاشون مهربون باشم ، چون تک تک اون سلولها یگانه رو میسازه.
به خاطر دیدن فصل ۳ تصمیم گرفتم فصل ۱ و ۲ رو ریواچ کنم. بماند که اولین باره دارم یه سریال کرهای رو دوباره میبینم…
چقدر من این سریال رو دوست دارم. بازیگرای خوب، بازی عالی، حال و هوای خوب سریال. جو و محیط قشنگی که داره. Ostهاش چقدر قشنگ بود.
خلاقیت سریال رو هم که نگم اصلا، من عاشق سلولهای یومیام، بگم بیشتر از دیدن اینا خوشم میاد دروغ نگفتم. عالیان. چقدر قشنگ و حتی علمی تونستن نشون بدن همه چی رو. هم احساسات یومی رو، هم احساسات وونگ رو. هر چی بگم کم گفتم. عشقن کلا.
این سریال خیلی منُ یاد انیمیشن Inside Out میندازه، انگاری ورژن بزرگسالانه با تعداد سلولهای بیشتره، حتی یه آهنگ سریال هم که فقط نوتهای پیانوئه خیلی شبیه موسیقی اصلی این انیمیشنه.
در رابطه با فصل ۱:
من خیلی مخالفم با این عقیده، بعضی آدما فکر میکنن وقتی تو رابطه نیستی (چه دوستپسر چه ازدواج) نباید به خودت برسی و مراقب خودت باشی. در حالی که عشق به خود و عزت نفس تو خلوت آدمه که مهمه. باید خودت رو لایق زیبا بودن، زیبا لباس پوشیدن، زندگی توی محیط تمیز و خوب بدونی یا مثلا همونطور که برای دوستپسرت ظرف غذا درست میکنی برای خودت هم درست کن. خیلیا فکر میکنن تجمله، در حالی که این کارا جزو چیزای اساسی زندگی مثل نیاز به خواب و نیاز به غذا میمونه و کلی روی روح و روان آدم تاثیر میذاره.
تاثیرات این کارا رو توی قسمت آخر سریال خیلی خوب نشون داده شد. اینکه یومی بلد نبود با خودش تنها باشه! به نظرم یکی از مهمترین مهارتهایی که باید تو زندگیمون یاد بگیریم اینه که تنهایی هم خوش باشیم. و صرفا چون تنهاییم آدمای اشتباهی رو وارد خلوت با ارزشمون نکنیم، یا اگر هم شخصی وارد زندگیمون شد، بازم بتونیم برای خودمون وقت بذاریم.
پسانداز خوبه، ولی نه در حدی که خودت رو از تفریح محروم کنی. هیچکس تا ابد زنده نیست، پس در نتیجه از زندگی و پولی که در میاریم (منظورم ولخرجی نیست) لذت ببریم. تعادل داشتن بهترینه.
هر چقدرم بخوای خودت باشی، هر چیزی به نظرم اصولی داره. در واقع First impression وونگ خیلی داغون بود. اگر سریال بورا دبورا رو دیده باشید بهتر متوجه منظورم میشید.
ارتباط وونگ رو هم که با اون دختره سه هی نگم اصلا. این بشر رو هر سری نشون میدادن من فشارم میرفت بالا. (دَم بازیگرش گرم، نقشش رو خوب درآورده بود و میخورد به این نقش).
سه هی اصلا تکلیفش با خودش مشخص نبود، هی سرد و گرم میشد و به قولی بعد از وارد رابطه شدن وونگ، خانوم تازه فیلش یاد هندوستون کرده بود! وقتی میبینی طرف دیگه از دستت رفته، برای خودت ارزش و عزت نفس قائل شو و بکِش عقب. خیلی آدم سمی بود و شک و شبهه مینداخت به دل یومی. امیدوارم همچین آدمی هیچوقت به پُست کسی نخوره.
سکوت و خودت رو به کوچه علی چپ زدنِ وونگ سر این دوستش سه هی هم اعصاب خوردکن بود. کاش یذره صراحت میداشت و رک میبود.
جاهایی که وونگ باید به یومی چیزی رو کامل توضیح میداد، برمیداشت حرفش رو خلاصه میکرد یا اینکه باهاش روراست نبود، حقایق و نظراتش رو نمیگفت، این کارا باعث ایجاد سوءتفاهم شد.
غرور وونگ هم که هیچ. کُشت ما رو با این غرورش، هر چی میشد سلول منطقش میگفت پس غرور وونگ چی؟، چطوره توی لباس پوشیدن و رفتار میگفتید خودمون باشیم و فلان، ولی وقتی بحث صحبت کردن میشد غرور میاومد وسط؟! رابطه با صحبت کردنه که جلو میره!
وقتایی که باید افکارش راجع به سه هی رو به وونگ میگفت، همه رو رو هم جمع کرد و یکدفعه ترکید.
اولویت اول زندگیش خودش نبود و یه نفر دیگه بود، در حالی که در آخر خودمون برای خودمون میمونیم. البته تو قسمت ۹ پیشرفت کرد در این مورد.
سر قضیه عروسی دوستش چقدر کمبود داشت این دختر، اصلا دوستپسرت نیاد، مگه تو مجبوری به اون دوستای فوضولت ثابت کنی که قرار میذاری. یا سعی کنی انتظارات دوستات رو با خراب کردن دوستپسرت پایین بیاری. تو که از همون اول دیدی این استایلش چجوریه، اگه سلیقهات نبود و حس میکردی آبروت رو میبره باهاش قرار نمیذاشتی!!
تو قسمت ۱۱ اینکه یومی تو اون شرایط مالی وونگ برگشت بهش گفت بیا ازدواج کنیم اشتباه محض بود. تو که میبینی وونگ چقدر درگیره طوری که خونهاش رو فروخته، یا حتی از لحاظ روانی هم درگیره و مثلا تولدش از یادش رفته، یا نمیخواست باهات همخونه بشه و فکر میکرد سرباره، بعد تو میایی پیشنهاد ازدواج میدی؟ خیلی تصمیم نابهجا و خودخواهانهای بود!
یا اینکه تو قسمت ۱۳ یومی یه کوچولو اصرار نکرد که وونگ چرا میخواد از خونهاش بره؟ یا سعی کنه جلوش رو بگیره. هر چند اینو نمیدونم کار درستی بود یا نه. یا به قولی باید به تصمیم طرف احترام میذاشت و اینا… ولی وونگ واقعا شرایطش خوب نبود و به نظرم به کمک یومی نیاز داشت. اگر قرار نبود رابطهشون برای روزهای بد و سخت هم باشه دیگه چی فایده؟؟
از همون ملاقات اول این مرد غیرعادی بود. قسمت ۸ پر بود از رفتارهای نادرست یو بابی. تعریفش از مدل مو یومی، اینکه بحثهای نامربوط باز میکرد، اطلاعات غیرضروری میداد و از رابطهاش کنار یومی مینالید، در حالی که یومی رسما غریبهست تو زندگیش، هیچ آدم عاقلی همچین کارایی نمیکنه مگر اینکه یه قصدی داشته باشه.
یا توی قسمت ۹ به یومی گفت ازتون سوال داشتم ولی نپرسید و یومی رو تشنه برد لب چشمه و برگردوند، در واقع اینا همش تکنیکهای روانشناسی برای کنجکاو کردن فرد و ولشون کردن تو اوجه، تا برای ملاقات بعدی مشتاق بشن.
یا جلو دوستپسر طرف برداشت کتش رو انداخت رو شونه یومی! فهمیدیم خیلی جنتلمنی، ولی به تو ربطی نداشت.
کلا روی یومی زیادی زوم بود و هر تغییری رو متوجه میشد.
خیلیا طرف یو بابی رو میگرفتن، ولی بحث اینه که چطور ماها انقدر از سههی و دخالتهاش بدمون میاومد ولی وقتی نوبت به یو بابی میرسید اوکی بود؟! از همون اول سلول گارد و سلول منطق هم بهش اعتماد نداشتن و باید به حس ششمشون اعتماد میکردن.
به طور کلی این سریال فوقالعادهست. هر چقدر هم تعریف کنم کمه، باید ببینیدش تا بفهمید چی میگم. کلی درس میشه ازش گرفت. حتما پیشنهاد میشه.
پیش به سوی فصل ۲ 😁🫡
ی سوال
اخر کار وونگ ب مشکل خورد ک کات کرد یا نه؟
سریال جالبی بود و آموزنده. من فصل 1 و 2 این سریال رو ندیده بودم و با شروع فصل 3 تصمیم گرفتم ببینم. به نظر من یومی توی این فصل تمام تلاشش رو کرد و واقعا اشتباهی نداشت و حرف نزدن های وونگ و غرور بی جای اون بود که باعث سوءتفاهم و جداییشون شد. بابی هم به نظر من اصلا اونجوری که دوستان می گفتن بد نبود
ادمین جواب منو نمیدید؟
قسمت 12 تا نصفه
نمیفهمم چرا این یو بابی هیچ حس خوبی نمیده!!! انگار میخواد یه اتفاق بد بیفته
من بعد از دیدن قسمت 11 به این نتیجه رسیدم که
….پسندیدم…..
سلام.فرق نسخه Apple Tor با IQ چیه؟
فقط
اومدم برای بار nام بگم یومی لیاقت وونگو نداشتییییی وای فشارممممم الان میره بالا
دیگه چی میخواستی واقعا
رفتی با بابی آشغال کهههههه چی آخه؟؟؟؟
بیچاره وونگ بچم😭💕چقدر جنتلمن بود آخه😭😭😭😭😭
خاک بر سرت یومی جان
آخیش تخلیه شدم
سلول روده ی وونگ همیشه باعث و بانی خیر بوده بر خلاف ظاهرش😂
من دارم ریواچ میکنم فصل یکو و اومدم بگم باز بگم
بابی کثافت عوضی با زن مردم وقتی خودتم تو رابطه ای لاس نزن مردک بی نزاکت🚶♀️
یومی رو شروع کردم چون ناخودآگاه جذب فصل سه شدم و خیلی دلم خواست فصل سه رو ببینم ولی خب همه گفتن بهتره از اول شروعش کنی.
من هیچ وقت فکر نمیکردم این سریال رو شروع کنم و هیچ وقت فکر نمیکردم از دیدنش تا این حد راضی باشم بیشتر بخاطر پارت های انیمیشنی وسط سریال فکر میکردم اصلا دیدنش برام جالب نباشه ولی عاشق همون سلول ها شدم همش دلم میخواست بگیرم تکتکشون رو بغل کنم انقدر که کیوت و دوست داشتنی بودن🥹😭
این سریال رو بیشتر برای این دوست دارم که واقعیت روابط رو نشون میده اینکه هر چقدر هم اون رابطه خوب باشه و هر چقدر عاشق باشید و کنار هم حال خوبی داشته باشید ممکنه به هر دلیلی از هم جدا بشید و خب همیشه خبری از اون شاهزاده ی سوار بر اسب سفیدی که توی بیشتر سریال ها یهویی پیداش میشه و همه جوره پای یه دختر میمونه نیست😩
برام عجیب بود وونگ و یومی با اینکه همو دوست داشتن یکبار نشد به هم بگن دوستت دارم یا یکبار نشد درست حسابی بشینن سر یه موضوع بحث کنن و حرف بزنن همیشه یا وونگ بحث رو سریع جمع میکرد با حرفای نصفه نیمه اش یا یومی کوتاه میومد و این جالب نبود.
اینم بگم که نمیدونم چرا من هر کاری که یومی میکرد رو درک میکردم و بهش حق میدادم به جز اون عروسی دوستش که یه کم زیادی رفت که اونم برای هرکسی ممکنه پیش بیاد بقیه ی کار هاش برام قابل درک بود.
راستش باید بگم تا اینجا من بیشتر طرفدار خود یومی ام تا طرفدار مرد هایی که توی زندگیش میان.
خلاصه که پیش به سوی فصل دو 🏃🏻♀️
قسمت پنج اون تیکه شرط بندی سلول ها خیلی بامزه بود 😭😭
چه تو رابطه چه توی زندگی با خانواده اگه حرف نزنی مشکل پیش میاد. از همین حرف نزدن اعضای خانواده من واسه خودم فرضیه تو ذهنم می سازم و میگم حتما همچین فکری دارن، اینجا حتما این توقع رو داره، هر بار با دیدن صورت شون واسه خود داستان می بافم چون از دهن شون حرفی بیرون نمیاد😶.
یا حتی شده حرف نزده توقع یک سری خواسته ها رو داریم! اخه حرف نزنی و نگی که من نمی تونم کمکت کنم و برات کاری بکنم.
درسته که خیلی جاها پیشنهاد می شه حرفی نزنین حتی خودم هم میگم نباید در برابر فلان شخص صحبتی بکنی یا تو جمعی که اطلاعی نداری حرف نزن ولی اینجا میخوام بگم لطفا حرف بزنین، مخصوصا در خانواده و رابطه تا یاد بگیرید حرف هاتون رو توی جمع های بزرگتر هم بزنین و نذارید حق تون خورده بشه. من خودم اکثر وقتا چون ترسیدم حرفی بزنم بقیه ناراحت بشن حرف هام رو خوردم ولی جدیدا تلاش می کنم که حرف بزنم.
واقعیتش من هیچ وقت رفتارهای بابی رو خارج از خط قرمز ندیدم و روش حساس نشدم
صمیمیتی که با یومی داشت توی این فصل، واقعا دوستانه و حامیانه بود. همین. واقعا وقتی سلولها از یه دید جنس مخالف دیدن بنظرم هوشمندانه بود. وقتی فکر میکنی بابی دختره میبینی رفتارش واقعا عادیه و فقط داره با یومی یه ارتباط معمولی رو برقرار میکنه. مثل همکلاسی که باهاش یه پروژه کار میکنی یا هر روز توی کلاس بحث های درسی میکنین اما واقعا همینه. یه سری البته هستن با قصد و قرض خاص بهت نزدیک میشن و وقتی یه سری خط قرمز رو میشکنن کاملا تابلو میشه. ولی بابی هیچ وقت اینطوری نشکست فقط یومی براش یه دوست عادی بود.
این عشقی که از حمایت و تنهایی که یه نفر با محبتش اون رو پر میکنه، چیز گرمیه. گاها شاید از سر تنهایی فقط یه احساس پرکننده اون پوچی درونت باشه و گاها چیزیه که دنبالش بودی. نویسنده نظرش این بود چیز موقتیه…
ولی درس بزرگ این فصل اینه خواهرم، برادرم، توی رابطه باید حرف زد! شما ممکنه واقعا با بهترین ادم زندگیت کاپل باشی اما اگه حرف نزنی و اجازه بدی سوتفاهم های متعدد توی ذهن پارتنرت همینطوری از کاه کوه بسازن، در نهایت همون رابطه شیرین به یه عذاب پر از شک تبدیل میشه. اگه یومی از همون چای یوزو حرفش رو میزد و حداقل یکیشون توی رابطه نشون میداد مشتاق به اینه که بیشتر از چند جمله بشنوه و حرف بزنن، اونوقت خیلی از سوتفاهم های بینشون اصلا از اون اول بوجود نمیومد.
غرور کذب، اینکه خودت رو بزنی به اون راه بگی چیز مهمی نیست که ارزش گفتن رو داشته باشه و خیلی چیزهای دیگه این شکلی، بهانه های خوبی نیستن. وقتی ناراحتی از یه چیزی، حرف دلت رو بزن.
کاش یه غورباقه کیوت بیاد منو نجات بده؛ سلول استرس و خشم و اجتنابم رو کنترل کنه و سلول منطق رو بیدار کنه. سلول مسئولیت پذیری رو تنبیه کنه و بگه بسه دیگه یکم ریلکس باش اتفاقی نمی افته اگه یکم دیرکنی و همیشه اولی نباشی و سلول پرخوری عصبی رو زندانی کنه. در نهایت سلول احساس زیبایی و اعتماد به نفس رو از خواب زمستونی بیدار کنه.
من تازه فصل اول رو تموم کردم و برام دوست داشتنی بود
فقط چندتا چیز هست …
شاید یکم اسپویل🙏
اول اینکه یومی و وونگ اصلا باهم یه مکالمه ی درست و حسابی نداشتن انگار فقط دوتا ادم بودن که از هم خوششون میومد، روز تولد وونگ دائم حرص میخوردم که چرا باهم حرف نمیزنن..
دومی اینکه شخصیت وونگ خیلی پیچیده بود، یومی کسیه که سریع و راحت وقتی عاشق میشه اون شخص رو اولویت قرار میده و همه ی کاراش رو بر پایه ی اون شخص انجام میده برای همین سریعتر و بهتر میتونه ابراز علاقه کنه، درحالی که وونگ آدم مغروریه که بعد از توی رابطه رفتن هم خودش اولویت قرار داره *که البته فکر میکنم درست همینه* ولی انگار درونگراست و احساس میکنه نکنه فلان حرفو بزنم ناراحت شه برای همین نصف حرف های مهمش که از نظر یومی واجبن، خورده میشه صرفا انگار چون تجربه نداره و نمیدونه چیکار کنه که بتونه یومی رو خوشحال نگه داره..
در عین حال.. نمیدونم یومی که اینقد به خودش مطمئن بود و راحت تونست کات کنه بعد از کات کردنش اینهمه اذیت شد
آخه یکی نبود بگه تو خودت اونی بودی که اول خواستی کات کنی..
بنظرم اگه توی زندگی واقعی بودیم و این اتفاقا افتاده بود من خودم از وونگ متنفر بودم😂😂
چون اونجوری دیگه نمیتونستم افکار داخل ذهنش رو مثل سریال بخونم و برام یه آدم سرد میشد که رابطهاش اولویتش نیست!
که همین فکر رو یومی هم کرد!
ما صرفا چون داریم از دیدِ دو نفر میبینم میفهمیم وونگ گناه داره ولی از دید خود اون شخص دیگه اینجوری نیست.
خلاصه با وجود همه ی اینا بنظرم وونگ یه شخصیت حمایتگر داره که خیلی بهتر از یو بابی عه
همه فقط صرفا به چشم یه سریال دیدنش ولی من انگار داشتم احساسات خودم نگاه میکردم در حدی که دوست دارم برم فصل دوم ببینم که چجوری یومی با غم بعد از کات کردن کنار اومد:)))