دانلود سریال Under the Skin Season 2
- 2024 ، iQiyi ، ترجمه اختصاصی ، درام ، رازآلود ، هیجان انگیز
- 11,367
- پنج شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

دانلود سریال Under the Skin Season 2
نام ها: زیر پوست فصل دوم
محصول: چین از شبکه iQiyi
ژانر: هیجانی | رازآلود | درام
تاریخ پخش: Dec 10, 2024
قسمت ها: 28
روز های پخش: هر روز
مدت زمان: 45 دقیقه
وضعیت: به اتمام رسیده
بازیگران:
Tan Jian Ci – Jin Shi Jia – Baby Zhang
قسمت آخر اضافه شد.
زیرنویس فارسی قسمت آخر اضافه شد.
خلاصه داستان: فصل دوم داستان اصلی فصل اول سریال «رنگآمیزی چهره و دیدن قلب انسانها» را ادامه میدهد و با ترسیم پرترهها پیچیدگیهای طبیعت انسانی را بررسی میکند. تیم «بیجیانگ» که شامل شِن یی، پرترهساز شبیهسازی، و دو چنگ، کاپیتان پلیس جنایی است؛ در فصل دوم نیز به حل معماهای انسانی و تعقیب مجرم واقعی پروندهها خواهند پرداخت.
.

.
اطلاعات بیشتر سریال
امتیاز: 8.5 از 10 (میزان آراء: 55 نفر)
سازندگان سریال:
نویسندگان:
Zhang Cai
کارگردانان:
Liu Shu Qiao
سایر عناوین سریال:
عنوان بومی سریال:
猎罪图鉴2
عنوان های دیگر سریال:
Under the Skin 2
Lie Zui Tu Jian 2
Lie Zui Tu Jian Di Er Ji
猎罪图鉴 第2季
獵罪圖鑑2
猎罪图鉴 第二季
獵罪圖鑒 第二季
.
عنوان های مرتبط:
سریال زیر پوست فصل اول Under the Skin 2022
نسخه زیرنویس فارسی چسبیده (سافت ساب)
.
زیرنویس فارسی
ترجمه اختصاصی پروموویز





با در نظر گرفتن هالیوود و سینمای ژاپن، ایده اش تکراری محسوب میشد.
از نصفه به بعد ارزش دیدن نداشت.
بازیگرا هم یجوریشون بود
ادامه تئوری و درباره بقیه تکه های پازل سریال
راجع به اون نقاشی هم
اینجا یکم شکم رفت به سمت کنترل ذهن و اینا، کسی که تمایل به کنترل ذهن شن یی داشته و الان کنترلش کم شده و همزمان رو فانگ کنترل داره، و درواقع قدرت برتر ذهن شن یی (همون چشمای بالا سر شن یی و دو چنگ تو تیتراژ)
ولی صرفا از رو نقاشی تنها حدسی که میزنم اینه که ما دو نفر تو نقاشی داریم یکی با کوله هست که داره توی فضایه سرسبز بالاتر حرکت میکنه که به نظر من شبیه شن یی و اون یکی توی فضای خاکی پایینتر داره از رو به رو میاد که یه ذره قدش بلندتره احتمالا دو چنگ
که حالا این دوتا دقیقا تو همون با حرفهای دیالوگ آخرشون که دو چنگ میگفت من رو زمین تمایل دارم بدوام و به شن یی گفتش که تو پرواز دوست داری دقیقا این فاصله اختلاف سطحی که دارن روش راه میرن و به سمت هم دارن حرکت میکنن شبیه
و برشی که فانگ کایی دقیقا بین این دو نفر انجام داد فکر میکنم شاید بیشتر مفهومش این باشه که شما دو نفر نباید باهم باشین!
حتی به نظرم میتونه اصلا مغز متفکره یک سری از جرمهای توی این دو فصل هم این فرد یا افراد بوده باشن
مثلا کسی که پشت خودکشی استاد شن یی تو فصل ۱ بود اینا باشن نه اون کلاهبرادری
کلا این فرد چه برادر دوقلوی شن یی باشه و چه یه کسی که مرتبطه باهاش
مخصوصا گذشته بچگیش قبل اشنایی با اون استاده
کسیه که در واقع شنی خیلی براش مهمه و به نظرش دقیقا اوج اشتباه و نابودی و حیف شدن شنی دقیقا همونجایی بود که از موی بلند به سمت پلیس بودن حرکت کردن و تغییر هویت داد
همون جملهای که حیف شد میتونست یه نابغه جنایتکار باشه
اینجوری بگم که انکار اون قاتل سکانس اخر یه نمونه ناقص از شن یی که نشون دهنده یه وسواس و تمایل به نبوغ کامل شن یی (حالا یا از روی ضعف یا از روی نیاز برای تکمیل نبوغ جنایتاشون یا قضیه ژن اصلاح شده یا تنفر یا چی…)
ادامه تئوری
که میگفتن اون تصویر پشت شنیی نشوندهنده شیطان درون شن یی بود یا نشوندهنده دو شخصیتی بودن شن یی
با اینا خیلی موافق نیستم
به چند دلیل
اول اینکه اگه شن یی واقعا تجزیه هویت بود تو این دو فصل خودش نشون می داد، چیزایی که ما از شن یی می بینم همدلی و درک ادما از زاویه دید خودشون و درک قلبشونه
بعدددد اون تصویر بیشتر از اینکه شیطانی باشه نشون دهنده ترس بچگانه بود
یه تصویر صورتم تو چشماش بود
که خیلی خیلی خیلی شبیه تصویر بچگی اون دختر قاتله ایدلا تو اولین پرونده فصل۲ بود
فک کنم اصلا برای همین اولین پرونده بود
شبیه چشمهای ترسیده اون بچه موقعی که خالش سگ می کشت و می گفت
“ادمای به دردنخور باید کشته شن” که به نظرم اون سکانس هینت یه اتفاق خیلی مهم توی بچگی شن یه
اگرم دقت کنید این جمله رو شن یی خودش گفت انکار که از بچگیش یادشه
و خیلی شبیه مبنای فکری فانگ درباره ژنا بود
که گفت “اون فقط یه بچه ناقص بود از یه پدر ناقص ارزش توجهت نداره!!!”
حالا شن یی که خیلی با استعداد
یا کلا قضیه بچگی خودشم به ژنتیک و کریسپر ربط داره، یا این برادر دوقلو شبیه اون دختر اون موجود کم استعدادست، که در واقع اون حس مهربونی و همزاد پنداری شن یی باعث شده که اون دوران باعث یه تاثیر روانی بزرگی توش شده باشه
تو تیتراژ اولم تصاویر متقارنی داریم که دارن به دو سمت حرکت میکنن و اکثرا شن یی که دو سمت فقط
مثلا یکی از مهمترینهاشون اینجوریه که شن یی و دو چنگ دارن به دوسمت می رن
که وایب دیوارای زندان می ده و یه چشمی از اون بالا داره نگاهشون کنه که به نظرم دقیقا همین اتفاقی که توی آخرین پرونده افتاد اینکه انگار داشتن شن یی و به یه سمت دیگه حرکت میدادن ولی حقیقت یک سمت دیگه بود فکر میکنم دقیقا به همین ربط داره
یعنی دقیقا پروژه نزدیک شدن فانگ به شن یی برای برگردوندن شنیی از اون تغییر مسیرش بود که وقتی شکست خورد رفتن سراغ کشتن دوچنگ
کلا دارم نظرم و ایدهام و تئوریم رو راجع به این آخرش اینکه اصلا شنیه دوم کی بود چرا دو چنگ رو با چاقو زدن
کلا این حس همدردیه شن یی و فانگ یا به خاطر شباهتشون بو بخاطر یا لیدرالی واقعا گذشتشون با هم مرتبطه
آخرین توضیحاتی که شن ییموقع کشیدن تصویر فانگ داره توضیح میده که من با گذشتم خداحافظی کردم و تو من یاد گذشته خودم مینداختی و اینا نه اینکه شبیه هم بودن اصلا با یه سری آدمهای ثابت مرتبط بودن و این تمایل کنترل فانگ از اونا میاد تمایلی که توی شن یی بوده ولی به خاطر دو چنگ از بین رفته
و دو چنگ گه مرکز پرگار شنیی شده، درواقع مانع اصلی برگشت شن یی به گذشتشه
برای همین باید بمیره
کلا هر دو تا دیالوگهای قسمت آخر شن یی با فانگ و دوچنگ چقدر خوب بود هر دوتاش و هم معنی موسیقی اون زمانش که خیلی کاملا مرتبط و دقیق بود خیلی محتوا راجع به شن یی درست توضیح میداد
در واقع فانگ کایی جنگیهای درونی که یه جورایی مرتبط بود با گذشته شنیی و حس گمشدگی و نیاز به کنترل و تغییر و پرواز خارج از مرز داشت توضیح می داد
و فرق بین سیاه و سفید رو نمیفهمید و چیزی که باعث شد که دقیقا فرق بین سیاه و سفید، خوبی و بدی رو مثل قطب نما بهش نشون بده دو چنگ بود و برای همین وقتی که فانگ شکست خورد دو چنگ باید میمرد
نظر و تئوری من درباره اخر فصل ۲ و کلا سریال
یه تعدادی از نظرات خوندم و با اکثرشون مخالفم
به نظرم ایده جالبیه هینتش هم توی ماجرای داستان اپرایی که هی میرفت جای شخصیتهای مختلف بازی میکرد داده شد
ولی اینکه همزمان تصویر دو تا شن یی تو سکانس آخر داریم و دقیقا از دو جهت کوچه همزمان رد میشن این احتمال چند شخصیتی خیلی خیلی کم میکنه به نظرم دو تا احتمال دیگه میمونه
۱. دوقلو
۲. تغییر چهره (یا با جراحی پلاستیک، یا ماسک، یا کلا بحث ژننتیک و کریسپر)
قبل از اینکه ایدهام رو بیشتر باز کنم بگم که کلا به نظر من برخلاف نظرات که میگفتین توی سریال بیشتر به پروندهها پرداخته و نه زندگی شخصی
من فکر میکنم تک تک پروندههایی که ما توی سریال داشتیم یه جورایی یه ربط جزئی یا حتی کلی به داستان اصلی سریال که احتمالا قراره فصل سه بهش پرداخته بشه دارن
یعنی شن یی، گذشتش، شخصیتش، ادم های مرتبط بهش و … یعنی یه جورایی هینتها و تیکههای پازل رو توی پروندهها پخش کردن
ادامه تئوری:
جراحی پلاستیک دقیقا داشتیم که اون زن اصلی پرونده فصل ۱ خودش رو شبیه بیست سالگی اون مادره میکنه
اینجا هم می تونه شن یی دوم با زمان دقیقا تغییرشخصیت شن یی جراحی شده باشه
چرا
چون کلا انگار یه ادم هایی هستن مربوط به گذشته شن یی که از این تغییر ناراضین
کسی که آخر فصل یک رفت توی خونه شن یی و تصویرش رو پاره کرد، که یا همون فانگ کایی بود یا ادم پشت فانگ کایی
شن یی دوم نمی تونه باشه چون به قد و هیکلش نمی خورد
چرا اینو میگم چونکه ما چندین بار توی این فصل این پاره کردن تصویر توسط دقیقا با فانگ داشتیم و قد و قواره شم می خورد بعد اصلا من فک نمی کنم فانگ همینجوری شانسی به شن یی نزدیک شد و داستانش این فصل تموم شده باشه
تمام رفتاراش، از اظهار نظر درباره نقاشی، این که دیگه هیچ ارجاعی به نقاشینداشت که نشون بده درک تفسیری داره، سرعت قدماش تو نمایشگاه، هرید نقاشی و غیره
نشونه اینه که از اول اینقدر هدفمند به شن یی نزدیک شد
بعد اصلا این جمله خیلی عجیبی که حیف شد اگر پلیس نمیشد
یه مجرمه نابغه میشد!!! این خیلی جمله عجیبیه!!!
اینجمله دقیقا نظر اون ادم یا ادمهای مربوط به گذشته شن یی
و ماجرای این شن یی دوم که درواقع مغز متفکر پشت نزدیک شدن فانگ به شن یی هستن
چون طولانی شد بقیش تو کامنت بعدی می گم
من یه مشکلی با قسمت ۲۵ دارم
شن یی تایید کرد
در صورتی که دو ساعت تنهایی رفته بود ساحل
چرا شن یی که انقد حساس و جزءبین و دقیق و خودش افسر انقد کلی حرفش تایید کرد
خیلی سریال خفنی بود🫠
هر چی از خفنیش بگم کم گفتم
یکی از متفاوت ترین جنایی هایی بود که دیدم🫠
ولی چرا آخر فصل ۲ اینجوری تموم شد ؟😶
برای فصل ۳ تمدیدیش نکردن؟
هعیییی دلم برای شن یی تنگ شده
اقاااا ی ریلز تو یوتیوب دیدم اومده بود همین پوستر سریالو نکاتشو در اورده بود
خودم اصلاااا دقت نکرده بودم تصویر شن یی(تو پنجره حل شده بین سبزه ها) تصویر دو چنگ (بالاسمت راست پوستر کنار پنجره) عکس جمجمه وسط پنجره، با یه سری جزئیات دیگه که مربوط به پرونده های حل شده ی این فصله
به نظرم جالب اومد من خودم ندیده بودم اینا رو اصلاااا
کسی خبر داره فصل سوم کی میاد؟
من فصل یک رو دیدم دو رو ببینم یا قشنگ نیست لطفا راهنمایی کنید چون یک رو خیلی دوست داشتم از کامنت ها دچار دوگانگی شدم اگه فصل دو تصور فصل یک رو داغون میکنه نبینم
بچه هااااااا این چی بود من آخر قسمت ۲۸ دیدم؟؟؟
ها؟؟😶😶🤔
لسپوبل رو باز نکنید ، اسپویل صحنه آخر سریاله!فقط اگه کامل دیدید ،بخونید
آخه میگم شاید چون قراره تو فصل ۳ دوچنگ نداشته باشیم ، زدن کشتنش. البته بازم میگم احتماله فقط
فصل اول شاهکار بود. فصل دوم خیلی ضعیف و وسطاش دیگه ادامه ندادم
سریال قشنگی بود پرونده های این فصل رو بیشتر از فصل قبل دوست داشتم
ولی یه چیزی که دوست نداشتم این بود که این فصل کلا به حل پرونده هاگذشت و خیلی به زندگی شخصی شخصیت های اصلی ورود نکرد تو فصل یک ما یه ذره زندگی شخصی شونو دیدیم ولی این فصل اصلا
بازی بازیگر ها حتی بازیگرها نقش فرعی عالی بود
بعد من یه چیزی از فصل اول رو نفهمیدم سکانس پایانی فصل اول نشون داد
امیدوارم فصل سوم جذاب تر از فصل اول و دوم باشه
روی ماشین دوچنگ کراشم امکاناتی که خودرو های این سریال داشته من حتی تو سریالای کره ای ندیدم
سیستم پارک خودکار
مسیر یابی خودکار
اونوقت همین چین یه مشت ماشین آشغال میده به ایرانیا سوار شن مردم خودش همچین خودروهای آخرین سیستمی
دردو نفرین
مشخص بود که فصل دو خیلی بودجهی بیشتری داره.
ولی همینطور مشخص بود که فیلمنامهنویس فصل یک چقددددرها کاردرستتر بود.
فصل دو فقط به پروندهها گذشت. اونم به سالیدترین حالت ممکن. و البته معماهایی که طرح نشده تو ذهنتون حل میشد.
حتی اگه یکم پیچیدگی داشت خود متهمین سر سکانس دو لو میدادن خودشونو…
واقعا باید پرداختن به بکگراند زندگی شخصی شنیی رو حداقل از ۱۰قسمت اخر شروع میکردن.
بااین وضعیت چشمم آب نمیخوره فصل سه هم جواب اینهمه سوالو بده.
بااون سکانس پایانی که لعنت بهشون😭😭😭😭
بااینحال دیدن جیانسی و شیجیا خیلی لذتبخش بود دوباره.
کاش وقتشو بیشتر میکردن😂😭
تازه تمومش کردم
قسمتای آخر فوق العاده بود🥹😁
جناب فانگ عجب چیزی بود… خیلی دوسش داشتم
تیپ دو چنگ و شن یی رو اینقدر متفاوت نشون دادن واقعا کار راحتی نیست… شن یی مثل افلاطون بود و دو چنگ مثل ارسطو.(ملینا اینقدر به جیانسی گفتی موچی که منم تا میدیدمش یاد موچی گفتنای تو میافتادم و ناخودآگاه میخندیدم 😂😂❤)
سریالش در کل خیلی برام آموزنده ست… خیلی خیلی
برام جذابه که سریال چقدر خوب توجه به نکات مهم اطراف رو آموزش میده، حتی یه سری ایده برای مراقبت از افراد با ویژگی های روانی مختلف یا نحوه ارتباط برقرار کردن و تحت تاثیر قرار دادنشون میده… زنگ خطر ها رو برامون پررنگ میکنه، از اهمیت بالا بودن اطلاعات عمومی میگه و به نظرم الگوی عالی ایه
رومنس نداشتنش هم اتفاقا سریال رو برام جذاب کرده بود… صحنه های بازجویی و نحوه تعامل مجرم های مختلف با پلیس رو دوست داشتم.
قطعا ریواچش میکنم و مطمئنم موقع ریواچ باز هم چیزهایی هست که ازش یاد بگیرم.
این سریال تنها سریال چینیه که بازیگرای نقش مهمانش انقدر خوب بازی میکنن که هر کدوم توانایی نقش اصلی دارن
با این که طرفدار این ژانرم و کلی سریال هالیوودی و کره ای ، معمایی جنایی دیدم اما در این ژانر ،چینی فقط دو سه تا دیدم(فعلا قسمت 4 این سریالم)
تفاوت فاحشی که چین با بقیه ی کشورها داشت در عاقبت شخصیت های داستانه(منظورم مجرم های هر قسمته)
مثلا زیاد پیش میاد که یک شخصیت تحت فشار روانی زیاد دست به جرم بزنه یا مجبور باشه و بقیه تهدیدش کرده باشن و کل داستان روی ترحم برانگیز بودنش مانور میده و در نهایت میبینیم که بخاطر همکاری با پلیس بخشیده میشه یا بخاطر این که تحت شرایط مجبور بوده که اینکارو بکنه مبرا میشه
اما توی چین کلی از بدبختی هاو دلایل طرف میگن و دل بیننده رو میشکونن اما آخرش یکراست میفرستنش زندان یا اگر قتل کرده باشه اعدام😐 یعنی انگار هیچی دیگه مهم نیست
قبل از حکم دادن باید همه ی شرایط رو در نظر بگیرن
حتی اگر درواقعیت اینطور نباشه سریال باید یکجوری درست بشه که به مردم بگه پلیس و قانون با انصافه و شرایط رو در نظر میگیره
من تا قسمت ۱۵ دیدم و واقعا دارم باهاش حال میکنم
مخصوصا اون قسمت تست های روانشناسی که شن یی از ملت میگیره خیلی برام جذابه… ازش زیاد الهام میگیرم و اولین باره سریالی تا این حد جذاب و نزدیک به حرفه و دغدغه هام میبینم.
دلم میخواد اصلا تموم نشه و هی فصل های بیشتر ازش پخش کنن… حیف که همه چیز در این دنیای فانی، تموم شدنیه🥲
و چینم دستش درد نکنه… همه سریالای بیشتر از یک فصلی که تا حالا ازش دیده بودم بازیگرا رو عوض کرده بودن، اما اینجا همرو نگه داشتن و این خیلی خوب بود .
و این که… اون دختره آئولی که داخل سریال داستان دختر مروارید نقش سویی شی جیو رو داشت خیلی توجهمو به خودش جلب میکنه… بازیگریش و جوری که جنون رو توی چشماش نشون میده باحال و هنرمندانه ست… دوست داشتم ازش سریالایی ببینم که نقش اصلی شون باشه.
ولی چقدر اون سکانس
سلام میشه برنامه چینی سلام شنبه که بازیگرای همین سریال دعوت شدن رو بزارین
دررابطه بارابطه ی شین و دوچنگ …
دقیقا دو سری ایده مختلف هست …
بعضی ها میگن رابطشون توی فصل دوم، سرد شد و از هم دورتر شدن
بعضی ها میگن، رابطشون قشنگتر و نزدیکتر شد ...
دوستی بینشون عمیقتر شد ….کاملا واضح بود …..
اما رومنس؟؟؟؟ فکر نمیکنم!!!
نویسنده کوچکترین هینتی نمیخواست بهمون بده، حالا یا عمدا یا سهواااااا ….. ۹۹ درصد تمرکز داستان فقط پرونده ها بود ….اون یک درصد باقی مونده هم نیم درصدش نشون دادن دوستی بین اون پلیس دختره و پلیس پسره بود که مشخص بود فقط دوستی نیست … و دختره خودش هم یه جا بهش اعتراف کرد …نیم درصد باقی مونده هم نشون دهنده دوستی شین و دوچنگ بود که خودش دو قسمت میشد …… سهم بیشتر این دوستی، نگرانی دوچنگ برای شین بود که چند جا خیلی واضح نشون داده شد اما از سمت شین به دوچنگ …هیچ چیز قابل ملاحضه ای نبود، به جز یک سکانس …..اونجایی که دوچنگ از دست شین عصبانی میشه و سرش داد میزنه، بعد اون ماجرا شین توی چند سکلنس، همش داره به دوچنگ نگاه میکنه و نگاه با اضطرابش نشون میداد که چه قدر ناراحته از موقعیت ….. و دوچنگم اصلا محلش نمیداد …. به جز این مورد، من هیچ حس خاصی از سمت شین ندیدم ….. و انگار نویسنده بارها میبرد تا لب چشمه اما تشنه برمیگردوند. از یه جایی به بعد دوچنگ میفهمه که شین واقعاااااا نیاز داره تا به روش خودش بره جلو ….و به وضوح توی پرونده اوپرا و فانگ دیدیم که چه قدر بهش ازادی عمل داد با وجودی که نگرانشم بود …..
….فکر نمیکنم رابطشون از همین حد دوستی توی فصل بعدی جلوتر بره ….. با وجودی که عمیقا دلم میخواد این اتفاق بیوفته ….
اما مشخصه که نویسنده ….کلا نمیخواد وارد رومنس بکنه داستان رو و از سیر جنایی و هیجانی خودش حتی برای چند دقیقه هم اصلا نمیخواد بیرون بیاد .….. در حالی که یه نظرم میتونه از سکانس های بازجویی های طولانی یکم بزنه و به ساید استوری بین شین و دوچنگ و زندگی های شخصی و خانواده هاشون و مشکلات خودشون بپردازه ……..جایی که سر پلیس دختره یکبار اینکارو کرد و خیلی هم به جا و خوب بود …… هر چند اون گفتگوی اخر بین شین و دوچنگ یکم به ایندشون امیدوارمون کرد….شین عملا به دوچنگ گفت تو هر جا باشی منم هستم …….
اما باز با اون سکانس لعنتی اخررررررررررررر …..کلا امیدمون رو پر داد.
اگه دوچنگ …واقعا چاقو خورده باشه …..و اگه توی فصل سوم نباشه، یه جوری از الان باید فاتحه فصل رو خوند…
اما اگه دوچنگ بعد ضربه چاقو، نجات پیدا کنه، یعنی یا خود شین اونو زده (همون تیوری شخصیت دوم شین) یا یکی که خودشو شبیه شین گریم کرده (و خواسته برای شین پاپوش درست کنه و هدفش از حمله به دوچنگ در اصل حمله به شین هست……)
شایدم توهم شین هست …یا توهم دوچنگ …و کل اتفاق فقط توی سرشونه …اما با توجه به کارگردانی، و زاویه فیلم برداری و نشون دادن همزمان شن و اون پسر و دوچنگ و تماس تلفنی، اصلا نمیتونه ماجرا توهم باشه
حتی فرضیه اینکه خود شین باشه هم رد میشه …. چون اینا همزمان یه جا بودن و داستان داشت کاملا آن تایم نشون داده میشد ….
هیچ چیزی به ذهنم نمیرسه در مورد اخرش
….
در رابطه با پایانش …
شین ای وقتی این مسیرو انتخاب کرد، شخصیت قبلی رو به کل از بین برد. سر پرونده اخرم هزار بار گفت که شخصیتش شبیه فانگ هست، دو لایه شخصیت داشته، اما هرگزنگفت اون لایه ی نابودگر شخصبت دیگش، هنوز توی وجودش زندس ……
در مورد سکانس اخر هیچ ایده ای خودم ندارم.
قرار بود برن جشن تولد دو چانگ که یکی به اون چاقو میزنه ….که به شدت شبیه گذشته ی شین ای هست ………. اما شین ای حتی در گذشته خودش هم نمیتونست کسی رو بکشه …..
اصلا چرا واقعا همچین چیزی رو گذاشتن اخرین سکانس?? ….
خیلی از رویوها روخوندم،اکثرا میگفتن پرونده های فصل ۱ بهتر بود … اما به نظرم پرونده های فصل ۲ هم قشنگ بود، هر کدومش یک جنبه از شخصیت تاریک ادم رو نشون میده،
یه جنایتکار …از هر قشری میتونه باشه ….هر علتی میتونه از هر کسی یه بیمار بسازه …. شین سر پرونده اخر …خیلی واضح گفت اگه به خاطر کاپیتان لی و دو چنگ نبود اونم به راه خلاف کشیده میشد …چون غریزه ی کمال گرا و هوش بیش از حدش، بالاخره اونو سمت بدی ها میکشید ….. به وضوح در تمام پرونده ها دیدیم، چه قدر ادمای اطراف یه نفر میتونن توی جنایت یک نفر موثر باشن ….. چه قدر موقعیت، محیط، خانواده …..الان جلوی یه سری ها رو گرفته …
به نظرم همه ما قابلیت بد شدن رو داریم، اما اگه بد نشدیم، فقط یه دلیل داشته، جای خوبی افتادیم، با ادمای خوبی اشنا شدیم ….
سریال یه درس بزرگ روانشناسی هست …..
بعد از پایان هر پرونده انگار یه کتاب از اون اختلال رو خوندی …
الان که یه مروری روی همه پرونده ها کردم، به نظرم قشنگترین پرونده اجرای اوپرا بود …..
واو عجب پایانی بود!!
چهار قسمت آخرو دوست داشتم. ترکیب نبوغ + آبسشن + نداشتن ظرفیت روانی برای اون نبوغ و آبسشن، خیلی ویرانگره